afftabi
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 19 از 19

موضوع: متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    نام خواننده: Chris De Burgh
    نام آهنگ: The Girl With April In Her Eyes



    There once was a king, who called for the spring
    For his world was still covered in snow
    But the spring had not been, for he was wicked and mean
    In his winter-fields nothing would grow



    And when a Traveller called seeking help at the door
    Only food and a bed for the night
    He ordered his slave to turn her away
    The girl with April in her eyes

    Oh, oh, oh, on and on she goes
    Through the winter's night, the wild wind and the snow
    Hi, hi, hi, on and on she rides
    Someone help the girl with April in her eyes

    She rode through the night till she came to the light
    Of a humble man's home in the woods
    He brought her inside, by the firelight she died
    And he buried her gently and good
    Oh the morning was bright, all the world was snow-white
    But when he came to the place where she lay
    His field was ablaze with flowers on the grave
    Of the girl with April in her eyes



    Oh, oh, oh, on and on she goes
    Through the winter's night, the wild wind and the snow
    Hi, hi, hi, on and on she flies
    She is gone, the girl with April in her eyes



    زمانی پادشاهی بود که به انتظار بهار بود


    چون سرزمینش هنوز از برف پوشیده بود

    ولی بهار نیامده بود، چون او بدجنس و خسیس بود،

    در زمینهایش در زمستان هیچ چیز نمی رویید



    و وقتی که یک مسافر برای درخواست کمک به در ِقصر آمد

    فقط برای غذا و جایی برای خواب،

    پادشاه به برده اش دستور داد او را از آنجا دور کند

    دختری با بهار در چشمانش را ...



    اوه، او پیوسته می رود

    در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی

    او پیوسته می تازد

    یکی به دختری با بهار در چشمانش کمک کند ...



    او در میان شب تاخت تا زمانی که به نور رسید

    نور ِخانه ی یک مرد فروتن در میان جنگل

    مرد او را به داخل برد، دختر در کنار نور آتش مرد

    و مرد او را با ملایمت و به خوبی دفن کرد

    اوه صبح بسیار روشن بود، تمام دنیا به سفیدی برف بود

    ولی وقتی که مرد به محلی که دختر در آن دفن شده بود رفت

    دید که آنجا با گلهایی درخشان شده است که بر روی قبر روییده اند

    بر روی قبر ِ دختری با بهار در چشمانش ...


    اوه، او پیوسته می رود

    در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی

    او پیوسته پرواز می کند

    او رفته است،‌ دختری با بهار در چشمانش ...
    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  2. # ADS
    دیده شوید، موفق شوید
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    سن
    2010
    نوشته ها
    -

    تبلیغات شما
     

  3. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    Waiting For The Hurricane



    From: Best Moves



    Standing in the foyer of the Grand Hotel

    Suitcase in his hand looking for a bill

    There''s a hurricane coming

    and everyone''s trying to get away



    Time of the season, time of the year

    The weather reporter from Miami is clear

    "Find a save place to hide," there''s no place here



    And then the lights go down

    In that Caribbean town

    And the fishing boats that go out from the coast

    Are tied up and dry, yeah yeah yeah



    Suddenly there''s a movement to the telephone

    But nobody''s calling home tonight

    They''ve taken out the very last flight

    And they close down the borderline



    ''Cos there ain''t nowhere to hide

    Waiting for the hurricane

    There is nowhere here to hide

    Waiting for the hurricane

    Oh there is nowhere you can hide

    Waiting for the hurricane, no no no no...



    Staring out the window of the Grand Hotel

    The sea was roaring, I remember well

    And then the honeymoon bride began to cry



    But as the band played on

    Some old love song

    Well he held her hand

    Gave her to understand

    It''ll be alright, yeah yeah yeah



    Suddenly there''s a movement to the radio

    But nobody''s getting home tonight

    They''ve taken out the very last flight

    And they closed down the borderline



    ''Cos there ain''t nowhere to hide

    Waiting for the hurricane

    There is nowhere here to hide

    Waiting for the hurricane

    Oh there is nowhere you can hide

    Waiting for the hurricane

    Oh there is nowhere you can hide

    Waiting for the hurricane

    Oh oh, waiting for the hurricane

    Oh oh, waiting for the hurricane

    No no no no...





    در انتظار طوفان



    در سرسرای هتل ایستاده است

    با چمدانی در دست در انتظار تصفیه حساب

    طوفانی در راه است

    و هر کسی سعی میکند تا بگریزد



    در چنین فصلی ، در این وقت سال

    گزارش آب و هوا از میامی روشن است

    در جایی امنی پناه گیرید ،اما اینجا چنین جایی وجود ندارد



    و آنگاه در شهری بر ساحل کارائیب

    نور چراغها کم میشود

    و قایق های ماهیگیری که معمولا به دریا میروند

    کنون در خشکی بسته شده اند ،آری آری آری



    هجومی ناگهانی بسوی تلفن

    اما امشب کسی به خانه زنگ نمیزند

    آنها بسوی آخرین پرواز شتافته اند

    اما مرزها بسته شده اند



    دیگر جایی برای گریختن نیست

    در انتظار طوفان

    جایی برای گریختن نیست

    در انتظار طوفان

    آه جایی برای پنهان شدن نیست

    در انتظار طوفان نه نه نه



    از پنجره گراند هتل به بیرون خیره شدم

    دریا می خروشید، بخوبی بیاد می آورم

    آنگاه اشکهای نو عروس سرازیر شد



    اما همین که نوازندگان

    آهنگهای عاشقانه خاطره انگیزی را شروع بنواختن کردند

    او دست محبوبش را فشرد

    و به او دلداری داد

    که همه چیز درست میشود، آری آری آری



    ناگهان هجومی دیگر بسوی رادیو

    اما امشب کسی به خانه نمی آید

    آنها بسوی آخرین پرواز شتافته اند

    و مرزها بسته شده اند



    جایی برای پنهان شدن نیست

    در انتظار طوفان

    جایی برای گریختن نیست

    در انتظار طوفان

    نه نه نه
    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  4. # ADS
    دیده شوید، موفق شوید
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    سن
    2010
    نوشته ها
    -

    تبلیغات شما
     

  5. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    Heart of Darkness





    Last night I saw it there

    shining in the dark again

    The light that all men seem to fear

    They say that sailors were drowning in the bay

    And people kept away

    Waiting for the riches that a wreck would bring

    When the morning comes

    And on and on that light returns again

    To haunt the ones who would not hear the pain



    I took the old path down

    climbing over rocks and stones

    The place I knew when I was young

    And in my fear I had to carry on

    Where no-one else had gone

    Looking in the heart of darkness from above

    To the man inside

    I took my chance and set off for the light

    And started the journey of my life



    And in the darkest hour that light was calling me

    Through the doorway to another world

    And there below me I saw all the days of my life

    Till the moment I stood on the shore

    Worlds away, this was my destiny

    To be back here in another time

    And all around me I saw the faces that I knew

    Reaching out, "there is nothing to fear,"

    Worlds away

    Come with me



    Last night I saw it there, shining in the dark again

    The light that all men seem to fear



    Come with me, come with me,

    come with me...







    قلب ظلمت





    دیشب در آنجا دیدمش

    که در تاریکی میدرخشید

    نوری که گویا همگی از آن می هراسند

    می گویند که ملوانان در خلیج غرق گشته اند

    و مردم در انتظار اموالی از کشتی غرق شده

    وقتی که سپیده سر میزند

    دوباره آن فروغ باز می تابد

    برای تسخیر آنان که درد را برنمی تابند



    به کوره راه قدیمی سرازیر شدم

    صخره ها و سنگها را در می نوردیدم

    جایی که در جوانی می شناختم

    با وجود وحشتی که داشتم ناچار از پیمودنش بودم

    جایی که پای کسی به آن نرسیده است

    از آن بالا به قلب تاریکی نگریستم

    به مرد درونم

    بختم را آزمودم و بسوی روشنایی رهسپار شدم

    و ایچنین سفر زندگیم آغاز گشت



    و در تاریکترین لحظات آن نور مرا فرا میخواند

    بسوی آستانی بر دروازه جهانی دیگر

    و در آن پایین تمام روزهای عمرم را میدیدم

    تا زمانی که بر کرانه ایستادم

    از روزگاران دور تقدیرم چنین بود

    تا در زمانی دیگر به اینجا باز گردم

    و در تمامی اطرافم چهره هایی را میدیدم که می شناختم

    دریافتم که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد

    از روزگارانی دور

    با من همراه شو



    دیشب آنجا دیدمش که در ظلمت میدرخشید

    نوری که گویا همه از آن می هراسند



    با من بیا ، با من همراه شو

    با من همراه شو
    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    Sailing Away





    Waiting at the water''s edge

    Watching all the ships

    As they are heading for the harbour wall

    I was just a boy

    I was just a boy

    Dreaming of the wide world

    Dreaming of the wide world



    Watching as they disappear

    Reading out the names

    Of all the places I have never been

    Looking out to sea

    Staring out to sea

    Dreaming of a wide world

    Dreaming of the wide world



    I wish I was sailing away

    Sailing away

    Sailing away, with you tonight

    With you tonight



    Walking down another street

    Underneath the red lights

    I am watching where the shadows fall

    Looking at the girls

    Listening to the girls

    Dreaming of a new world

    Dreaming of that new world



    I wish I was sailing away

    Sailing away

    Sailing away, in your arms tonight

    In your arms tonight



    I wish I was sailing away

    Sailing away

    Sailing away, with you now

    With you now...



    سفر به دور دستها



    کنار دریا ایستاده ام

    کشتی هایی را می نگرم

    که بسوی بندرگاه روان هستند



    تنها پسر بچه ای بودم

    تنها پسر بچه ای بودم

    در رویای جهانی پهناور

    در رویای جهانی پهناور



    میدیدم که ناپدید میشوند

    بروی آنها نام جاهایی را میخواندم

    که هیچگاه ندیده بودم

    به ورای دریا می نگریستم

    به ورای دریا خیره شده بودم

    در رویای جهان پهناور

    در رویای جهان پهناور



    کاش بر دریاها سفر میکردم

    بر دریا سفر میکردم

    بر دریا سفر میکردم در کنار تو،امشب

    در کنار تو، امشب



    بسوی خیابان سرازیر میشوم

    زیر نور چراغهای قرمز

    جایی را مینگرم که سایه هایی فرو افتاده اند

    دخترانی را مینگرم

    به آنها گوش فرا میدهم

    در آرزوی دنیایی نو

    در آرزوی دنیایی نو



    ای کاش که بر دریاها میراندم

    بر دریاها میراندم

    در دریاها میراندم در آغوش تو،امشب

    در آغوش تو، امشب



    ای کاش که بر دریاها میراندم

    بر دریاها میراندم

    بر دریاها میراندم، کنون در کنار تو

    کنون در کنار تو
    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  7. Top | #14


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    دیگر از چیزی نمی هراسم





    When I''m lying in the arms

    Of the woman I love

    I''m completely at peace with the world

    And the dark clouds around me

    That often surround me

    Just fall away into the night

    I''m not scared anymore



    زمانیکه در آغوش کسی که

    دوستش دارم آرمیده ام

    با دنیا سر صلح و سازگاری دارم

    و ابرهای تیره ای که اغلب

    دور و برم را احاطه می کنند

    در دل شب فرو می روند

    دیگر از چیزی نمی هراسم





    When I can''t sleep at night

    And I just stare at the moon

    Listening to your beating heart

    To know that you''re with me

    And the love that you give me

    Keeps me from falling apart

    I''m not scared anymore



    زمانیکه شب هنگام خوابم نمیبرد

    و به ماه خیره میشوم

    به تپش قلبت گوش فرا میدهم

    چراکه میدانم در کنارم هستی

    و عشقی که بمن میبخشی

    مرا از سقوط باز میدارد

    دیگر از چیزی نمی هراسم



    You are near, you are here



    تو نزدیکم هستی ، تو اینجایی





    When I think about the ways

    Of the other world

    And all the ones who''ve gone before

    Well I believe they can see us

    Believe they are with us

    Hear every word that we speak

    I''m not scared anymore



    زمانیکه دروازه های دنیای دیگر می اندیشم

    و آنان که پیش از این رهسپار شده اند

    باور دارم که ما را میبینند

    باور دارم که همراهمان هستند

    هر کلمه ای را که می گوییم میشنوند

    دیگر از چیزی نمی هراسم



    Oooh

    They hear every word that we say

    Oooh

    When I have my lover with me

    I''m not scared anymore

    I''m not scared anymore



    آه آنها هر کلمه ای را که می گوییم میشوند

    آه زمانی که عشقم را همراهم دارم

    دیگر از چیزی نمی هراسم

    دیگر از چیزی نمی هراسم





    When I''m looking at my children

    And the world where we live

    And the violence coming every day

    Well I know I''ll protect them

    With the power of my love

    To the very last drop of my blood

    I''m not scared anymore





    زمانیکه به فرزندانم می نگرم

    و جهانی که در آن زندگی می کنیم

    بلایا هر روز سرازیر میشوند

    اما میدانم که از آنها با قدرت عشقم

    و تا آخرین قطره خونم

    محافظت خواهم کرد

    دیگر از چیزی نمی هراسم



    Can you hear me, I am near

    Can you see me, I am here



    آیا صدایم را میشنوی ، در کنارت هستم

    آیا مرا میبینی ، اینجا هستم
    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  8. Top | #15


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    There's a Spanish train that runs between
    Guadalquivir and old Saville
    And at dead of night the whistle blows
    and people hear she's running still...
    And then they hush their children back to sleep
    Lock the doors, upstairs they creep
    For it is said that the souls of the dead
    Fill that train ten thousand deep!!
    Well a railwayman lay dying with his people by his side
    His family were crying, knelt in prayer before he died
    But above his bed just a-waiting for the dead
    Was the Devil with a twinkle in his eye
    "Well God's not around and look what I've found
    this one's mine!!
    Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light
    And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night!!
    But the Devil just grinned and said "I may have sinned
    But there's no need to push me around
    I got him first so you can do your worst
    He's going underground!!
    "But I think I'll give you one more chance"
    said the Devil with a smile
    "So throw away that stupid lance
    It's really not your style"
    "Joker is the name, Poker is the game
    we'll play right here on this bed
    And then we'll bet for the biggest stakes yet
    the souls of the dead!!"
    And I said "Look out, Lord, He's going to win
    The sun is down and the night is riding in
    That train is dead on time, many souls are on the line
    Oh Lord, He's going to win!.."
    Well the railwayman he cut the cards
    And he dealt them each a hand of five,
    And for the Lord he was praying hard
    Or that train he'd have to drive...
    Well the Devil he had three aces and a king,
    And the Lord, he was running for a straight,
    He had the queen and the knave and nine and ten of spades,
    All he needed was the eight...
    And then the Lord he called for one more card,
    But he drew the diamond eight,
    And the Devil said to the son of God,
    "I believe you've got it straight,
    So deal me one for the time has come
    To see who'll be the king of this place,
    But as he spoke, from beneath his cloak,
    He slipped another ace...
    Ten thousand souls was the opening bid,
    And it soon went up to fifty-nine,
    But the Lord didn't see what the Devil did,
    And he said "that ts me fine",
    "I'll raise you high to a hundred and five,
    And forever put an end to your sins",
    But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"
    And I said "Lord, oh Lord, you let him win,
    The sun is down and the night is riding in,
    That train is dead on time, many souls are on the line,
    Oh Lord, don't let him win..."
    Well that Spanish train still runs between,
    Guadalquivir and old Saville,
    And at dead of night the whistle blows,
    And people fear she's running still...
    And far away in some recess
    The Lord and the Devil are now playing chess,
    The Devil still cheats and wins more souls,
    And as for the Lord, well, he's just doing his best...
    And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,
    The sun is down and the night is riding in,
    That train is still on time, oh my soul is on the line
    یک قطار اسپا نیایی در حال حرکت است
    از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)
    در عمق شب سوت قطار به صدا در می اید...و مردم میشنوند که همچنان درحال حرکت است...
    و بعد آنها بچه هایشان را ساکت کردن وبرای خواب بر میگردانند..
    درها را قفل میکنند و آرام به طبقه بالا میخزند..
    برای اینکه گفته شده بود ارواح مرده آن قطار را پر کرده بودند... به عمق 10 هزار
    یکی از ماموران راه آهن در بستر مرگ بود درحالیکه آشناهایش در کنارش بودند.
    خانواده اش درحال گریه بودند...زانو زده بودند و قبل از مرگش دعا میکردند.
    اما درحالیکه چیزی به مرگش باقی نمانده بود بالای تخت خوابششیطان با برقی در چشمانش ایستاده بود "خوب.خدا در این اطراف نیست تاببیند من چه چیزی پیدا کردم...این یکی از آن من است"
    در همان لحظه خدا با یک برق خیره کننده ظاهر شد .و به سوی شیطان فریاد زد که:برو گمشو به اعماق شب...
    ولی شیطان فقط پوزرخندی زد و گفت" ممکن است من مرتکب گناهی شده باشم ولی احتیاجی نیست که مرا از خودت برانی.
    من آنرا زودتر به دست آوردم .پس تو هرکاری که از دستت برمیاد میتوانی انجام بدهی(بدترین کاری که ازدستت بر میاد).او داره به اعماق زمین میرود .
    ولی من فکر میکنم یه شانس دیگر به تو خواهم داد..این را شیطان با یک لبخند گفت.
    پس آن نیزه احمقانه را کنار بذار. چون این واقعا روش تو نیست.
    اسم بازی جوکر و نام آن پوکر است
    ما بازی خواهیم کرد درست همینجا روی تخت او و ماشرط بندی میکنیم برای بزرگترین جایزۀ ممکن.... روح این مرده..."
    و من گفتم:"خدایا..مراقب باش..او دارد برنده میشود.خورشید غروب کرده و شب فرا میرسد.آن قطار خواهد مرد...ارواح زیادی در خطر هستند...
    اوه خدا...او دارد برنده میشود."
    بعد مامور راه آهن ورقها رو بُر زد و به هر کدام 5 کارت داد و او برای خدا به سختی دعا میکرد وگرنه قطاری که مجبور به هدایتش بود...
    بهر حال...شیطان سه آس داشت با یک شاه...
    و خدا...او داشت استریت رو جور میکرد.اون یک ملکه (بی بی)داشت.و یک سرباز و نه و ده پیک.تنها چیزی که لازم داشت یک هشت بود.
    بعد خدا یه کارت دیگه خواست...ولی يه هشت خشت دريافت كرد...
    و شیطان به خدا گفت:"گمتن میکنم میخواستی استریت کنی...پس یک ورق به من بده که تا وقت باقیست بفهمیم چه کسی پادشاه اینجاست."
    ولی درحالیکه اون حرف میزد از زیر ردای خود یه اس دیگه در آورد...
    ده هزار روح پیشنهادِ شروع کار بودند...و او خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید...
    اما خدا کاری را که شیطان کرد ندید و گفت:همین کافی است ..من 150روح اضافه میکنم و برای همیشه به گناهان تو پایان خواهم داد...
    ولی شیطان فریاد بلندی کشید:من بردم!
    و من گفتم:خدایا...اوه خدایا...تو اجازه دادی او برنده شود
    خورشید غروب کرده و شب در حال فرا رسیدن است...قطار خواهد مرد ...ارواح زیادی در خطرهستند..اوه خدایا به او اجازه نده ببرد...
    بهرحال آن قطار اسپانیایی هنوز در حال حرکت است
    از گوادال کیویر(نام محل) تا اولد سویل(محل)
    و در اعماق شب سوت قطار به صدا در آمد... و همه میترسند از اینکه قطار هنوز حرکت میکند....
    و خیلی دورتر پس از یک استراحت کوتاه..خدا و شیطان حالا در حال بازی شطرنج هستند..و شیطان هنوزهم تقلب میکند و ارواح بیشتری میبرد...و درباره خدا...او بهترین کاری که از دستش برمیاید انجام میدهد..
    و من گفتم خدایا...اوه خدایا تو باید برنده بشوی...
    خورشید غروب کرده و شب فرا رسیده..آن قطار خواهد مرد....اوه روح من هم در خطر است...
    اوه خدایا تو باید برنده شوی...

    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  9. Top | #16


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربر مفید
    محل سکونت
    tehran geles
    نوشته ها
    8,684
    می پسندم
    5,058
    مورد پسند : 5,644 بار در 2,195 پست
    حالت من : Relax
    میزان امتیاز
    1057

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    The Head and The Heart
    Let us talk no more, let us go to sleep,

    Let the rain fall on the window pane,

    And fill the castle keep,

    I am weary now, weary to my bones,

    Weary from the travelling,

    And the endless country roads,

    That brought us here tonight, for this weekend,

    And a chance to work it out,

    For we cannot live together, and we cannot live apart,

    It's the classical dilemma between the head and the heart;

    She is sleeping now, softly in the night,
    And in my heart of darkness she has been the only light,
    I am lost in love, looking at her face,
    And still I hear the voice of reason,
    Telling me to chase these dreams away,
    Oh here we go again, we're divided from the start,
    For we cannot live together, and we cannot live apart,
    It's the classical dilemma between the head and the heart,
    The head and the heart;
    Now the dawn begins, and still I cannot sleep,

    My head is spinning round but now the way is clear to me,
    There is nothing left, nothing left to show,
    The jury and the judge will see, it's time to let her go,
    Now hear the heart:
    I believe that time will show,
    She will always be a part of my world,
    I don't want to see her go;

    So I plead my case to hear the heart,

    And stay...

    It's time to let her go - I don't want to let her go...
    It's time to let her go - I don't want to let her go...

    It's time to let her go...

    And in this classical dilemma

    عقل و قلب
    اجازه بدهید بیشتر صحبت کنیم ، به موضوع خوابیدن ،

    اجازه بدهید باران به بارد و سقوط کند در قاب پنجره ،

    امانت داری کن از قصری که پر شده

    من در حال حاضر خیلی خسته شدم ، خسته به مغز استخوان ،

    خسته از سفر ،

    درکشوری با جاده های بی پایان ،

    عشق ما امشب مارا به اینجاکشانده ، برای آخر هفته ،

    و فرصتی برای این کار ،

    ما نمی توانیم کنار هم زندگی کنیم ، ما از هم فاصله داریم ،
    این معضل کلاسیک همیشه بین عقل و قلب بوده

    میدونم که در حال حاضر خوابیدی ، در این شب ارام ،
    قلب تاریک من فقط یک درخشش تنها داره ،
    من در چهره تو دنباله عشق از دست رفته ام میگردم ،
    و هنوز می شنوم صدای عقل خودم رو ،
    به من میگه این یک رویایه غیر ممکنه که من دنبالش هستی

    رویاهای دور ،
    اه این همان مکانی هست که ما از همان اول از هم جدا شدیم
    ما نمی توانیم کنار هم زندگی کنیم ، ما از هم فاصله داریم ،
    این معضل کلاسیک همیشه بین عقل و قلب هست ،
    عقل و قلب .............
    در حال حاضر سپیده دم آغاز شده ،ومن هنوز هم نخوابیدم ،
    من همیشه به این موضوع فکر میکنم ، ولی میدونم که راه برای من روشن هست
    هیچ چیزی سمت متروکه ها نیست ،و چیزی هم متروکه ها رو نشون نمیده ،
    باید خودت قضاوت کنی ، وقت آن است که خودت تصمیم بگیری ،
    گوش کن به صدای قلبت :
    من باور دارم که زمان نشان خواهد داد ،
    تو همیشه بخشی از دنیای من هستی ،
    من نمی خوام لحظه رفتن تورو ببینم

    پس خواهش میکنم به این مورده دل من گوش کن ،

    و کنارم باش ..........

    من نمی خوام از قلبت برم ، به عقلت اجازه رفتن بده ........
    من نمی خوام از قلبت برم ، به عقلت اجازه رفتن بده.........

    وقت آن است که اجازه بدی عقلت بره ...
    و در این معضل کلاسیک ،

    من جستجو میکنم --- قلبم رو.........،
    ترجمه از غروی
    تشکرکنندگان *Sajjad*,majhool3-mrikh,رها69
    با ایــنکه الانــ پـــــــیـــشَمیـــ تو عالیهـــ
    اِسمِتـــ با ماتــــیک رو آینَســـ کهـ داره وا میـــره
    بازم کمه نه ، بازم کمه نه ،بازم کمه نه ،می خوام نره نه
    هِروئـــــین مَنی تو داریـ الانــ یِکو یهــ وَقت نَری دو
    نَدیــ بِم اونـــ حِســ غَریبو چونـــ بَرمیـــگَردی آره
    بَرمیــگَردیــ . . .


  10. Top | #17
    کاربر جدید


    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    می پسندم
    26
    مورد پسند : 11 بار در 6 پست
    حالت من : Khoshhal
    میزان امتیاز
    95

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    مرسی از این کارت ولی ای کاش لینک دانلود این ترانه ها رو هم می ذاشتی...
    تشکر کنندگان : *Sajjad*

  11. Top | #18
    داره صمیمی میشه


    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    عنوان کاربر
    کاربرانجمن
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    391
    می پسندم
    343
    مورد پسند : 861 بار در 261 پست
    حالت من : Delvapas
    میزان امتیاز
    177

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    خیلی عالیه ایمان جان
    ولی [برای مشاهده لینک ها ثبت نام کنید] راست میگه. لینک دانلودشون رو هم بذار.:love0041:
    تشکر کنندگان : *Sajjad*




    در نـــ ــگاه کساني که پــ ـــــرواز را نمي فهمنـــ ـــد هـــ ــــرچه بيشــ ـــــتر
    اوج بگيـــ ــري، کوچــ ـــکتر خواهي شد
    :gol3::gol3:

  12. Top | #19


    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    عنوان کاربر
    پیشکسوت انجمن
    نوشته ها
    36,053
    می پسندم
    9,101
    مورد پسند : 7,733 بار در 3,582 پست
    حالت من : Mehraboon
    میزان امتیاز
    3823

    پیش فرض پاسخ : متن آهنگ های کریس دی برگ با ترجمه

    هر کدوم رو خواستید بگید براتون بزارم فقط اسم بگید :love0041:
    الهی
    یا حمید به حق محمد
    یا عالی به حق علی
    یا فاطر به حق فاطمه
    یا محسن به حق الحسن
    یا قدیم الاحسان به حق الحسین

    الهم عجل لوليك الفرج


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
صنایع فلزی صانع
Responsive Design
تماس با مدیریت سایت : 09357816755