![]()
نمونهای از دستنویس آراسته ایرانی مربوط به دوران صفوی که بر دیوارهتل شاه عباس اصفهان نگهداری میشود.
کلمه مینیاتور با ریشه لاتین minium/خاک سرخ،سرب قرمز، به تصویری از تاریخ باستان یا دست نویس آراستهای قرون وسطی گفته میشود؛ نمونهای ساده که برای تزئین نسخ قدیمی کتابها در آن دوران با کمک رنگ دانههای گرم تهیه میشد.به طور کلی از اوایل سدههای میانه تا ورود به مرحله دوم دورهٔ جدیدی آغاز کنندهٔ ریشهشناسی موشکافانه برای شناخت مفهوم کلی و رهایی از سر در گمی مدتها به وجود آمد و نتیجهٔ آن استفاده از این سبک در تصویرسازیهای کوچک و مینیاتور چهره شد، هر چند که از زمانهای دور تر نیز استفادههای کم و جزئی میشده.
جدا از عقاید سنتی غرب و بیزانس، این سبک و سنت در بین گروه هایی از آسیا دیده شده که معمولاً گویای شواهدی در طبیعت و مناظر می باشد، و از آن میتوان به تک برگههای به جا مانده در کتابچهها و مجموعههای کهن اشاره کرد و این موضوع با طرحهای آبرنگ غربی فرق دارد و قابل بحث میباشد.از این نمونههای آسیایی میتوان به نگارگری ایرانی، مغولی،عثمانی و دیگر شعب هندی نگارگری اشاره کرد.
مینیاتور (ابهامزدایی)
- مینیاتور به گونهای از نقاشی گفته میشود.
- مینیاتور نام خودرویی از گروه سایپا است.
- مینیاتور پینچر سگی است از گروه سگهای عروسکی دارای موهای کوتاه و صاف.
- نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده میشود.
- نگارگری عثمانی
- چهرهنگاری مینیاتور
نگار گری عثمانی
تصویر نقاشان نگارگری عثمانی
نگارگری عثمانی گونهای از هنر در امپراتوری عثمانی بوده که به نگارگری ایرانی شباهت نزدیکی دارد[۱] و همچنین تاثیراتی از هنر چینی دارد. این هنر همراه با تذهیب، خوشنویسی، مرمرکاری کاغذ و صحافی کتاب است. از تصاویر برای توصیف بهتر جملات و مضامین استفاده میشد. نقاشان در کارگاهی برای نقاشی جمع میشدند.
رنگها توسط رنگدانههای طبیعی مخلوط میشد و با افزودن پودر سفیده تخم مرغ و بعد از آن با مخلوط شدن با صمغ عربی رقیق میگشت. به این ترتیب رنگهایی با خلوص بسیار بالا و درخشان بدست میآمد.
در این نوع سبک پر استفادهترین رنگها، رنگهای قرمز روشن ، قرمز مایل به زرد، آبی و سبز بوده است.
جهان بینی نگارگران
ریشه یابی (عمیق نگری) در نگارگری عثمانی بسیار متفاوت است و می توان گفت هدف نگارگران همین عمیق نگری بود نه به تصویر کشیدن انسان یا چیزهای دیگر، زیرا آنان دنیا را با جهان بینی ای متفاوت می نگریستند.آنها بر اساس جهان بینی عرفانی به دنیا می نگریستند و دنیا را خالی از ارزش و نابود شدنی اما مفید برای بیان دیدگاهشان می دانستند.
چهرهنگاری مینیاتور
گونهای از چهرهنگاری و رنگ آمیزی مینیاتوری است که بیشتر به وسیله آبرنگ و گواش ایجاد میشود.
این هنر در قرن ۱۶ میلادی در اروپا رشد و گسترش پیدا کرد. در آن زمان اشراف اشتیاق به نگارگری تصویر چهره خود داشتند و همچنین سربازان و ملوانانی که در حین مسافرت و خدمت بودند تصویر نگارگری شده خود را نزد خانواده باقی میگذاشتند. از اواسط قرن نوزدهم پیشرفت عکاسی باعث کاهش محبوبیت مینیاتور شد.
نگارگری ایرانی
مشخصترین سابقهٔ نگارگری کتب در ایران به کتاب معروف ارژنگ میرسد (برگی از نوشتههای مانوی به خط سغدی)
که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده میشود شامل آثاری از دورههای مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار، و ...)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی، و...)، تاریخی (جامع التواریخ، و...)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه میباشد.پس از بقدرت رسیدن شاه اسماعیل هنرمندان در تبریز گرد آمدند و در کتابخانهٔ سلطنتی که ریاست آن را بهزاد بعهده داشت به فعالیت پرداختند . قاسم علی شیخ زاده و میرک که همراه بهزاد از هرات به تبریز آمده بودند شیوه ای را بنیاد گذاشتند که بر دوش بهزاد و شاگردانش بود. شهرت بهزاد هنرمندان پس از خود را تحت تاثیر قرار داد و بسیاری آثار خود را با نام و امضای او ارائه می دادند. شاه تهماسب از اوان کودکی به فرا گیری خط و نقاشی پرداخت وطراحی نزاکت قلم را به مرتبه کمال رسانید .او در جوانی استادان معروف را گرد آوری کرد ولی در اواخر عمر به این هنرمندان توجه کمتری داشت به طوری که بسیاری از آنان دردربار ابراهیم میرزا در مشهد گرد آمدند وسبکی دیگر را به وجود آوردند. نقاشان مکتب تبریز سطح تخت نقاشی را شکستند و ترکیب بندیهای چند سطحی آفریدند .همه چیز آکنده از حرکت و جنبش بود رنگها درخشان و پرکشش و حالت مورد نظر را به وجود می آورد. از مشخصههای نقاشی دورهٔ صفوی لباس و پوشش سر اشخاص است. یکی از نقاشان بزرگ این دوران استاد محمدی استاد طراحی با قلم بود. از مشخصات آثار او تصویر اشخاص بلند قامت با صورت گرد و کوچک و واقع بین بود در ترسیم مناظر زندگی در نواحی روستانی است. او از جمله کسانی است که بر روی نگارگران پس از خود تاثیر بسزایی داشته است و او را استاد رضا عباسی می نامند.در همین دوران چند نگار گر دیگر با اسامی شبیه نام استاد رضا عباسی می زیسته اند.توجه رضا عباسی به خود انسان بیشتر از فضای اطراف اوست. این نکته حتی در تأکید پرداخت اودر شکل انسان نسبت به زمینههای ساده ای که در آثارش استفاده کرد، کاملاً روشن است. ظرافت کارهای دورانی جوانی رضا عباسی،یاآور و احیا کننده سنتهای متزلزل نسل قبل نقاشان صفوی در دربار شاه تهماسب بود ولی در اواخر،طرحهای او تحت تاثیر تجارب زندگی اشرافی زمان خود و گذشت عمر،لطافت خود را از دست داد و خشن شد.موضوعات او بیشتر از بین افراد طبقات پایین جامعه انتخاب شده و از طرف دیگر نفوذ و رواج نقاشی اروپایی در آثار این استاد بی تاثیر نبوده است. شاگردان زیادی نزد او تربیت یافتند که هر کدام سبک و روش وی را ادامه داده اند که مهمترین آنها عبارتند از: محمد شفیع عباسی،افضل الحسینی،محمد معین مصوّر،محمد علی،محمد یوسف و محمد قاسم. از این زمان به بعد، نقاشی دیگر در خدمت کتاب آرایی نیست و شکلی مستقل به خود می گیرد. این نکته در آثاری که از هنرمندان به اروپا رفته آشکارتر است. از معروفترین این هنرمندان محمد زمان نام دارد. نقاشیهای او کاملاً بر اساس نقاشی غربی است. موضوع نقاشیهای محمد زمان در مواردی ، رابطه ای با فرهنگ اسلامی – ایرانی ندارد. اما در مواردی هم جنبههای فرهنگی زمان خود نظر داشته است، که از جمله آنها تصاویری است که بر مبنای ادبیات فارسی کشیده است . اما یک تفاوت بین آثار محمدزمان و دیگران وجود دارد، و آن گرایش به اصول طبیعت پردازی است،یعنی بعد نمایی، سایه پردازی و غیره، از این رو، در آثار محمد زمان دیگر نه غنای رنگهای شفاف و تخت بهزاد را می توان دید، و نه ظرافت و سرزندگی خطهای رضا عباسی را. در دوره صفوی در پی تماسهای مکرر ایرانیان و اروپائیان ابداعاتی بروز نمود و موجب تحول در هنرهای تجسمی ادوار پس ازخود گردید."از ویژگیهای نقاشیهای صفوی، وابستگی و همانندیهای سبکشناسی در نقاشیهای نسخ خطی و دیوار نگاره هاست. به نحوی که بررسی و مطالعه هر کدام، شناخت آثار گروه دیگر را در پی خواهد داشت.




LinkBack URL
About LinkBacks

Reply With Quote



علاقه مندي ها (Bookmarks)