براي تو كه بوي بهشت ميدهي
توسط
در تاریخ 05-23-2011 در ساعت 07:17 PM (103 نمایش ها)
نمي دانم تا كي مي توانم تو را بيشتر از همه كس دوست داشته باشم؟
نمي دانم بهشت تا به كي ادامه خواهد داشت؟
نفس هاي تو بوي بهشت مي دهند....
تو مهربان ترين ستاره اي هستي كه من داشته ام...
نميدانم تا كجاي دنيا مي توانم از مهرباني تو بنويسم.
من سالهايي از دلواپسي ام را سر بر شانه تو گريسته ام ..
من دلهره هايم را در فشار آغوشت فراموش كرده ام...
وتمام كودكي ام را با آواز هاي عاشقانه تو خوابيده ام...
لا لا يي هايت خوش آهنگ ترين سرود، براي ورودم به دنياي خواب هاي طلايي بود...
هنوز هم دست هاي خسته ات بوي لالايي هاي آرام را ميدهند...
تو تنها پرنده اي هستي كه توانسته ام سالهاي سال پيشاني اش را ببوسم...
هرروز آينه ، تصوير تو را در قاب مي گيرد تا كه تنها دلخوشي ام ..
در اين روزهاي پرمشغله و اين دنياي نامرد باشد..
مادر حتي واژه ها هم براي از تو گفتن كم مي آورند...
مي خواهم براي يك بار هم كه شده تو را زيباتر از تمامي كلمات بنويسم...
بايد براي نوشتن تو واژه ها را عوض كنم...
كاش ميشد كه واژه تازه اي به دنيا مي آمد..واژه اي كه بتوان تو را با آن سرود..
همه مهرباني ها به لبخند تو مي رسند...دستهايت زيباترين مكاني ست
كه براي بوسيدن سراغ دارم...
صداي آب با صداي نفس هاي تو جاريست در خانه...
تو قلب خانه اي مادر...چشم هاي اهالي همه گرداگرد تو پرسه مي زند..
مادر، بمان ...بمان تا باشيم ...
مادر ......حلالم كن!










ارسال مطلب به ایمیل