تبلیغات شما
نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: تاثیرگذارترین مردان و زنان جهان

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    5
    عنوان کاربر
    کاربر رسمی
    آدرس سایت
    انتخاب نشده
    محل سکونت
    Yardımcısı kalp
    نوشته ها
    17,800
    میانگین پست در روز
    13.12
    می پسندم
    4,394
    مورد پسند : 6,474 بار در 2,671 پست
    نوشته های وبلاگ
    12
    حالت من : Ashegh
    میزان امتیاز
    1973

    پیش فرض تاثیرگذارترین مردان و زنان جهان

    مهرنامه: صد چهره برتری که دو ماهنامه فارن پالیسی به صورت سالیانه منتشر می کند بر اساس رای گیری از نظرات و آرای خوانندگان صورت می گیرد. اولین فهرست صد نفره فارنپالیسی در نوامبر 2005 منتشر شد و در ژوئن 2008 معرفی این صد چهره از سوی فارن پالیسی به صورت مشترک با مجله پراسپکت در بریتانیا صورت پذیرفت.

    هدف از تعیین این چهره ها هم مشخص کردن 100 فرد «اثرگذار» و «زنده ای» است که در رشته های مختلف و در سطح جهان فعالیت دارند. بر اساس محل تولد، تقریباً 40 درصد این چهره ها از ایالات متحده آمریکا و کانادا هستند؛ 25 درصد از اروپا، 22 درصد از خاورمیانه و شرق دور؛ کمتر از 5 درصد هم از سایر مناطق هستند؛ آمریکای لاتین با 4 درصد و استرالیا با 3 درصد.

    همچنین کمتر از 8 درصد این فهرست را زنان تشکیل می دهند. تاکیر بر این نکته ضروری است که این انتخاب بر اساس نظرسنجی از خوانندگان صورت می گیرد و «زبان» و «ملیت» خوانندگان نقش مهمی در انتخاب چهره های مد نظر دارد و از آنجا که زبان اول یا دوم در بسیاری از نقاط دنیا انگلیسی است، بدیهی است که چهره های انگلیسی زبان نقش آشکارتری برای انتخاب شدن دارند.

    تقریبا تمام رای دهندگان آفریقایی هم از کشور نیجریه هستند. امسال هم این نشریه در شماره نوامبر – دسامبر 2012خود به معرفی این 100 چهره پرداخته است و ما هم به معرفی این چهره ها می پردازیم.

    1- آنگ سان سوچی / تین شن

    برای اثبات اینکه تغییر می تواند در همه جا رخ دهد حتی در سرکوبگرترین دولت های جهان


    عضو پارلمان / رئیس جمهور

    در سال 2012 وقتی دنیا شاهد در غلتیدن سوریه به جنگ داخلی بود و بهار عربی آرام آرام می رفت که در هاله ای از بدبینی قرار گیرد، دموکراسی های نوپای منطقه برای آزادی جدیدی که به دست آورده بودند تقلا می کردند. یکی از قابل توجه ترین و غیرمنتظره ترین دگرگونی های سیاسی عصر ما در جای دیگری از این جهان رخ نمود: در برمه، کشوری که در زمره سرکوبگرترین دولت های جهان قرار داشت در زیر رهبری 2 فردی که رو در روی یکدیگر بودند آغاز به اصلاح خود کرد.

    حدود 20 سال مخالفی به نام آنگ سان سوچی از سوی هونتاهای نظامی برمه در حبس خانگی قرار داشت؛ هونتاهایی که از سال 1962 پرده ای آهنین بر فراز این کشور کشیده بودند. اکنون همین خانم سوچی یکی از اعضای منتخب پارلمان برمه است و این به یمن حضور رئیس جمهوری اصلاح طلب به نام «تین شن» است؛ ژنرال سابق که غالبا از او با عنوان «بی دست و پا» و «بوروکرات کتاب دوست» یاد می شود.



    تین شن که باعث شد بسیاری انگشت حیرت به دهان برند، محدودیت بر آزادی بیان در کشور را به تدریج برداشت و از سال 2011 که به قدرت رسید، دست به بازگشایی در فضای اقتصادی زد. امسال که ایالات متحده روابط دیپلماتیک با برمه را از سر گرفت (هونتاهای این کشور در سال 1989 آن را بار دیگر میانمار نامیدند) و محدودیت های اقتصادی و رفت و آمد برداشته شد، دولت تین شن سانسور رسانه ها را محدود و صدها زندانی سیاسی را از زندان آزاد کرد.

    آنگ سان سوچی فعال سیاسی میانه رو و چهره ای نمادین که هوادارانش بطور خلاصه وی را «بانو» خطاب می کنند شاید شریکی برای تین شن تلقی نشود اما با کار خود بر قدر و قیمت خویش افزود؛ پس از 20 سال حبس خانگی به استقبال سیاست عملی آلوده رفته است.

    اگرچه تلاش های برمه در آغاز راه است – سوچی هشدار داده که سرمایه گذاری های بین المللی سریع نیست و خشونت های قومی بیشتر و شدیدتر شده است – اما اشتیاق بانو و ژنرال ها برای استقبال از سازشی کوتاه مدت و تشویق مصالحه بلند مدت در کشوری که یکی از منزوی ترین کشورهای دنیا بود چیزی است که باید آن را تقدیر کرد. در نهایت، خانم سوچی توانست جایزه صلح نوبل 1991 خود را در ماه ژوئن دریافت کند. او از این فرصت استفاده کرد تا کسانی مثل خود را به یاد ما آورد که در دور افتاده ترین نقاط دنیا مبارزه می کنند: «فراموش شدنهم مرگ تدریجی است. این فراموشی از دست دادن پیوندهایی است که ما را به بقیه انسان ها وصل می کند.»

    چنین احساسی از حلب تا هاوانا و پیونگ یانگ و سایر کشورهایی از این دست وجود دارد اما چنانکه تین شن و سوچی نشان دادند، این احساس نباید دائمی باشد.



    2- منصف مرزوقی


    برای زنده نگهداشتن ایده بهار عربی


    رئیس جمهور / تونس

    وقتی روح سال 2011 (بهار عربی) در میانه خشونت های مذهبی در مصر و لیبی و جنگ داخلی خونین در سوریه ناپدید شد، تونس با نظام سیاسی تلاشگر و در عین حال قوی و نظام اقتصادی که بار دیگر در حال رشد است همچنان نوید بخش ترین داستان از موفقیت بهار عربی باقی ماند. بسیاری از این موفقیت ها به منصف مرزوقی بازمی گردد که از دسامبر 2011 قدرت را در دست گرفت و با رویکرد و خردی که به کار گرفت اوضاع را به پیش برد در مجمع عمومی سازمان ملل که در سپتامبر برگزار شد این پزشکی که به فعال دموکراسی خواه تبدیل شد از سازمان ملل خواست دیکتاتوری را یک «بیماری» اعلام کرده و پیکاری رسمی علیه حاکمان دیکتاتور مثل تاسیس دادگاهی بین المللی برای داوری در مورد انتخابات و مشروعیت دولت را آغاز کندتا مانع از این شود که دیکتاتورها در گام اول قدرت را یکباره قبضه کنند.



    مرزوقی گفت: «بر ما واجب است تا برنامه ای بلندپروازانه و شجاعانه برای حذف دیکتاتوری داشته باشیم چنانکه از شر فلج اطفال و آبله رها شویم.»

    اما مرزوقی به عنوان استاد بهداشت همگانی یک ایده آلیست ساده لوح نیست. او که تحسینگر گاندی بود در اوایل فعالیت، خود را وقف حقوق بشر کرد و در عنفوان جوانی به هند سفر کرد و پس از آپارتاید هم به آفریقای جنوبی رفت.

    او به عنوان رئیس یکی از سازمان های مهم حقوق بشری در تونس در رژیم زین العابدین بن علی چندین بار بازداشت و سرانجام وادار به تبعید و اقامت در فرانسه شد. وی در آنجا به یکی از چهره های معروف اپوزیسیون لیبرال تونس تبدیل شد اما به دلیل همکاری با جنبش النهضه خشم بسیاری از هواداران و همکاران خود را برانگیخت. پس از سقوط بن علی، او به کشورش بازگشت و از سوی مجلس موسسان به ریاست جمهوری تونس برگزیده شد.

    مرزوقی به عنوان یک سکولار متعهد که ناظر بر نگارش قانون اساسی است اصرار دارد احزاب اسلامی در دولت تونس هم نقش داشته باشند هر چند وی آنگاه که این احزاب پا از حد خود فراتر می دهند در برابر آنها می ایستد. اوسلفی های محافظه کار افراطی را گروهی «بسیار خطرناک» و خارج از مسیر اصلی توصیف می کند. اگر کسی باشد که بتواند تونس را از این مسیر گذار به دموکراسی برساند – و الگویی امیدوارانه برای منطقه ای پرآشوب خلق کند – او کسی نیست جز مرزوقی که دارای ترکیبی مناسب از سرسختی و قضاوت صحیح بوده و تحولات پیش روی کشورش را می شناسد.



    3- بیل و هیلاری کلینتون

    برای تفکر درباره فردا

    رئیس جمهور سابق – نیویورک / وزیر خارجه – واشنگتن

    چه آنها را دوست داشته باشید و چه از آنها نفرت داشته باشید، این زوج قدرت در آمریکا جدی ترین هواداران بین الملل گرایی لیبرال هستند: نگاهی که بر اساس آن دولت می تواند از یک سو داخل را شکوفا سازد و از سوی دیگر بدون دشمن تراشی در خارج، توسعه و دموکراسی را ترویج کند.

    این گونه دیگری از استثناگرایی آمریکایی است مبتنی بر چیزی بیش از قدرت آتش (نیروی نظامی)، در سالی انتخاباتی در آمریکا که اغلب شبیه به «انتقام گرایی راندی در برابر پوپولیسم فرصت طلب» در اقتصاد و «تجاوزگری سنگین در برابر واقع گرایی بی روح» در سیاست خارجی است، تعجبی ندارد که آمریکا گرفتار یک مورد جدی از نوستالژی کلینتونی باشد.



    در یک تغییر جالب توجه، هیلاری کلینتون به یکی از هواداران جدی دموکراسی و حقوق بشر تبدیل شده است. هیلاری – که در زمره مقام هایی است که سال گذشته ایالات متحده را وادار به مداخله در لیبی کرد – یکی از هواداران حقوق زنان و توسعه اقتصادی است و برای اولین بار در پی ترویج حقوق همجنس گرایان زن و مرد به عنوان جزیی مهم از دیپلماسی آمریکاست اما وی تدبیر دیگری را هم بر پرونده خود افزوده است و آن مذاکرات سخت در چین بر سر آزادی چن گوانگچن معارض نابینای چینی است با 66 درصد میزان محبوبیت، هم اکنوناو این روزها محبوبتر از رئیس خود است و فراز و فرود بهار عربی را هم دیده است – که وی به درستی آن را در زمانی پیش بینی کرده بود که بسیاری دیگر رویکردی ساده لوحانه نسبت به آن داشتند – و این اثبات سیاست عملگرایانه خاص او که همراه با این قدرت جهانی است می تواند به عنوان برنامه ای برای ترمیم و بازسازی آمریکا به کار گرفته شود.

    در مورد بیل کلینتون هم باید گفت وی شکاکان را در کنوانسیون ملی دموکرات ها با سخنرانی پرشوری که از جانب اوباما انجام داد، وادار به سکوت کرد و آن خامی دوران جوانی در دهه 90 را به دنبال خود نداشت. او با سخنرانی 48 دقیقه ای بلند و آمار و ارقامی که به صورت فی البداهه و خودمانی در مورد تجدید حیات اقتصادی آمریکا ارائه داد یک بار دیگر ثابت کرد هیچ کس در سیاست آمریکا نمی تواند مسائل را برای مردم توضیح دهد.

    او همچنین مشتاق است تا از رئیس جمهور انتقاد کند. به طور مثال، حملات اوباما به موفقیت اقتصادی میت رامنی را زیر سوال برد. دستاورد بیل در دوره پس از ریاست جمهوری بنیاد غیرسیاسی وی به نام «طرح جهانی» بود که تاکنون بیش از 70 میلیارد دلار برای اهداف و اقدامات خیریه جمع آوری کرده است. هدف وی این بود که موفق ترین و قوی ترین انسان ها در اطراف دنیا را گرد هم آورد تا در موردمشکلات جهانی به ارائه راه حل بپردازند و این سازنده تر از حمله به دیگران است.

    او در این پروژه خود بسیار مشغول بوده و سفرهایی هم برای ترویج کشاورزی پایدار به هاییتی داشته تا جایگزین های انرژی را هم به بحث بگذارد. هیلاری پس از 4 سال و رکورد 112 سفر خارجی به زودی از وزارت خارجه خداحافظی می کند.

    به رغم تصمیم اعلام شده هیلاری برای بازنشستگی از سیاست (قرار است به زودی مادربزرگ شود) بسیاری از هواداران او معتقدند که کلینتون ها یک بار دیگر در سال 2016 برای حضور در کاخ سفید باز خواهند گشجت. در آن زمان شاید بیل تنها کسی در خانه باشد که باید آشپزی کند.



    4- سباستین ترون


    برای سرعت بخشیدن به انقلاب در خودروهای رُباتی

    دانشمند علوم کامپیوتر - پالو آلتو / کالیفرنیا


    از زمانی که ماشین مدل T در قرن 20 از سوی هنری فورد به مردم آمریکا معرفی شد هیچ وسیله نقلیه موتوری نتوانسته بود چنین انقلابی در حمل و نقل ایجاد کند. روزگاری تصور می شد خودروهای هیدروژنی و الکتریکی می توانداین شکاف را پر کند اما هزینه ها و مرمت و نگهداری آنها مانع این کار شد.

    سوار ماشین بدون راننده ای – که زاییده افکار همکارمان در گوگل و دانشمند کامپیوتر در دانشگاه استنفورد است – شوید که می رود به خودرویی عمومی تبدیل شوئد. این اقدام تا چه حد رادیکال است؟ ترونآینده ماشین ها را بیش از سخت افزار از بعد نرم افزاری دوباره مورد تفکر قرارداد. ماشین های ترونبا اتکا بر سنسورهای بسیار قدرتمند و نرم افزارهای هوش مصنوعی که تصمیمات انسانی را تقلید می کند، می تواند در داخل و بیرون از بزرگراه ها و در ساعات ترافیک به تنهایی مانور دهد.



    هواداران روزافزون خودروهای «راننده سرخود» آیا بدون راننده) می گویند این خودروها می توانند کاملا برداشت ما از حمل و نقل را عوض و حمل و نقل را مطمئن تر، ارزان تر، موثرتر، سبزتر و ایمن تر کنند. ترون که زاده آلمان است، می گوید: «این ماشین ها فرصتی است برای حل مشکلات عظیم در جامعه».

    ماشین های ربات نه چیزی می نوشند، نه حواسشان پرت می شود و نه پشت فرمان به خواب می روند و واکنش آنها هم در هزارم ثانیه اندازه گیری می شود. ترون معتقد است مرگ های جاده ای که هم اکنون در دنیا بیش از 2/1 میلیون نفر است با این خودروها کاملا نصف می شود و از آنجا که ماشین های ایمن بدون راننده کوچکتر و سبکتر ساخته می شوند، قادرند مصرف سوخت و انتشار گازهای گلخانه ای را به شدت کاهش دهند.

    برنامه ساخت این خودرو به زمانی بازمی گردد که ترون و تیمی از محققان استنفورد یک سال را در صحرای کالیفرنیا سپری کردند تا «ماشین ربات استنلی» را در مسابقه جاده ای پنتاگون در سال 2005 با هدف زدن جرقه خلاقیت وارد گود رقابت کنند. استنلی با 131 مایل سفر موفقیت آمیز در صحرای Mojave با 2 میلیون دلار جایزه به خانه بازگشت.

    امروزه ماشین های بدون راننده سال 2012 در حال درنوردیدن خیابان ها هستند. در ماه اوت، ناوگان «ماشین های آزمایشی» گوگل 300 هزارمین مایل سفر خود را در جاده ها ثبت کرد. پس از آن در ماه مارس هم در نوادا حرکتی برای صدور اولین مجوز ماشین های بدون راننده صورت گرفت.

    در ماه سپتامبر، نسخه گوگل از استنلی در کالیفرنیا به حرکت درآمد. کالیفرنیا پرجمعیت ترین ایالت آمریکا و شهری است که به لحاظ تاریخی استاندارد خودروهای ساخته شده در جهان در آنجا مشخص می شود. آئود ی، بی. ام دابلیو، فورد، جنرال موتورز، مرسدس بنز، فولکس واگن و ولوو همگی در حال حاضر در حال طراحی یا آزمایش خودروهای بدون راننده هستند.

    هنوز مشکلات فنی بسیاری پیش از اینکه این خودروها به تولید انبوه در بازار برسند بر سر راهشان وجود دارد، البته بر این باید اصلاح قوانین فعلی راهنمایی و رانندگی و قوانین ترافیکی را هم افزود. دور نیست روزی را ببینیم که در حال رانندگی در اتوبان 101 میان سان خوزه و سان فرانسیسکو باشیم که ببینیم خود ترون پشت فران یکی از همین ماشین های ربات بدون راننده لم داده است.



    5- بیل و ملینداگیتس

    بنیاد بیل و ملیندا گیتس / سیاتل

    ملیندا گیتس به عنوان رهبر بزرگترین سازمان توسعه خصوصی در جهان به کمک سازمان خود به مقابله با فقر شدید، پیشگامی در واکسیناسیون و راه اندازی یک کمپین جسورانه با همسرش برای ریشه کن کردن فلج اطفال پرداخته است. ملیندا می گوید تا سال 2020 بنیاد گیتس «خدمات، تجهیزات و اطلاعات ارزشمند، مقرون به صرفه و نجات بخش برای پیشگیری از بارداری» را برای 120 میلیون زن در فقیرترین کشورهای دنیا قابل دسترس خواهد کرد.

    بر اساس گزارش محققان بنیاد گیتس دسترسی بیشتر به وسایل پیشگیری از بارداری می تواند در سال، جان 100 هزار زن را نجات دهد و مرگ و میر مادران را تا یک سوم در سال کاهش دهد. گیتس به عنوان یک کاتولیک به شدت با مواضع قدیمی واتیکان در مورد مخالفت با جلوگیری از بارداری مخالف است و استدلال می کند که افزایش دسترسی به این وسایل در بهداشت عمومی بسیار مهم است و ملیندا اعلام کرده خواهد کوشید تا این بحث را به موضوعی جهانی تبدیل کند. ملیندا در ماه جولای به گاردین گفت: «این کار من در تمام زندگی ام خواهد بود.»



    او بودجه این کار را هم دارد. وی سال جاری اعلام کرد بنیاد گیتس تا سال 2020 سرمایه گذاری 560 میلیون دلاری در زمینه بهبود دسترسی به کنترل زاد و ولد خواهد داشت و تصمیم دارد از اهداکنندگان خارجی هم تا 4 میلیارد دلار جمع آوری کند. بسیاری از این هزینه ها در جنوب آسیا و آفریقای صحرا هزینه خواهد شد که دسترسی به وسایل پیشگیری از بارداری خیلی زیاد نیست و نرخ مرگ و میر مادران و کودکان هم بسیار بالاست.

    استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری مانع مرگ و میر 272 هزار مادر در سال می شود اما میلیون ها زن در گوشه و کنار دنیا هستند که همچنان فاقد دسترسی به برنامه ریزی مدرن برای خانواده هستند و این همان چیزی است که خانواده گیتس با برداشتن گام های جسورانه درصدد پر کردن آن هستند. بیل گیتس همچنین برای ساختن «توالت» هم سرمایه گذاری کرده است. این هم نیازی فوری است.

    2/5 میلیارد نفر یا حدود 40 درصد از جمعیت دنیا فاقد سرویس بهداشتی و حمام هستند و همین منجر به بیماری های مرتبط با اسهال شده که هر ساله جان حدود 5/1 میلیون کودک را می گیرد. گیتس در این زمینه 150 میلیون دلار برای ساخت «توالت های فوق مدرن» که بسیار گران قیمت هم هستند سرمایه گذاری کرده است.

    این شاید مساله ای ساده و پیش پا افتاده باشد اما برای مردی که با نبوغ خود به دگرگون کردن نرم افزارهای کامپیوتری کمک کرد «انقلابی» در زمینه بهداشت در جهان در حال توسعه و کشورهای ثروتمند است. اینها تنها زمینه هایی نیست که وی در آن فعالیت دارد. سال گذشته در اجلاس گروه 20 بیل گیتس سخنانی در مورد آینده توسعه در جهان ارائه داد که جایگاه او را به تعبیر گاردین «از یک تاجر به یک سیاستمدار» ارتقا داد.

    در حالی که بیشتر نقاط دنیا مشغول گرفتاری های اقتصادی خود در داخل بودند، گیتس می کوشید این شکاف در خارج را پر کند که از پیشگامی در تلاش های مربوط به ریشه کردن فلج اطفال تا سال 2018 گرفته تا صرف 150 میلیون دلار به صورت سالیانه تا امنیت غذایی را تضمین کند. همچنین 2 میلیارد دلار هم برای مبارزه با گرسنگی طی 5 سال آینده اختصاص داده است.
    Paying the bills


    [برای مشاهده لینک ها ثبت نام کنید]


    Telephone and Network Cards


  2. # ADS
    دیده شوید، موفق شوید
    تاریخ عضویت
    -
    محل سکونت
    -
    سن
    2010
    نوشته ها
    -

     

  3. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    5
    عنوان کاربر
    کاربر رسمی
    آدرس سایت
    انتخاب نشده
    محل سکونت
    Yardımcısı kalp
    نوشته ها
    17,800
    میانگین پست در روز
    13.12
    می پسندم
    4,394
    مورد پسند : 6,474 بار در 2,671 پست
    نوشته های وبلاگ
    12
    حالت من : Ashegh
    میزان امتیاز
    1973

    پیش فرض پاسخ : تاثیرگذارترین مردان و زنان جهان

    6- ملاله یوسف زای

    برای مقاومت در برابر طالبان و هر چیزی که آنها نماینده آن بودند


    دانش آموز پاکستان

    ترسناکترین دشمن طالبان در پاکستان هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی یا تانک های ارتشی نیست بلکه یک دختر مدرسه ای 15 ساله است. ابزار تمرد ملاله یوسف زای هم همانا شجاعت او در سخن گفتن از این ایده ساده بود که دختران هم همپای پسران باید به تحصیل دسترسی داشته باشند.

    در سال 2012 این نباید یک خواسته افراطی تلقی شود اما در حالی که پاکستان هزینه های زیادی را صرف نگهداری 100 کلاهک هسته ای می کند حدود 60 درصد از زنان این کشور بی سواد بوده و از هر 5 دختر 2 نفر قادر به اتمام دوران دبستان نیستند.

    به چالش کشیدن استبداد تحصیلی و حداقل انتظارات می تواند باعث کشته شدن فرد در پاکستان امروز شود. در ماه اکتبر، وقتی ملاله پس از پایان امتحاناتش به خانه می رفت، یکی از افراد مسلح طالبان اتوبوس مدرسه حامل او را متوقف کرد و گفت او باید به خاطر توهین به «سربازان خدا» مجازات شود و بلافاصله تیری به سر ملاله شلیک کرد.



    ملاله – که به شدت مجروح شد اما بطور معجزه آسایی نجات یافت – در این زندگی کوتاه خودش را صرف کنشگری کرده است. وقتی شبه نظامیان اسلامگرا در سال 2009 دره سوات – روستای محل زندگی ملاله – را مورد تاراج قرار دادند و مانع تحصیل دختران شدند، او در وبلاگ بی بی سی با نامی گمنام مطالبی درباره وحشت روزمره از زندگی در زیر حکومت طالبان نوشت. او در یکی از این نوشته هایش چنین گفت: «برادر 5 ساله من داشت در چمن ها بازی می کرد. وقتی پدرم از او پرسید که چه بازی می کند او جواب داد دارم قبر می کنم.»

    ملاله که مسلح به باورهای خود و حمایت های پدرش که اداره یک مدرسه خصوصی دخترانه را به عهده دارد سکوت را نپذیرفت. او در پاکستان به خاطر مصاحبه های شجاعانه اش معروف شده و حتی با ریچار هالبروک فقید هم دیدار داشت و از او خواسته بود مانع طالبانیزه شدن کشورش شود. سال گذشته ملاله گفت: «باید صدایم را بلند کنم. اگر چنین نکنم چه کسی این کار را خواهد کرد؟»

    این درس شجاعت است که الهام بخش کسانی است که می خواهند در برابر نیروهای تحجر بایستند. خیلی بد شد که وی برای رسیدن به هدفش با یک تراژدی روبرو شد.



    7- باراک اوباما

    برای بازترسیم نقشه جهانی آمریکا

    رئیس جمهور / واشنگتن

    چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا یکی از هواداران سرسخت بسکتبال است اما باراک اوباما می داند هیچکدام از بازی هایی که در کاخ بیضی شکل انجام می دهد ضربه های آبشاری محکم نیست. او امسال در مصاحبه ای گفت: «هیچ چیزی که کاملا قابل حل باشد روی میز من نمی آید. هر تصمیمی که می گیرید با شانسی 40-30 درصدی برای کارگر نبودن و به نتیجه نرسیدن همراه است. باید این را داشته باشید و با تصمیمی که می گیرید احساس راحتی کنید.»

    در داخل، بیش از آنکه منتقدانش می گویند او تلاش های زیادی انجام داده تا اقتصاد متزلزل آمریکا را از حالت رکود خارج کند. در حالی که شبکه ایمنی اجتماعی و جسارت پذیرش بزرگترین تهدید بر رفاه مالی آمریکا را داشته است: یعنی فوران هزینه های خدمات بهداشتی – درمانی در کشور – در خارجپ، او افراط کاری های خطرناک سلف خویش را کنار گذاشته است اگرچه این به معنای عقب نشینی از صحنه جهانی نیست.



    چنانکه او در رقابت های خویش بارها به یاد ما می آورد، اسامه بن لادن مرده است؛ هواپیماهای قاتل بدون سرنشین در فضای هوایی پاکستان در جست و جوی اهداف القاعده گشت زنی می کردند و تصمیم اوباما برای هدایت یک ائتلاف بین المللی (از پشت جبهه) علیه دیکتاتور لیبی معمر قذافی پارادوکس عجیبی از یک کشور عربی هوادار آمریکا را ایجاد کردکه لبریز از شبه نظامیان مسلح بود.

    اما اوباما – که به عنوان یک واقع گرای محتاط شناخته می شود – هوادار جدی قدرت آمریکاست. امسال او ده ها هزار نیروی آمریکایی را از افغانستان به عنوان مرکز جنگ بلندمدت آمریکا خارج کرد. رئیس جمهور همچنین از گرفتار شدن در جنگ فرقه ای خونین در سوریه نگران است و مخالف دخالت به سبک لیبی در این کشور و رویکردی محدود و عاقلانه در مورد مصر را پذیرفت چرا که این کشور می خواهد آزادی دموکراتیک تازته به دست آمده خود را در میانه تجدید حیات اسلامگرایان حفظ کند.

    هر کسی که در سال های آینده در کاخ بیضی شکل بنشیند گسستن از دیدگاه اوباما در مورد نقش کنترل شده آمریکا در جهان را دشوار خواهد یافت به ویژه اکنون که وی 4 سال دیگر پیش روی خود دارد و به وعده خود برای پایان دادن به جنگ های پس از 11 سپتامبر عمل کرد. عزم رئیس جمهور برای کاهش مشکلات جهانی و متحدان را هم بخشی از راه حل ساختن، باعث شده که وی بی تردید دیپلماسی کابوی گونه را به چراگاه بفرستد و کنارش بگذارد.



    8- پل رایان

    برای کاستن از بحران بدهی ها

    نماینده کنگره / واشنگتن


    برنامه خدمات بهداشتی – درمانی اوباما را کنار بگذارید. مالیات بر درآمد را کاهش دهید و قانون مالیاتی را ساده کنید. برنامه «Medicaid» را تا یک سوم کاهش دهید و آن را به برنامه کنترل دولتی از سوی دولت های منطقه ای(1) تبدیل کنید. برنامه «Medicaid» را با دادن پول به افراد ذیحق جهت خرید برنامه های بهداشتی عمومی و خصوصی مورد نوسازی و بازسازی قرار دهید. هزینه های غیرواقعی را به پایین ترین سطح آن از زمان جنگ جهانی دوم کاهش دهید و در این فرایند 5 تریلیون دلار صرفه جویی کنید.

    اینها نظرات پل رایان در بودجه ریاضتی پیشنهادی اوست که این نماینده کنگره از ویسکانسین به تدریج رهبران فکری، قانونگذاران و نامزدهای ریاست جمهوری جمهوریخواهان را به حمایت از آن تشویق کرده تا پرتوی بر شهرت ولخرجی مالی بیفکند که حزب جمهوریخواه از دوران جورج بوش به آن متهم شده است.



    مجله نیویورک در بهار گذشته با شگفت زدگی نوشت «برای یافتن قرینه ای از روشی که رایان کاملا کنترل دستور کار و هویت جمهوری خواهان را در دست گرفته است باید به عقب بازگشت؛ حداقل به دوره گینگریچ در دوران اوج خود در دهه 90 یا حتی به دوره ریگان» [کنایه از اینکه برنامه های رایان نوعی عقبگرد و بازگشت به گذشته است].

    در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012، میت رامنی به عنوان یکی از مدعیان تنها از ایده های رایان الگوبرداری نکرد بلکه این نماینده 42 ساله کنگره که گرایشات لیبرتارینی دارد را به عنوان معاون خود منصوب کرد و بحث بر سر اندازه و حد و حدود دولت آمریکا را به دستور کار سیاسی در سطوح بالا ارتقا داد.

    رایان در سخنرانی خود در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان – جایی که سازماندهنگان در مورد بدهی های ملی همهمه به راه انداخته بودند – چنین گفت: «گزینه ما یا محدودیت های سخت نهادن بر رشد اقتصادی است یا محدودیت های سخت نهادن بر اندازه دولت و ما محدود کردن دولت را انتخاب کردیم.»

    جهاد رایان برای مخالفت با کسری ها تاثیراتی جهانی هم داشته است. او تجسم پیکار داخلی حزبش بر سر هزینه های دفاعی، رأی به کاهش خودکار هزینه های دفاعی برای کاستن از کسری و در عین حال مخالفت با کاهش هزینه های نظامی بوده است.

    رایان در بودجه پیشنهادی خود چنین گفت: «وقتی اجازه دهید نگرانی های بودجه ای استراتژی امنیتی – ملی را به حرکت درآورد این یعنی انتخاب کردن افول و سقوط» و در عین حال پیشنهادهایی برای کاهش موثر بودجه برای نهادهایی مثل آژانس آمریکایی برای توسعته بین المللی و وزارت خارجه – اما نه ارتش – تا حدود 5 میلیارد دلار داده است. شاید اکنون که بلیت انتخاباتی او باطل شده دیگر شاهد تصویب ایده های مهیج او نباشیم اما این ایده ها نشان داده به آینده کاملا آگاه بوده است.



    9- چن گوانگچن

    برای تصور چینی با حاکمیت قانون


    فعال حقوق بشر / نیویورک


    یک سال پیش «چن گوانگچن» در روستای کوچک «دانگشیگو» در حبس خانگی زندگی می کرد. او نه می توانست سفر کند و نه ملاقات کننده ای داشته باشد و محکوم به اذیت و آزار دائمی از سوی مقام های محلی چین بود. امروز او نمادی جهانی از حقوق بشر است که با خانواده اش در روستای گرینویچ در نیویورک زندگی می کند و آزاد است که مطالعه کند و هر جا که دوست دارد برود.

    با اینحال، مطمئن نیست آیا به او اجازه داده خواهد شد که به کشورش بازگردد یا خیر. «چن» که از کودکی نابینا بوده و حقوق را به صورت خودآموز آموخته است برای اولین بار در سال 2005 به شهرت رسید زمانی که وی در یک دعوی حقوقی اعلام کرد مقام های محلی در این منطقه زنان را در راستای وفاداری به سیاست تک فرزندی در چین وادار به سقط جنین و عقیم سازی می کنند.



    او به خاطر این بی پروایی 4 سال زندانی و سپس در خانه خود حبس شد که در آنجا در معرض آزار جسمی دائمی بود. هر چه شهرت او در چین بیشتر می شد، تلاش های بیهوده برای شکستن سد نظامیان اطراف خانه او تبدیل به روش اعتراض دائمی شد. او به زودی تبدیل به چهره ای بین المللی شد و همگان اعم از کریس اسمیث نماینده جمهوری خواه تا کریستین بال (بازیگر( به دنبال دیدار با او بودند.

    «چن» در ماه آوریل با فرار عجیب و غریب خود و بالا رفتن از دیوار امنیتی پیرامون خانه اش خانه اش (که در این فرار پایش هم شکست) و پیمودن 350 مایل تا پکن و پناهنده شدن به سفارت آمریکا جهان را معجب کرد. پس از چند روز تلاش دیپلماتیک سخت و مذاکرات فشرده که هیلاری کلینتون وزیر خارجه را هم درگیر کرد، سرانجام توافقی شکل گرفت که بر اساس آن مقام های چینی به «چن» اجازه می دادند برای مطالعه به ایالات متحده سفر کند.

    اکنون او در دانشگاه نیویورک است و نقش جدید او همانا پیام آور حقوق بشر است و یک فرد یا یک روستا در یک زمانی خاص تغییراتی بنیادین در یک ابرقدرت به وجود آورد. برخلاف تمام این عجایب اما او همچنان خوشبین و معتقد است چین با آموختن نکاتی از ژاپن و کره جنوبی باید «دموکراسی شرقی را بیاموزد». او معتقد است که این امری غیرقابل اجتناب است. او می گوید: «کسی نمی تواند پیشرفت تاریخ را متوقف کند.»



    10- نارایانا کوشر لاکوتاو ریچارد. ای. مولر

    برای تغییر در اذهان

    اقتصاددان – میناپولیس / فیزیکدان – برکلی کالیفرنیا

    یک بام و دو هوا خیلی بد است و ضربه می زند. بله، بسیار ناامیدکننده است که بشنویم سیاستمداران مواضع پیشین خود را از این انتخابات تا انتخابات دیگر عوض می کنند. گاهی وقتی یک صدای رسا و قوی در بحث های سیاسی تغییر جهت می دهد، این می تواند موثرترین راه برای تغییر کل بحث باشد.

    نارایانا کوشرلاکوتا رئیس بانک فدرال ریزرو در میناپولیس در ماه سپتامبر اعلام کرد فدرال ریزرو باید تا زمانی که بیکاری به زیر 5/5 درصد نرسیده نرخ بهره را نزدیک به صفر نگه دارد. وی به عنوان یکی از مخالفان سرسخت کاهش نرخ ها مطرح بوده و در سال 2011 علیه آن رأی داد. چرا او نظر خود را تغییر داد؟ دلیل آن واقعیات روی زمین یعنی تهدید واقعی تورم و ضرورت شغل، شغل و شغل است (او می گوید: «با افزایش کمک ها و مساعده های مالی، این کمیته بهتر می تواند الزامات مربوط به اشتغال را رعایت کند در حالی که هنوز الزام «قیمت – ثبات» راضی کننده است») این تغییر جهت در هماهنگی با تغییرات عمده از سوی فدرال ریزرو و رئیس آن بن برنانک است که منجر به سیاست پولی جدید رشد محور شد که به عنوان «تسهیل کمی» نامیده می شود.



    زمان خواهد گفت که آیا این باعث بهبود بازار شغلی آمریکا می شود یا منجر به تورمی خارج از کنترل خواهد شد. ریچارد مولر – فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و نویسنده کتاب علمی و محبوب «فیزیک برای روسای جمهوری آینده» ... سال ها استدلال می کرد که الگوهای تکراری مورد استفاده در آب و هوا ناقص بودند. چرا که حرارت سنج ها در اطراف و اکناف دنیا بسیار نزدیک به پیاده روها گذاشته شده و دانشمندان در داده های آب و هوایی که استفاده می کنند، دستکاری می کنند. بنابراین مولر به همراه دخترش تلاشی را آغاز کردند - پروژه درجه حرارت سطح زمین در برکلی – که داده های تحلیلی را به طور خودکار می گیرد تا خطای انسانی را کاهش دهد.

    با توجه به اینکه آنها تا حدی از سوی میلیاردر معروف و محافظه کار «چارلز کوچ» حمایت مالی می شدند – که همچنین موسسه climate-skeptical Heartland را هم حمایت مالی می کندن – بطور گسترده از داده های مولر انتظار می رود که گرمایش جهانی را «رد کند». اما در عوض، او درکی فوری داشت. او می گفت: «مرا یک شکاک وارونه بنامید» و افزود: «ارزیابی های اولیه از نرخ گرمایش درست بود» و «انسان ها دلیل اصلی هستند». همانگونه که این متفکران می گویند، برای تغییر در ذهن هنوز دیر نشده است.
    تشکر کنندگان : Amin_110
    Paying the bills


    [برای مشاهده لینک ها ثبت نام کنید]


    Telephone and Network Cards


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    5
    عنوان کاربر
    کاربر رسمی
    آدرس سایت
    انتخاب نشده
    محل سکونت
    Yardımcısı kalp
    نوشته ها
    17,800
    میانگین پست در روز
    13.12
    می پسندم
    4,394
    مورد پسند : 6,474 بار در 2,671 پست
    نوشته های وبلاگ
    12
    حالت من : Ashegh
    میزان امتیاز
    1973

    پیش فرض پاسخ : تاثیرگذارترین مردان و زنان جهان

    صد چهره برتری که دو ماهنامه فارن پالیسی به صورت سالیانه منتشر می کند بر اساس رای گیری از نظرات و آرای خوانندگان صورت می گیرد. اولین فهرست صد نفره فارنپالیسی در نوامبر 2005 منتشر شد و در ژوئن 2008 معرفی این صد چهره از سوی فارن پالیسی به صورت مشترک با مجله پراسپکت در بریتانیا صورت پذیرفت.

    هدف از تعیین این چهره ها هم مشخص کردن 100 فرد «اثرگذار» و «زنده ای» است که در رشته های مختلف و در سطح جهان فعالیت دارند. بر اساس محل تولد، تقریباً 40 درصد این چهره ها از ایالات متحده آمریکا و کانادا هستند؛ 25 درصد از اروپا، 22 درصد از خاورمیانه و شرق دور؛ کمتر از 5 درصد هم از سایر مناطق هستند؛ آمریکای لاتین با 4 درصد و استرالیا با 3 درصد.

    همچنین کمتر از 8 درصد این فهرست را زنان تشکیل می دهند. تاکیر بر این نکته ضروری است که این انتخاب بر اساس نظرسنجی از خوانندگان صورت می گیرد و «زبان» و «ملیت» خوانندگان نقش مهمی در انتخاب چهره های مد نظر دارد و از آنجا که زبان اول یا دوم در بسیاری از نقاط دنیا انگلیسی است، بدیهی است که چهره های انگلیسی زبان نقش آشکارتری برای انتخاب شدن دارند.

    تقریبا تمام رای دهندگان آفریقایی هم از کشور نیجریه هستند. امسال هم این نشریه در شماره نوامبر – دسامبر 2012خود به معرفی این 100 چهره پرداخته است و ما هم به معرفی این چهره ها می پردازیم.

    11- جیمز هانسن

    برای هشدار دادن نسبت به تغییر آب و هوایی

    مدیر موسسه گودارد برای مطالعات فضایی / نیویورک


    جیمز هانسن در مقاله ای در نیویورک تایمز نوشت: «گرمایش جهانی یک پیش بینی نیست بلکه به وقوع پیوسته است.» او با استفاده از جایگاه خود به عنوان دانشمندی بزرگ در حوزه تغییرات آب و هوایی در ناسا بیش از هر کس دیگری کوشیده تا این هشدار را به گوش همگان برساند و به شدت و با صراحت تمام مدت ها پیش از آنکه سایر دانشمندان چنین استدلالی مطرح کنند استدلال کرده علت اصلی تغییرات آب و هوایی انسان ها هستند.



    او به عنوان دانشمندی خودساخته، کم سخن و ساکن میدوست همچون یک چهره معترض رادیکال نیست بلکه وقتی بحث آب و هوا مطرح می شود به «آبی هوفمان(2)» معاصر تبدیل می شود. پس از آنکه توفان «سَندی» تمام سواحل شرقی آمریکا را در ماه اکتبر در نوردید و ویران کرد، افکار عمومی آمریکا که سال ها درگیر مشکلات مربوط به رکود بزرگ بودند ناگهان به قدرت مخرب و پتانسیل تغییرات آب و هوایی پی بردند که جیمز هانسن سال ها بود درباره آن هشدار می داد.

    پس از انتشار برخی از مطالعات تاثیرگذارش در مورد تاثیرات گازهای گلخانه ای در سال 1981 ، هانسن به تدریج فشار خود بر مقام های دولتی را بیشتر کرد تا آنها هشدارهای مهم وی را جدی بگیرند. سال گذشته پس از آنکه این مرد 71 ساله در برابر کاخ سفید از طریق بلندگو از باراک اوباما خواست تا خط لوله «Keystone XL» را «به خاطر فرزندان و نوادگانمان» نپذیرد دستگیر شد.

    این اولین باری نیست که با این دانشمند صریح چنین رفتاری صورت می گیرد. او به دلیل تلاش هایش در این زمینه از سوی ناسا سانسور شده، مورد حمله محافظه کاران قرار گرفته و از سوی سایر دانشمندان فعال در حوزه تغییرات آب و هوایی سرزنش شده است اما هانسن همچنان به صراحت و با شدت تمام درباره تهدیدی صحبت می کند که با ریزش خرده سیاره ها به سوی زمین قابل مقایسه است.

    در همین چند ماه گذشته که یخ های قطب شمال به پایین ترین حد خود رسید. او اقدام به انتشار مقاله ای کرد که در آن ادعا کرده بود در تابستان سال جاری 13 درصد از سطح زمین از شدت گرما متاثر شده و این در حالی است که این میزان در سال 1980 کمتر از یک درصد بود. هانسن از اینکه می بیند نظریه هایش تایید شده به نظر می رسد چندان خوشحال نباشد.



    12- آنگلامرکل


    صدراعظم / آلمان

    از 3 سال پیش که بحران بدهی ها منطقه یورو را درنوردید بیش از نیمی از کشورها شاهد تغییر در سطح رهبران خود بودند اما آنگلا مرکل – به عنوان نگهبان بزرگترین اقتصاد اروپا – نه تنها همچنان بر سر کار مانده بلکه به مهمترین مدیر بحران در این قاره تبدیل شده است.

    خانم مرکل که مدت هاست به دلیل مخالفت با اعطای وام های نجات به کشورهای بحران زده جنوب اروپا به عنوان «خانم نه» معروف شده است. سرانجام در سال 2012 نقش رهبری را به دست گرفت در حالی که ترکیبی از اقدامات ریاضتی، اصلاحات ساختاری و همگرایی مالی را تجویز می کرد. او برای ارائه بسته های کمکی به یونان، ایرلند و پرتغال کاهش الزام آور هزینه ها را افزوده و پیشگام تاریخی پیمان کاهش کسری بودجه اتحادیه اروپا بوده است.



    با تمام این احوال، همین مرکلی که سوء برداشت های بسیار در مورد او وجود دارد بر حل بحران منطقه ای با «اروپایی بیشتر نه کمتر» اصرار داشته است.

    با اینحال، او این کار را ماهرانه و با تکیه بر پایگاه سیاسی خویش انجام داده است. وی در ماه ژوئن چنین گفت: «همه ما باید در برابر وسوسه مربوط به رسیدن به رشد با بدهی های بیشتر (یا تزریق پول برای رشد بیشتر آن هم با بدهی های بیشتر) مقاومت کنیم.» یک ماه پیش از آن هم فرانسوی ها، فرانسوا اولاند را برگزیدند که حامی اشتراکی کردن بدهی های منطقه یورو بود که مرکل مخالف آن بود.

    مرکل که میان «تمرکز دوباره رهبران اروپایی بر رشد» و «مخالفت های داخلی برای اعطای وام های نجات برای همسایگان غرق در بدهی آلمان» گیر افتاده سرانجام از بودجه نجات جدید برای اروپا و برنامه بانک مرکزی اروپا برای خریدن بدهی کشورهای بحران زده اروپا حمایت کرد.

    آن چیزی که در تمام اقدامات او مشترک است همانا عزم بی امان وی برای حل بزرگترین بحران اروپا از جنگ جهانی دوم به این سو با عمیق کردن اتحاد سیاسی و اقتصادی قاره است، نه با سست تر کردن آن. مرکل که با سقوط دیوار برلین و هلموت کهل معمار اروپا علاقمند به دنبال کردن سیاست شد و روزگاری در آلمان شرقی یک فیزیکدان بود، اغلب اتحاد دوباره آلمان را به عنوان موضعی عینی در ظرفیت های اروپا برای فائق آمدن بر مشکلات ذکر می کند.

    او سال جاری در حالی که از تصمیم گیری مرکزی تر در مورد بودجه و مالیات در اروپا سخن می گفت چنین پرسید: «آیا جسارت اروپایی تر شدن داریم؟» پاسخ به این سوال می تواند تعیین کننده این باشد که آیا از مرکل به عنوان ناجی پروژه اروپایی یاد خواهد شد یا رهبری که مرگ این اروپا را در دست دارد.

    نکته: 15 تا از 27 دولت اروپایی در پی بحران یورو رهبران خود را از دست دادند که عبارتند از: ایوارس گودمانیس (لاتویا – 2009)؛ فرنک گیور کسانی (مجارستان – 2009)؛ میرک توپولانک (جمهوری چک – 2009)؛ گوردون براون (بریتانیا- 2010)؛ بریان کُون (ایرلند – 2011)؛ خوزه سوکرات (پرتغال – 2011)؛ ماری کیوینیمی (فنلاند – 2011)؛ لارس راسوسن (دانمارک 2011)؛ جورج پاپاندرئو (یونان – 2011)؛ بوروت پاهور (اسلوونیا – 2012)؛ ایوتا رادیکووا (اسلواکی – 2012) و نیکولا سارکوزی (فرانسه – 2012)



    15- بن برنانک، اسکات سامنر

    برای پویا کردن بزرگترین اقتصاد دنیا


    رئیس فدرال ریزرو – واشنگتن / اقتصاددان – والتهام، ماساچوست

    پس از آنکه فدرال ریزرو در ماه سپتامبر دور جدیدی از «سیاست های پولی غیرمتعارف(3)» که با خرید دارایی ها از بانک های خصوصی باعث تحریک و شوک دادن به رشد اقتصادی می شود را اعلام کرد «ماتیو ایگلسیاس» از «Slate» نوشت: «استادان دانشگاه بنتلی که هرگز یک کتاب درست و حسابی منتشر نکرده اند معمولا بحث های عمومی را تغییر نمی دهند.» اما اظهارنظرهای سرسختانه اسکات سامنر در وب سایتش با عنوان «The Money Illusion» تمجید و تشویق کم نظیر هر دو حزب را در تمام دنیای اقتصادی به دست آورد: از گولدمن ساکس گرفته تا پل کروگمان و سامنر سیاست های پولی آمریکا را به طور دائمی تغییر داده اند.



    نظرات مهم او تولید ناخالص داخلی اسمی را هدف گرفته است؛ تصوری که سیاست های فدرال ریزرو باید به جای نرخ تورم بر رشد اقتصادی متمرکز باشد. چنانکه سامنر می گوید: «این درباره تعیین اهداف و وعده هایی خاص برای انجام هنر آن چیزی است که فرد می تواند برای رعایت این اهداف انجام دهد.»

    این بدین معناست که فدرال ریزرو باید به سیاست پولی غیرمتعارف و جدی ادامه دهد و پول را به سیستم مالی تزریق کند تا رشد، احیا و تورم مهار شود. مهمترین تغییر در ایده سامنر از آن بن برنانک رئیس فدرال ریزرو است. در نوامبر 2011، او این ایده را که فدرال ریزرو باید سیاست هایش را از تورم به اهداف مربوط به رشد تغییر دهد رد کرد.

    با اینحال، برنانک بارها و بارها به این درک رسید که بحران شغلی در آمریکا جدی تر از آن چیزی است که او فکر می کند و به اندیشه غیرمتعارف تری نیاز دارد و موفق شد هیأت مدیره جنگ طلب را هم با خود همراه کند: در 13 سپتامبر، فدرال ریزرو اعلام کرد 40 میلیارد دلار در ماه اوراق قرضه با پشتوانه خریداری می کند و این کار را ادامه خواهد داد تا بازار شغل در آمریکا بهبود یابد و هرگز به فکر تورم نبود. برنانک می گفت: «سیاست اصلی این است. آنچه در اینجا اهمیت دارد تلاش در جهت تحرک شغلی است.»
    تشکر کنندگان : Haker khanum
    Paying the bills


    [برای مشاهده لینک ها ثبت نام کنید]


    Telephone and Network Cards


  5. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    شماره عضویت
    5
    عنوان کاربر
    کاربر رسمی
    آدرس سایت
    انتخاب نشده
    محل سکونت
    Yardımcısı kalp
    نوشته ها
    17,800
    میانگین پست در روز
    13.12
    می پسندم
    4,394
    مورد پسند : 6,474 بار در 2,671 پست
    نوشته های وبلاگ
    12
    حالت من : Ashegh
    میزان امتیاز
    1973

    پیش فرض پاسخ : تاثیرگذارترین مردان و زنان جهان

    16- ماریا آلیوکینا، یکاترینا ساموتسویچ و نادژدا تولوکونیکووا

    برای شکستن قفس شیشه ای و نامه عاشقانه در رثای آزادی


    موسیقی دان - روسیه

    آخرین باری که یک گروه راک دنیا را تغییر داد کی بود؟ مجموعه پانک(4) روسیه که به «پوسی رایت(5)» معروف شده سال جاری و پس از اینکه 3 عضو این گروه به دلیل برنامه ای که در کلیسای جامع مسکو داشتند به زندان محکوم شدند توجه جهانی را به خود جلب کرده و حمایت بسیاری از چهره های جهانی از مدونا گرفته تا گروه «ردهات چیلی پپر(6)» تا دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا و وزارت خارجه آمریکا را به خود جلب کردند و تبدیل به نمادی بین المللی از مخالفت تجدید حیات یافته مردم روسیه در برابر رژیم مستبدانه ولادیمیر پوتین شدند اما این 3 عضو هم که با حیله دستگیر شدند – ماریا آلیوکینا و نادژدا تولوکونیکووا با حکم 2 سال زندان به زندان های صحرایی دور افتاده محکوم شدند و یکاترینا ساموتسویچ که آزاد شد – به تعبیر مقام های دولتی چیزی بیش از «اوباشی با رقص های خشن و تهاجمی نیستند».

    فقط بیانیه اختتامیه اثرگذار در دادگاهی که از نزدیک رصد می شد را بخوانید: مانیفست هشدار آمیزی که آنها را در سُنت هنری دیوید ثورو(7)، مارتین لوتر کینگ و واسلاو هاول قرار می دهد. به یک معنا، این گروه استدلال می کرد که دولت با نشان دادن واکنشی تقریبا افراطی و مضحک به اقدامی که در همه جا با آن به عنوان تخلفی جزیی رفتار می شد پیروزی را واگذار کرد.



    گروه Pussy Riot با استفاده از دادگاه خویش و تبدیل آن به سکویی برای متهم کردن کل سیستم کار شگرف تری انجام داد و آن افشای «دموکراسی مستقل» پوتین به عنوان «موجودی از سر تا پا بیمار است» بود. همانگونه که آلیوکینا می گوید: «وقتی با این دُمَل متورم مواجه و دست به گریبان می شوید، این بیماری سرباز کرده و می ترکد.»

    تولوکونیکووا در سخنان پایانی که نام داستایوفسکی، سقراط و انجیل را بر زبان می آورد ماموریتی برای این پروژه قائل بود. وی می گفت: «مردم می توانند واقعیت را احساس کنند. راستی و واقعیت همیشه برتری هستی شناسانه و وجودی بر دروغ دارند. این 3 عضو گروه Pussy Riot نیستند که محاکمه می شوند. این کل نظام دولتی فدراسیون روسیه است که محاکمه می شود.»

    تولوکونیکووا پیش از اینکه عازم زندان شود جمله ای از اشعار گروه خود را نقل کرد: «درها را باز کنید، بندها را بدرید، آزادی را با ما فریاد کنید.» گروه پانک بیش از این چه می تواند باشد و چه کاری می تواند انجام دهد؟



    17- آبراهام کارم – ویلیام مک راون


    برای ایجاد انقلابی در هواپیماهای بدون سرنشین

    مهندس هوانوردی / لیگ فارست - کالیفرنیا

    فرمانده – فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحده / تامپا – کالیفرنیا

    اگر دریاسالار مک راون شکار تروریست ها را به شکلی از هنر تبدیل کرد، آبراهام کارم مردی است که قلم موی مورد نیاز برای وی را فراهم آورد. 3 دهه پیش بود که کارم – مهندس سابق در نیروی هوایی اسرائیل – به گاراژ خود رفت و آغاز به طراحی چیزی کرد که در آن زمان پنتاگون آن را غیرممکن می انگاشت. یک هواپیمای بدون سرنشین که ساعت ها می توانست در هوا بماند.

    نتیجه نهایی این پروژه همانا هواپیمای بدون سرنشین تهاجمی بود که پس از 11 سپتامبر به عنوان سلاحی تعریف شده پا به میدان نهاد. مک راون – که رهبری برخی از کارآمدترین و نخبه ترین نیروهای رزمی آمریکایی در «فرماندهی عملیات ویژه» را در دست دارد – سال هایی را صرف مطالعه درباره عملیات ویژه کرده و برنامه ای کاری برای موفقیت آمیز شدن آن را فرمول بندی کرده است. او بر ضرورت سرعت در حملات کماندویی و برنامه ریزی های گسترده ای تاکید دارد که بر اطلاعات جاسوسی دقیق مبتنی است و این همان جایی است که این هواپیماها وارد عمل می شوند.



    در عملیاتی که نام مک راون را در کتاب های تاریخ ثبت کرد – یعنی کشتن اسامه بن لادن رهبر القاعده – این هواپیماهای بدون سرنشین چند ماه اطلاعات جاسوسی را از محل استقرار بن لادن تهیه می کردند اما جنگجویان دوران مدرن ابزارهایی در اختیار دارند که نیاکانشان فقط خواب آن را می دیدند و البته مک راون ارزش نبرد سربازان قدیم را تخفیف نمی دهد. وی می نویسد: «در عصر تکنولوژی های پیشرفته و جنگ ستارگان ما اغلب نیاز به دخالت شخصی را نادیده می گیریم اما این کار را به قیمت پذیرش خطر برای خودان می کنیم.»



    در حالی که مک راون گرفتار انقلاب در تجهیزات جنگی و هواپیماهای بدون سرنشینی است که صدای آن در سرزمین های دوردستی همچون لیبی، پاکستان، سومالی و یمن شنیده می شود (و در دوران باراک اوباما بیش از 1000 نفر را در کشورهایی که ایالات متحده با آنها درگیر جنگ نبوده است کشته) اما کارم که اکنون 75 ساله است در حال طراحی نسل جدیدی از فناوری های هوایی است. پروژه فعلی او: هواپیمایی در اندازه بویینگ 737 است که قادر به نشستن و برخاستن همچون هلیکوپتر است. آیا نقشه ای خیالی و موهوم است؟

    [مهرنامه ایران: ایران سال گذشته دو هواپیمای بدون سرنشین آمریکا را وادار به فرود کرد.]



    18- احلام بلحاج


    رئیس انجمن زنان دموکرات تونس/ تونس

    بهار عربی آزادی های جدیدی برای خاورمیانه به ارمغان آورد اما در عین حال شاهد حضور [سلفی هایی] است که هدفشان محدود کردن آزادی های زنان است. احلام بلحاج یکی از طرفداران حقوق زنان در تونس است که در حال مبارزه برای حقوق زنان است و در این فرآیند نشان داده لیبرال ها ساکت نخواهند ماند تا نیروهای [بنیادگرا] در این کشور انقلاب را به نفع اهداف خود مصادره کنند. بلحاج به عنوان رئیس انجمن زنان دموکرات تونس اسلامگرایان را به تلاش هایی متهم می کند که بر اساس آن، آنها به دنبال زنده کردن برخی رفتارها مثل چند همسری که در دوران رژیم گذشته ممنوع شده بود هستند اما متأسفانه، این روانپزشک 47 ساله کودکان، کار سختی در پیش دارد.



    تابستان امسال، اسلامگرایان با گنجاندن بندی در پیش نویس قانون اساسی تونس زنان را «مکمل» مردان اعلام کردند. در پاسخ، بلحاج تظاهراتی چند هزار نفری در خیابان های تونس به راه انداخت تا به آنچه تجاوزی آشکار به حقوق زنان می نامیدند،اعتراض کند. این بند به زودی برداشته شد اما وی در افق تهدیدات بیشتری را می بیند. او ابراز نگرانی می کند که «والدین فشارهای اخلاقی زیادی بر دختران جوان وارد می کنند. طرفداران حقوق زنان هم قربانی این تهدیدات هستند. به آنها در خیابان حمله می شود و مورد بی احترامی قرار می گیرند.»

    بلحاج حتی به دادگاه هم شکایت برده، جایی که او به زنی کمک کرد که به «امری خلاف عفت» متهم شده بود در حالی که از سوی 2 پلیس مرد به زور مورد تجاوز قرار گرفته بود.

    نبرد برای گسترش حقوق زنان نه تنها در تونس بلکه در کل جهان عرب جریان دارد جایی که یک چهارم زنان بخشی از نیروی کار هستند، چند همسری و ازدواج های اجباری برای همه آنها مشترک است و هیچ کشوری وجود ندارد که در آن فریاد سیاسی زنان همپای مردان باشد. در نزد بلحاج، این مبارزات بخش جدایی نپذیر مبارزه بزرگتر در جهان عرب برای آزادی است.

    او می گوید: «ما به عنوان فعال حقوق زنان بیش از همیشه در مواجهه با این مشکلات گوش به زنگ هستیم. تردیدی نیست که ببینیم نتیجه 50 سال تلاش دود شده و به هوا می رود.»

    خبرهای بد: در یمن 52 درصد از دختران قبل از 18 سالگی ازدواج می کنند و 53 درصد از زنان بی سواد هستند. حدود 20 درصد از زنان عراقی و حداقل 35 درصد از زنان لبنانی قربانی خشونت های داخلی هستند. در قطر و عربستان سعودی هیچ زنی در پارلمان نیست و هیچ زنی هم در مقام وزارت قرار ندارد.



    19- ریما دالی، باسل قرتابیل

    برای پافشاری – به رغم فرصت ها و شانس اندک – بر انقلاب صلح آمیز در سوریه

    کنشگر - سوریه

    در سوریه ای که درگیر خشونت های فرقه ای شده، معدودی از انسان های شجاع در پی استفاده از احتمالات – و هزینه های فوق العاده – مربوط به انقلاب غیرخشونت بار هستند. وقتی در بهار امسال توپخانه بشار اسد شهرها را یکی پس از دیگری به ویرانه تبدیل می کرد، ریما دالی یکی از داوطلبان هلال احمر سوری به تنهایی در خیابان های شلوغ دمشق حرکت می کرد و تنها یک نشان و پیام ساده را با خود حمل می کرد: «به کشتارها خاتمه دهید. ما می خواهیم کشوری برای همه سوری هات بسازیم.»



    او این «مقاومت خاموش» خود را هفته بعد هم انجام داد و حتی بسیاری از عابران به تحسین وی می پرداختند و این نشانه ای است از اینکه روح اعتراضات صلح آمیزی که در اوایل سال 2011 قیام مردم سوریه را برانگیخت حتی پس از یک سال و نیم جنگ خونین داخلی همچنان دوام آروده است.

    دالی – خانم 33 ساله دانش آموخته حقوق – به خاطر کنشگری اش دستگیر شد. او نه با تهدیدات رژیم اسد دست و پای خود را گم کرد و نه از گسترش افراط گرایی در میان شورشیان مسلح هراسی به خود راه داد. وی پس از آزادی از زندان چنین گفت: «ما هر روز و هر شب در جستجوی کورسوی امید هستیم.»



    تمام کسانی که آشکارا به مبارزه و مخالفت با اسد برخاسته اند آنقدر خوش شانس نبودند. باسل قرتابیل – یک مهندس جوان کامپیوتر – که در دمشق زندگی می کرد، با استفاده از مهارت های خلاقانه برنامه نویسی اش کمک کرد تا سوریه به جامعه آنلاین بپیوندد و باعث شد کشوری که مدت ها در حاشیه «فرهنگ نورسته اینترنت» می زیست به متن جامعه باز اینترنت منتقل شود. او از سوی دستگاه اسد در ماه مارس ربوده شد و با وجود کارزار «باسل را آزاد کنید» که از سوی دوستانش برای او تدارک دیده شد اما از آن زمان تاکنون خبری از او در دست نیست. چند هفته پیش از دستگری او چنین توییت کرده بود: «مردمی که در خطر واقعی قرار گرفته اند هرگز کشور خود را ترک نمی کنند. آنها به خاطر خواسته ای در خطرند و به خاطر همان خواسته کشور را ترک نمی کنند.» دالی.



    20- ماریودراگی


    برای نجات اروپا آنگاه که سیاست نتوانست نجاتبخش باشد

    رئیس بانک مرکزی اروپا - آلمان

    وقتی ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی ایتالیا برای جانشینی ژان کلود تریشه به عنوان رئیس بانک مرکزی اروپا (ECB) در سال 2011 پیشنهاد شد 2 عامل دست و پای او را گرفت: محدودیت او در گولدمن ساکس (شرکتی که به یونان کمک کرد تا بدهی هایش را پنهان نگاه دارد) و ملیت او. روزنامه آلمانی «Bild» با گله و شکایت چنین نوشت: «برای ایتالیایی ها، تورم سبکی از زندگی است مثل سیب زمینی با سُس پاستا». اما «سوپر ماریو» سرانجام بر منتقدان خویش فائق آمد (حتی Bild بعدا نوشت: «او کاملا آلمانی است») و از آن زمان تلاش های سختی را برای حل بحران 3 ساله بدهی اروپا آغاز کرده است.



    در این فرآیند، او به صورت لیبرال گونه ای وظیفه بانک مرکزی اروپا را کنترل تورم دانسته و خود را به مثابه ناجی پروژه اروپایی معرفی کرده است.

    شجاعانه ترین اقدام دراگی در ماه سپتامبر بود؛ یعنی زمانی که او اعلام کرد بانک مرکزی اروپا اوراق قرضه کشورهای بحران زده در منطقه یورو مثل ایتالیا و اسپانیا را خریداری کند تا هزینه های استقراض آنها را کاهش داده و سرمایه گذاری را تضمین کند. (مجموعه ای از سرتیترهای خبری مثل «ماریو دراگی شاید همان کسی باشد که اروپا – و شاید جهان – را نجات داد.» از پس آن آمد) اما شاید این تعهد او برای انجام «همان کاری بود که برای حفظ یورو انجام داد» که سرانجام تب را کاهش داد. اقدام شجاعانه دراگی به او کمک کرد تا بر بازار، بانک داران و سیاستمداران فائق آید. اگر چه تقریبا از هر دو آلمانی یک نفر به دلیل اقدام او در خرید اوراق قرضه به وی بی اعتمادند.

    پس از طرح این برنامه ها، وی با دفاع از سیاست های پولی خویش در برابر پارلمان آلمان از شدت نگرانی آلمان ها کاست. چرا او داوطلبانه وارد دهان شیر شد؟ پس از ماه ها نبرد سخت با بازار اوراق قرضه، شاید بوندستاگ آنقدر دلهره آور به نظر نمی رسید.
    تشکر کنندگان : Haker khanum
    Paying the bills


    [برای مشاهده لینک ها ثبت نام کنید]


    Telephone and Network Cards


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
صنایع فلزی صانع
Responsive Design
شماره مدیریت جهت ارسال پیام: 09357816755