فلکس هاست لافزن تبليغات در اينترنت
صفحه 31 از 70 نخستنخست ... 21293031323341 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 301 به 310 از 697

موضوع: ریشــــه ضرب المثل ها -

  1. #1
    Am!R~Mr
    مهمان

    Icon19 ریشــــه ضرب المثل ها -

    دو قورت و نيمش باقي است
    ضرب المثل بالا دربارۀ کسي به کار مي رود که حرص و طمعش را معيار و ملاکي نباشد و بيش از ميزان قابليت و شايستگي انتظار تلطف و مساعدت داشته باشد. عبارت مثلي بالا از جنبۀ ديگر هم مورد استفاده و اصطلاح قرار مي گيرد و آن موقعي است که شخص در ازاي تقصير و خطاي نابخشودني که از او سرزده نه تنها اظهار انفعال و شرمندگي نکند بلکه متوقع نوازش و محبت و نازشست هم باشد.
    در اين گونه موارد است که اصطلاحاً مي گويند:«فلاني دو قورت و نيمش باقي است.» يعني با تمتعي فراوان از کسي يا چيزي هنوز ناسپاس است.
    اکنون ببينيم اين دو قوت و نيم از کجا آمده و چگونه به صورت ضرب المثل درآمده است.
    چون حضرت سليمان پس از مرگ پدرش داود بر اريکۀ رسالت و سلطنت تکيه زد بعد از چندي از خداي متعال خواست که همۀ جهان را دريد قدرت و اختيارش قرار دهد و براي اجابت مسئول خويش چند بار هفتاد شب متوالي عبادت کرد و زيادت خواست.
    در عبارت اول آدميان و مرغان و وحوش. در عبادت دوم پريان. در عبادت سوم باد و آب را حق تعالي به فرمانش درآورد.
    بالاخره در آخرين عبادتش گفت:«الهي، هرچه به زير کبودي آسمان است بايد که به فرمان من باشد.»
    خداوند حکيم علي الاطلاق نيز براي آن که هيچ گونه عذر و بهانه اي براي سليمان باقي نمانده هرچه خواست از حکمت و دولت و احترام و عظمت و قدرت و توانايي، بدو بخشيد و اعاظم جهان از آن جمله ملکۀ سبا را به پايتخت او کشانيد و به طور کلي عناصر اربعه را تحت امر و فرمانش درآورد.
    باري، چون حکومت جهان بر سليمان نبي مسلم شد و بر کليۀ مخلوقات و موجودات عالم سلطه و سيادت پيدا کرد روزي از پيشگاه قادر مطلق خواستار شد که اجازت فرمايد تا تمام جانداران زمين و هوا و درياها را به صرف يک وعده غذا ضيافت کند! حق تعالي او را از اين کار بازداشت و گفت که رزق و روزي جانداران عالم با اوست و سليمان از عهدۀ اين مهم برنخواهد آمد. سليمان بر اصرار و ابرام خود افزود و عرض کرد:
    «بار خدايا، مرا نعمت قدرت بسيار است، مسئول مرا اجابت کن. قول مي دهم از عهده برآيم!»
    مجدداً از طرف حضرت رب الارباب وحي نازل شد که اين کار در يد قدرت تو نيست، همان بهتر که عرض خود نبري و زحمت ما را مزيد نکني. سليمان در تصميم خود اصرار ورزيد و مجدداً ندا در داد:
    «پروردگارا، حال که به حسب امر و مشيت تو متکي به سعۀ ملک و بسطت دستگاه هستم، همه جا و همه چيز در اختيار دارم چگونه ممکن است که حتي يک وعده نتوانم از مخلوق تو پذيرايي کنم؟ اجازت فرما تا هنر خويش عرضه دارم و مراتب عبادت و عبوديت را به اتمام و اکمال رسانم.»
    استدعاي سليمان مورد قبول واقع شد و حق تعالي به همۀ جنبدگان کرۀ خاکي از هوا و زمين و درياها و اقيانوسها فرمان داد که فلان روز به ضيافت بندۀ محبوبم سليمان برويد که رزق و روزي آن روزتان به سليمان حوالت شده است.
    سليمان پيغمبر بدين مژده در پوست نمي گنجيد و بي درنگ به همۀ افراد و عمال تحت فرمان خود از آدمي و ديو و پري و مرغان و وحوش دستور داد تا در مقام تدارک و طبخ طعام براي روز موعود برآيند.
    بر لب دريا جاي وسيعي ساخت که هشت ماه راه فاصلۀ مکاني آن از نظر طول و عرض بود:«ديوها براي پختن غذا هفتصد هزار ديگ سنگي ساختند که هر کدام هزار گز بلندي و هفتصد گز پهنا داشت.»
    چون غذاهاي گوناگون آماده گرديد همه را در آن منطقۀ وسيع و پهناور چيدند. سپس تخت زريني بر کرانۀ دريا نهادند و سليمان بر آن جاي گرفت.
    آصف بر خيا وزير و دبير و کتابخوان مخصوص و چند هزار نفر از علماي بني اسراييل گرداگرد او بر کرسيها نشستند. چهار هزار نفر از آدميان خاصگيان در پشت سر او و چهار هزار پري در قفاي آدميان و چهار هزار ديو در قفاي پريان بايستادند.
    سليمان نبي نگاهي به اطراف انداخت و چون همه چيز را مهيا ديد به آدميان و پريان فرمان داد تا خلق خدا را بر سر سفره آورند.
    ساعتي نگذشت که ماهي عظيم الجثه اي از دريا سر بر کرد و گفت:«پيش از تو بدين جانب ندايي مسموع شد که تو مخلوقات را ضيافت مي کني و روزي امروز مرا بر مطبخ تو
    نوشته اند، بفرماي تا نصيب مرا بدهند.»
    سليمان گفت:«اين همه طعام را براي خلق جهان تدارک ديده ام. مانع و رادعي وجود ندارد. هر چه مي خواهي بخور و سدّ جوع کن.» ماهي موصوف به يک حمله تمام غذاها و آمادگيهاي مهماني در آن منطقۀ وسيع و پهناور را در کام خود فرو برده مجدداً گفت:«يا سليمان اطعمني!» يعني: اي سليمان سير نشدم. غذا مي خواهم!!
    سليمان نبي که چشمانش را سياهي گرفته بود در کار اين حيوان عجيب الخلقه فرو ماند و پرسيد:«مگر رزق روزانۀ تو چه مقدار است که هر چه در ظرف اين مدت براي کليۀ جانداران عالم مهيا ساخته ام همه را به يک حمله بلعيدي و همچنان اظهار گرسنگي و آزمندي مي کني؟» ماهي عجيب الخلقه در حالي که به علت جوع و گرسنگي! ياراي دم زدن نداشت با حال ضعف و ناتواني جواب داد:
    «خداوند عالم روزي 3 وعده و هر وعده يک قورت غذا به من کمترين! مي دهد. امروز بر اثر دعوت و مهماني تو فقط نيم قورت نصيب من شده هنوز دو قورت و نيمش باقي است که سفرۀ تو برچيده شد. اي سليمان اگر ترا از اطعام يک جانور مقدور نيست چرا خود را در اين معرض بايد آورد که جن و انس و وحوش و طيور و هوام را طعام دهي؟» سليمان از آن سخن بي هوش شد و چون به هوش آمد در مقابل عظمت کبريايي قادر متعال سر تعظيم فرود آورد.
    تشکرکنندگان *S.R*,Mohammad,saraRM

  2. # ADS

     

  3. #301
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    ضرب المثلهای جهان
    انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
    ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است.
    عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.
    تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!
    انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
    ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.
    تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند.
    روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.
    ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است.
    دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد.
    لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند.
    لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند.
    یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است.
    فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند.
    عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد.
    سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است.
    آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار.
    فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه.
    یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.
    اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است.
    فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد.
    لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند.
    اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.
    فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.
    طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم.
    فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.
    اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده.
    بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم.
    لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد.
    بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است.
    انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول.
    مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو.
    مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است.
    مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.
    مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند .
    ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت
    مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند
    مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است

  4. # ADS

     

  5. #302
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    ضرب المثلهای آفریقایی

    مثل آفریقایی : شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر .
    مثل آفریقایی : به جایی که کوزۀ خودت را گذاشته ای سنگ پرتاب مکن .
    مثل آفریقایی : حتی بهترین چوب ممکن است گرفتار موریانه گردد .
    مثل آفریقایی : بر الاغ اگر پالان زرین هم بنهی باز هم الاغ است .
    مثل آفریقایی : اگرچه دریا آرام می باشد ، ممکن است تمساحی در زیر آب کمین کرده باشد .
    مثل آفریقایی : ممکن است دروغ یک سال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد .
    مثل آفریقایی : پیش از آنکه کسی را به کار بگماری دربارۀ دستمزدش با او سخن بدار .
    مثل آفریقایی : ثروت چون شبنم در آفتاب است .
    مثل مراکشی : اگر اقبال مرا رئیس قوم سازد ، از کجا معلوم که بلافاصله نابود نسازد ؟!
    مثل مراکشی : شتر کوهان خودش را نمی بیند اما کوهان همسایه اش را به خوبی مشاهده می کند .

  6. #303
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    ضرب المثلهای فرانسوی

    مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند .

    مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .

    مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود .

    مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است .

    مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن .

    مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .

    مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی .

    مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .

  7. #304
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را .
    مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.
    مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .
    مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .
    مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها .
    مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .
    مثل فرانسوی : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است.
    مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.
    مثل فرانسوی : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ایم.

  8. #305
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    ضرب المثلهای تازی (عربی)
    مثل تازی : معلوماتی که در کودکی فرا گرفته می شود مانند نقش در سنگ پایدار می ماند.
    مثل تازی : اگر مدت چهل روز با مردم بسر بری ، یا مانند آنها می شوی یا آنها را ترک می کنی .
    مثل تازی : عشق هفت ثانیه دوام دارد و هوس هفت دقیقه و اندوه و بیچارگی یک عمر .
    مثل تازی : قول مانند تیر است ، همین که پرتاب شد هیچ وقت به کمان بر نمیگردد .
    مثل تازی : اگر خواستی کسی را سعادتمند کنی ثروت او را زیاد نکن ، بکوش تا خواسته های او را کم کنی .
    مثل تازی : اگر دربارۀ دوست خواستی قضاوت کنی احمقی بیش نیستی ، زیرا اگر غلط گفته باشی گناهی است نابخشودنی و اگر راست گفته باشی چرا او را به دوستی خود برگزیده ای ؟
    مثل تازی : آنکه تندرستی دارد امید دارد ، و آنکه امید دارد همه چیز دارد .
    مثل تازی : اقامتگاه خود را دائم تغییر بده . زیرا لذت زندگی در تنوع است .
    مثل تازی : کسیکه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از دیگران نپرسد .
    مثل تازی : قدر دو چیز فقط موقعی دانسته می شود که از دست می دهیم ، تندرستی و جوانی .

  9. #306
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    ضرب المثلهای آلمانی

    مثل آلمانی : گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند .
    مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی .
    مثل آلمانی : زمان دوای خشم است.
    مثل آلمانی : عشقی که توأم با حسادت نباشد دروغی است .
    مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن .
    مثل آلمانی : روزیکه صبر در باغ زندگیست بروید به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باشید .
    مثل آلمانی : تملق سم شیرین است .
    مثل آلمانی : به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن هما
    مثل آلمانی : سند پاره می شود ، ولی قول پاره نمی شود .
    مثل آلمانی : کمی لیاقت ، جوهر توانایی در موفقیت است .
    مثل آلمانی : زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبۀ خرابه هم زندگی می کنند .
    مثل آلمانی : کسیکه در خود آتش ندارد نمی تواند دیگران را گرم کند .
    مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ در این است که در آن جا بمانی.
    مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست ، ننگ در این است که در همانجا بمانی .

  10. #307
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    مثل آلمانی : بدون دوستان به سر بردن بدتر از داشتن دشمنان است.
    مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
    مثل آلمانی : یک دروغ تبدیل به راست می شود وقتی که انسان باورش کنید.
    مثل آلمانی : بهترین توبه، خودداری از گناه است.
    مثل آلمانی : اگر می خواهی قوی باشی نقاط ضعف خود را بدان.
    مثل آلمانی : بسیاری از افراد در موقعی که برنده می شوند می بازند و بسیاری دیگر وقتی که می بازند، برنده می شوند.
    مثل آلمانی : خالی ترین ظرفها، بلندترین صداها را می دهد.
    مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
    مثل آلمانی : هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود.

  11. #308
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    ضرب المثلهای چینی
    مثل چینی : آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد .
    مثل چینی : آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد .
    مثل چینی : راستی یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد .
    مثل چینی : موقعیکه دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
    مثل چینی : مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی .
    مثل چینی : هیچ وقت بیش از زمانیکه سر و کارمان با احمق است احتیاج به هوش زیاد نداریم .
    مثل چینی : بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست .
    مثل چینی : هنگامیکه خشم حرف می زند عقل چهرۀ خود را می پوشاند .
    مثل چینی : همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند .
    مثل چینی : مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد .
    مثل چینی : آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد .
    مثل چینی : عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت.
    مثل چینی : انسان موفق لاقید نیست و انسان لاقید موفق نیست .
    مثل چینی : اگر به خاموش کردن آتش می روی ، لباس غلفی بر تن مکن .
    مثل چینی : با ثروت می توان بر شیاطین فرمانروایی کرد . بدون ثروت حتی نمی توان بره ای را احضار کرد .
    مثل چینی : مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند.
    مثل چینی : «عجله» کاری را که «احتیاط» قدغن کرده انجام می دهد.
    مثل چینی : یک مرد بزرگ عیوب مرد کوچک را نمی بیند

  12. #309
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    فصل « آ »


    آب از دستش نميچكه !

    آب از سر چشمه گله !

    آب از آب تكان نميخوره !

    آب از سرش گذشته !

    آب پاكي روي دستش ريخت !

    آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !

    آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !

    آب زير پوستش افتاده !

    آب كه يه جا بمونه، ميگنده .

    آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري !

    آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني !

    آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه !

    آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !

    آبي از او گرم نميشه !

    آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !

    آخر شاه منشي، كاه كشي است !

    آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه !

    آدم بد حساب، دوبار ميده !

    آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !

    آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !

    آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !

    آدم زنده، زندگي ميخواد !

    آدم گدا، اينهمه ادا ؟!

    آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه !

    آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !

    آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !

    آرزو بر جوانان عيب نيست !

    آستين نو پلو بخور !

    آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !

    آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !

    آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !

    آش نخورده و دهن سوخته !

    آفتابه خرج لحيمه !

    آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !

    آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه !

    آمدم ثواب كنم، كباب شدم !

    آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !

    آنانكه غني ترند، محتاج ترند !

    آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .

    آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!

    آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !

    آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !

    آنقدر مار خورده تا افعي شده !

    آن ممه را لولو برد !

    آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟

    آواز دهل شنيده از دور خوشه

  13. #310
    Am!R~Mr
    مهمان

    پیش فرض پاسخ : ریشــــه ضرب المثل ها -

    پا را به اندازه گليم بايد دراز كرد !

    پاي خروستو ببند، بمرغ همسايه هيز نگو !

    پايين پايين ها جاش نيست، بالا بالا ها راش نيست !

    پز عالي، جيب خالي !

    پس از چهل سال چارواداري، الاغ خودشو نميشناسه !

    پس از قرني شنبه به نوروز ميافته !

    پستان مادرش را گاز گرفته !

    پسر خاله دسته ديزي !

    پسر زائيدم براي رندان، دختر زائيدم براي مردان، موندم سفيل و سرگردان !

    پدر كو ندارد نشان از پدر --- تو بيگانه خوانش نخوانش پسر !

    پشت تاپو بزرگ شده !

    پنج انگشت برادرند، برابر نيستند !

    پوست خرس نزده ميفروشه !

    پول است نه جان است كه آسان بتوان داد !

    پول پيدا كردن آسونه، اما نگهداريش مشكله !

    پول حرام، يا خرج شراب شور ميشه يا شاهد كور !

    پولدارها به كباب، بي پولها به بوي كباب ،

    پول ما سكه عُمَر داره !

    پياده شو با هم راه بريم !

    پياز هم خودشو داخل ميوه ها كرده !

    پي خر مرده ميگرده كه نعلش را بكنه !

    پيراهن بعد از عروسي براي گل منار خوبه !

    پيرزنه دستش به درخت گوجه نميرسيد، مي گفت : ترشي بمن نميسازه !

    پيش از آخوند منبر نرو !

    پيش رو خاله، پشت سر چاله !

    پيش قاضي و معلق بازي !


صفحه 31 از 70 نخستنخست ... 21293031323341 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •