متن ترانه های رضا یزدانی

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏17/8/12 در انجمن لیریک Lyric

  1. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    جردن

    وقتی که گاز می‌دی، با ماشین باباجون، توی سربالاییِ جردن
    با موهای چربُ، قیافه‌ی داغون، سیگاری کنج لبت روشن

    وقتی با توپ تیش صدای ضبطت، کر می‌شه گوشِ جماعت
    وقتی که نور بالای چراغت می‌زنه چشما رُ راحت

    فکرِ بچه‌های جنوب شهر باش، که یه لقمه نونم ندارن
    فکرِ جوونای دربه‌در باش، که یه عمره بی‌قرارن

    جردن، جردن، کُپ نکن از این حرفِ من
    جردن، جردن، عشقُ با من فریاد بزن


    وقتی هِی بوق می‌زنیُ بعدش ماتُ منتظر می‌مونی
    وقتی که آهنگای منُ زیر لب، با صدای نَکَره‌ت می‌خونی

    وقتی که جیغِ ترمزِ چرخت، می‌پیچه تو گوشِ خیابون
    وقتی خسارتُ جرینگی می‌دی، آسونِ آسونِ آسون

    فکر اونا باش که توی بارون، حتا به سقفم ندارن
    اونا که جای ستاره شب‌ها رخماشونُ می‌شمارن

    جردن، جردن، کُپ نکن از این حرفِ من
    جردن، جردن، عشقُ با من فریاد بزن
     
  2. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    شعر خوانی این روزا



    این روزا تو شهر قصه هر کسی ترانه بافه
    این روزا حتی کلاغ هم عاشق قله قافه

    هر صدای بی صدایی این روزا عربده سازه
    آخه گفتن توی این شهر جاده حنجره بازه
     
  3. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    غیر مجاز

    تو کی هستی که نگاهت مثه قصه پُرِ رازه؟
    تو کی هستی که تو این شب، نفس‌اَت غیر مجازه؟
    تو کی هستی که با اسم‌اَت، پُشتِ سایه‌ها می‌لرزه؟
    تو کی هستی که حضورت، واسه من تنها نیازه؟

    با منی مثلِ خودِ من! مثلِ تن! مثلِ یه پیرهن!
    اما بینِ دستایِ ما، فاصله دورُ درازه!
    بذار از تو گُر بگیرم! بذار آفتابی بمیرم!
    آخه این کولی یه عُمره، واسه تو ترانه‌سازه!

    با تو فردا رُ می‌بینم! سیبِ خورشیدُ می‌چینم!
    با تو من صدتا کتابم، پُرم از شعرای تازه!
    چه نگاهِ بی‌نقابی! چه ترانه های نابی!
    انگاری تمومِ دنیا، توی اون چشمای نازه!

    با منی مثلِ خودِ من! مثلِ تن! مثلِ یه پیرهن!
    اما بینِ دستایِ ما، فاصله دورُ درازه!
    بذار از تو گُر بگیرم! بذار آفتابی بمیرم!
    آخه این کولی یه عُمره، واسه تو ترانه‌سازه!
     
  4. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    کافه نادری

    توی کافه نادری کنج همون میز بلوط
    دو تا صندلی لهستانی هنوز منتظرن
    تا من و تو بشینیم گپ بزنیم مثل قدیم
    شب بشه مشتریا تا آخرین نفر برن
    ما همیشه اولین و آخرین بودیم عزیز
    هم تو تابستون داغ هم تو پاییزای سرد
    تابلوی بسته و باز پشت شیشه درو
    بعد رفتن ما کافه چی وارونه می کرد

    چشمک ستاره ها رو می شمردیم یادته
    واسه تنهایی شب غصه می خوردیم یادته
    من مثه سایه تو، تو واسه من مثل نفس
    هردومون برای همدیگه می مردیم یادته

    دستامون تو دست هم گم میشدیم تو خواب شهر
    دل دیوونه من هی قدمات رو می شمرد

    کوچه ها رو رد می کردیم تا خیابون بزرگ
    عطر ناب تو من رو تا آخر دنیا می برد
    حالا تو نیستی و اون کوچه صدا نمی زنه
    حالا تو نیستی و بی تو دیگه کافه، کافه نیست
    دیگه هیچ ستاره ای جرات چشمک نداره
    هیچ کسی مثل من از نبودنت کلافه نیست

    چشمک ستاره ها رو می شمردیم یادته
    واسه تنهایی شب غصه می خوردیم یادته
    من مثه سایه تو، تو واسه من مثل نفس
    هردومون برای همدیگه می مردیم یادته

    هنوز منتظرم توی کافه نادری
    کنج همون میز بلوط
    دو تا صندلی لهستانی هنوز منتظرن
     
  5. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    شبنم بیداری

    تبسم نقش نیرنگه من از شب شاکی ام ای یار
    طلوعم رو تماشا کن منو دست غزل بسپار
    منو پاکیزه کن از خواب از این لکنت از این تکرار
    رها کن آرزوها رو از این زندان بی دیوار
    چه ناباور چه دردآور سکوتم بی نهایت شد
    چه غمگینانه عشق ما دچار رنگ عادت شد
    امشب به تو رو کردم ای یار صدا مرده
    تو صبح دل آرایی من شام دل آزرده
    امشب به تو رو کردم ای خاطره جاری
    تو هق هق دریا وار من شبنم بیداری

    من از بند نفس جستم حسابم با خودم پاکه
    میون گود فریادم سکوتم گرده بر خاکه
    یه زخم تازه کم دارم برای باور پاییز
    خرابم کن که دلگیرم از این آبادی پرهیز
    منو تا گریه یاری کن حریص امن آغوشم
    منو بشناس که از یادت همه دنیا فراموشم
    امشب به تو رو کردم ای یار صدا مرده
    تو صبح دل آرایی من شام دل آزرده
    امشب به تو رو کردم ای خاطره جاری
    تو هق هق دریا وار من شبنم بیداری
    امشب به تو رو کردم ای یار صدا مرده
    تو صبح دل آرایی من شام دل آزرده
    امشب به تو رو کردم ای خاطره جاری
    تو هق هق دریا وار من شبنم بیداری
    امشب به تو رو کردم
     
  6. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    یکی نبود

    کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
    اون که تو قصه مونده بود از اون یکی جدا نبود
    کاش توی قصه های شب برق ستاره کم نبود
    تو قصه جن و پری دلهره دم به دم نبود
    سیاوش شاهنامه رو کاش کسی گردن نمی زد
    کاش کسی توی قصه ها از عاشقی تن نمی زد
    کاش داشاکل با زخم تیغ تو بسترش جون نمی داد
    قصه نویس قصه مون رو با گریه پایون نمی داد
    تقویم باغچه ما برگ بهار نداره
    جاده قصه هامون اسب سوار نداره
    شهر بزرگ قصه پنجره هاشو بسته
    حتی تو دفتر مشق بابا انار نداره

    کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
    اون که تو قصه مونده بود از اون یکی جدا نبود
    کاش توی قصه های شب برق ستاره کم نبود
    تو قصه جن و پری دلهره دم به دم نبود
    مادربزرگ قصه هاشو بالای تاقچه می ذاشت
    یه عاشق تازه نفس تو شهر قصه پا می ذاشت
    قصه های قدیمی رو یه جور تازه می نوشت
    آدم و حوا رو می برد دوباره می ذاشت تو بهشت
    تقویم باغچه ما برگ بهار نداره
    جاده قصه هامون اسب سوار نداره
    شهر بزرگ قصه پنجره هاشو بسته
    حتی تو دفتر مشق بابا انار نداره

    کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
     
  7. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    شعر خوانی یکی رفته بود

    تبسم نقش نیرنگه من از شب شاکی ام ای یار
    طلوعم رو تماشا کن منو دست غزل بسپار
    منو پاکیزه کن از خواب از این لکنت از این تکرار
    رها کن آرزوها رو از این زندان بی دیوار
    چه ناباور چه دردآور سکوتم بی نهایت شد
    چه غمگینانه عشق ما دچار رنگ عادت شد

    امشب به تو رو کردم ای یار صدا مرده
    تو صبح دل آرایی من شام دل آزرده
    امشب به تو رو کردم ای خاطره جاری
    تو هق هق دریا وار من شبنم بیداری

    من از بند نفس جستم حسابم با خودم پاکه
    میون گود فریادم سکوتم گرده بر خاکه
    یه زخم تازه کم دارم برای باور پاییز
    خرابم کن که دلگیرم از این آبادی پرهیز

    منو تا گریه یاری کن حریص امن آغوشم
    منو بشناس که از یادت همه دنیا فراموشم

    کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
    اون که تو قصه مونده بود از اون یکی جدا نبود
     
  8. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    پرنده بی پرنده

    اون ور این شب کلک، من و ترانه تک به تک
    خونه می ساختیم توی باد، دریا می ریختیم تو الک
    مسافرای کاغذی رد شده بودن از غبار
    تو قصه باقی مونده بود شیهه اسب بی سوار
    گفته بودن صد تا کلید برای ما جا میذارن
    مزرعه های گندمو برای فردا میذارن
    فردا رسید و خوشه ای تو دست ما باقی نموند
    سقف ستاره ها شکست، رو سرمون طاقی نموند

    تو سفره مون همیشه سین ستاره کم بود
    همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود
    تو بازی کلاغ پر هیچکی نشد برنده
    قصه ما همین بود، پرنده بی پرنده

    کسی به ما نشون نداد که انتهای خط کجاست
    آهای درختای انار دیکته بی غلط کجاست
    چرا تو آسمونمون پرنده گوشه گیر شده؟
    چرا نمی رسیم به هم؟ چرا همیشه دیر شده؟
    تو دفتر سکسکه مون چند تا ترانه خالیه؟
    چند تا ترانه قصه ممتد بی خیالیه؟
    چند تا صدای بی صدا سکوت رو فریاد میزنه؟
    زغال شام آخرو دستای کی باد میزنه؟
    تو سفره مون همیشه سین ستاره کم بود
    همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود
    تو بازی کلاغ پر هیچکی نشد برنده
    قصه ما همین بود، پرنده بی پرنده
     
  9. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    مرثیه عاشقانه

    گنبد سرد قصه، کبود تازیانه‌س
    وقت طلوع تازه، تو ریتم این ترانه‌س
    تو انجماد این شب، چشمات شعله‌ور کن
    که این چراغ مرده، منتظر زبانه‌س

    نفس نفس صدام کن، بزار که خوش صداشم
    که بی صدا شکستن، آفت این زمانه‌س
    ستاره رو خبر کن، سایه رو در به در کن
    چشم تو چلچراغ ضیافت شبانه‌س

    غزل غزل رسیدم به غربنت نگاهت
    وقت سفر، نگاه تو بهترین بهانه‌س
    محرم راز من باش، مرثیه ساز من باش
    که با صدای سبزت، مرثیه، عاشقانه‌س

    نفس نفس صدام کن، بزار که خوش صداشم
    که بی صدا شکستن، آفت این زمانه‌س
    ستاره رو خبر کن، سایه رو در به در کن
    چشم تو چلچراغ ضیافت شبانه‌س
     
  10. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    لاله زار

    از لاله زار که می گذرم، بغض ترانه می شکنه
    تو عمق سینم یه نفر یاز زیر آواز می زنه
    از لاله زار که می گذرم میشم یه بچه بلا
    عاشق فیلم جفتی و عاشق سیبای طلا
    از لاله زار که می گذرن الک دولک یادم میاد
    «محمود سیاه» نمایش «مرد کلک» یادم میاد
    قصه اون کبوتری که از رو بوم ما پرید
    قصه اون یکه بزن تو فیلمای سیاه سفید

    لاله زار! کاش می تونستیم، همیشه بچه بمونیم
    عمو زنجیر بافو بازم توی کوچه هات بخونیم
    لیموناد شیشه ای دوزار، لواشک برگی یه شاهی
    «بابا نون نداد» نوشتن توی دفترای کاهی


    دوباره هفت ساله میشم از لاله زار که میگذرم
    خاطره های خط خطی رژه میرن توی سرم
    وقت فلک کردن عشق، زار زدنای الکی
    مزه آبنبات کشی، طعم آدامس بادکنکی
    بازی لی‌لی و سه قاپ، بازی گرگم به هوا
    الاکلنگ سوار شدن، چرخ و فلک تو کوچه ها
    چرخ کبوترای جلد تو آسمون پاک و صاف
    دشنه لوطی محل که زنگ زده توی غلاف

    لاله زار! کاش می تونستیم، همیشه بچه بمونیم
    عمو زنجیر بافو بازم توی کوچه هات بخونیم
    لیموناد شیشه ای دوزار، لواشک برگی یه شاهی
    «بابا نون نداد» نوشتن توی دفترای کاهی
     
  11. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    ی بی هزار ستاره

    ای غزل، دخت ترانه
    گیس طلا! پنجه آفتاب
    من شب آلوده ترینم
    تن تاریکم و دریاب

    من و آشتی بده با نور
    توی این حادثه بازار
    پیرهن دریا تنم کن
    سر بزن از سر دیوار

    سرخوش از عطر عبورت
    داغ داغم از حضورت
    بی‌بی هزار ستاره
    من و پیدا کن تو نورت

    فصل گل دادن مهتاب
    رو تن برکه پیره
    پیش برق اون نگاهت
    حتی خورشیدم حقیره

    من و گم نکن نو این شب
    سایه ها رو شعله ور کن
    واسه همخونی آواز
    حنجره ها رو خبر کن

    سرخوش از عطر عبورت
    داغ داغم از حضورت
    بی‌بی هزار ستاره
    من و پیدا کن تو نورت
     
  12. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    نت آخر

    از حرارت نگاهت گر گرفته تن گیتار
    با سر انگشتای نازت سیمهای سازم رو بشمار
    سیم می میلاد واژه است توی بطن این ترانه
    ضربان دل عاشق اخرین شعر شبانه
    سیم سی سیب نچیدست میوه همیشه نایاب
    قیمت چشمای حوا چهره ممنوع مهتاب
    سیم سل سلطان اواز توی قصه های دوره
    برق جادوی فانوس تو شبای سوت و کوره

    من و این گیتار عاصی، شیش تا سیم و یه سر انگشت
    تو بیا تا نت اخر بیا تا گره ترین مشت

    از حرارت نگاهت گر گرفته تن گیتار
    با سر انگشتای نازت سیمهای سازم رو بشمار
    سیم ر رسیدنم بود به درخشش ستاره
    باور طلوع خورشید بعد از این شب دوباره
    سیم لا لالای ساز پشت پلکای یه خوابه
    خواب تو یه جون پناهه وقتی بیداری عذابه
    سیم می میعاد چشمام با گل و نور وسپیدس
    یه بغل هوای تازه برای این نفس بریدس
    من و این گیتار عاصی شش تا سیم و یه سر انگشت
    تو بیا تا نت اخر بیا تا گره ترین مشت
     
  13. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    نمایش

    آدما بگید بدونم
    چرا سانس شب بلنده
    چرا خورشید داره نورو
    به روی بقچمون میبنده
    سیب باغ قصه کاله
    بازیگر روی پرده لاله
    تو سکوت این نمایش
    نمره ترانه چنده
    ادما به جای دیدن
    ما فقط تخمه شکستیم
    چشمامونو وا گذاشتیم
    در مغزامون رو بستیم
    قهرمان قصه خسته
    داد کشید با لب بسته
    ادمی مونده تو قصه
    ما نگفتیم که ما هستیم
    کپ نکنید اگه غرور با یه پشه شکسته شه
    اگه یه وقت میون فیلم پرده صحنه بسته شه
    کپ نکنید اگه به دل یه نمره ردی بدن
    جایزه شب رو به یه ستاره بدی بدن
    ادما تو این نمایش
    نقش ما فقط نگاهه
    سوزن ریز حقیقت
    میون انبار کاهه
    کوره راه بی ستاره
    راه به هیچ جای نداره
    ما نمیرسیم به مقصد
    این دیگه اخر راهه
    ادما شاید یه روزی
    اخر یه فیلم تازه
    برسیم بالای تقویم
    اونجا که روزا درازه
    اسمون اونجا صافه
    دشنه هاش توی قلافه
    اونجا قهرمان قیلم هم
    مثل ما ترانه سازه
    کپ نکنید اگه غرور با یه پشه شکسته شه
    اگه یه وقت میون فیلم پرده صحنه بسته شه
    کپ نکنید اگه به دل یه نمره ردی بدن
    جایزه شب رو به یه ستاره بدی بدن
     
  14. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    شهر دل

    آمده‌ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم
    ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم ، شکر برم

    آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان
    تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

    آمده‌ام که ره زنم ، بر سر گنج شه زنم
    آمده‌ام که زر برم ، زر نبرم خبر برم

    گر شکند دل مرا ، جان بدهم به دل شکن
    گر ز سرم کله برد ، من ز میان کمر برم


    اوست نشسته در نظر ، من به کجا نظر کنم
    اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر برم

    آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند
    پیش گشاده تیر او ، وای ، اگر سپر برم

    در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام
    وز سر رشک نام او ، نام رخ قمر برم

    اوست نشسته در نظر ، من به کجا نظر کنم
    اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر برم
     
  15. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    حیلت رها کن

    حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
    و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو


    هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
    وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو


    باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
    گر سوی مستان میشوی مستانه شو مستانه شو


    باید جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
    گر سوی مستان میشوی مستانه شو مستانه شو


    چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
    فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو


    تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
    چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو


    قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل های ما
    مفتاح شو، مفتاح را دندانه شو دندانه شو


    بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
    کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو



    حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
    و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو


    هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
    وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو


    باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
    گر سوی مستان میشوی مستانه شو مستانه شو


    باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
     
  16. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    ای عاشقان

    ای عاشقان، ای عاشقان، امروز ماییم و شما
    افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا
    گر سیل عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
    مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا
    پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی
    بلبل سرمست تویی جانب گلزار بیا
    گوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویی
    یوسف دزدیده تویی بر سر بازار بیا
    از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان
    بار دگر رقص کنان بی‌دل و دستار بیا
    ای شب آشفته برو وی غم ناگفته برو
    ای خرد خفته برو دولت بیدار بیا
    ای دل آواره بیا وی جگر پاره بیا
    ور ره در بسته بود از ره دیوار بیا
    ای نفس نوح بیا وی هوس روح بیا
    مرهم مجروح بیا صحت بیمار بیا
     
  17. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    بی خود شده ام

    بی‌خود شده​ام ، لیکن ، بی‌خودتر از این خواهم!
    با چشم تو می‌گویم : من مست چنین خواهم! ...

    من تاج نمی​خواهم ؛ من تخت نمی​خواهم
    در خدمتت افتاده ، بر روی زمین خواهم! ...

    آن یار نکوی من ، بگرفت گلوی من
    گفتا که چه می خواهی؟! گفتم که همین خواهم! ...

    با باد صبا خواهم تا دم بزنم ، لیکن ،
    چون من دم خود دارم ، هم‌راز مهین خواهم! ...

    در حلقه‌ی میقاتم ؛ ایمن شده زآفاتم
    مومم ز پی ختمت ، زآن نقش نگین خواهم! ...

    ماهی دگرست ای جان! اندر دل ِ مه پنهان!
    زین علم یقین‌ستم ؛ آن عین یقین خواهم
     
  18. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    حکم (لاله زار) ترانه فیلم حکم

    از لاله زار که می گذرم, زخمی تر از ترانه ام
    تشنه ی محکومیتٍ یه حکم عاشقانه ام
    از لاله زار که می گذرم, حسرت گوله با منه
    وقتی که دست تو می خواد, تیر خلاصُ بزنه
    رفاقتٍ خشم تو با, ماشه ی منتظر میگه
    دستای بی صدای ما, نمی رسن به همدیگه
    فاصله بین من و تو, همین گلوله بود و بس
    منُ بزن که خسته ام, از زنده بودن تو قفس

    لاله زار کاش, می تونستیم, تا ابد با تو بمونیم
    تو بهارستان دوباره, شعرٍ بیداری بخونیم
    نارفیقانه ورق خورد, دفتر گذشته ی ما
    قد کشیدیم توی بن بست, باهم اما تک و تنها

    از لاله زار که می گذرم, می رسه سالٍ ما شدن
    سال نفس تنگی عشق, سال زمین خوردن من

    از لاله زار که می گذرم, زخمای کهنه وا میشن
    دوباره کوچه ها پر از, مردمٍ هم صدا میشن
    دوباره بوی نفت و خون, دوباره تابستون داغ
    میتینگای تک نفره, دوباره سایه ی چماق
    وقتی همه بادبادک ها, بنده ی حزبٍِ باد شدن
    عربده های مُرده باد, یک شبٍ زنده باد شدن
    ما توی پستوی عطش, فیلمٍ رهایی می دیدیم
    توی تئاتر زندگی, گریه مونُ می دزدیدیم

    لاله زار کاش, می تونستیم, تا ابد با تو بمونیم
    تو بهارستان دوباره, شعرٍ بیداری بخونیم
    نارفیقانه ورق خورد, دفتر گذشته ی ما
    قد کشیدیم توی بن بست, باهم اما تک و تنها
     
  19. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    تیتراژ سریال مرگ تدریجی یک رویا

    چشام بسته است/ جهانم شکل خوابه/ عذابه/ اضطرابه/ اضطرابه

    روبروم دیواری از مه/ دیواری از سنگ
    روبروم دیواری از مه/ دیواری از سنگ

    بگو بیهوده نیست/ بگو بیهوده نیست/ فاصله آب و سراب
    بگو سپیدی کاغذ بیهوده نیست
    بگو از کوچ پراکنده/ فقط کابوس و تنهایی

    بگو خواب بود هر چی که دیدم/ افسانه بود هرچی شنیدم
    نگاه کن شوق دل زدن به دریا/ برام شد مرگ تدریجی رویا/ مرگ تدریجی رویا
     
  20. آفلاین

    ViRTUS کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,567
    تشکر شده:
    3,754
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : متن ترانه های رضا یزدانی

    تیتراژ فیلم طهران تهران

    حوصله ندارم اما همه ی قصه رو میگم
    همه ی قصه رو حتی اونجایی که دوست ندارم
    بزار صحبت کنیم این بار جای این که بنویسیم
    راجع به دو جین سوالو یه سری عقده ی بدخیم
    می دونم که دیگه مردم مرگ من موقتی من نیست
    این جواز دفن و کفن یه صدای لعنتی نیست
    توی این بحبوحه ی شک وسط این همه بحران
    خودمو گوشه ی آسفالت جا گذاشتم تو اتوبان
    ژست بی خوبی منگی واسه من نگیر دوباره
    کسی که جلوت نشسته عصبی و لت پاره
    من دیگه اصلا نمیخوام تیغو رو رگم بسرم
    پایتخت دود و گوگرد قهرمان فصه ی مرگ

    اگه عاشقت نبودم پا نمی داد این ترانه
    بی خیال بد بیاری ، زنده باد این عاشقانه (2)

    خط موشکو تو دستت نسل من خط کشی می کرد
    واسه انفجار قلبت شعر من خودکشی می کرد
    جعبه جعبه استخونو غم پرچمای بی باد
    کودکی نسل ما رو به قرنطینه فرستاد
    من با زندگی شعرم یا با تو شوخی نداشتم
    واسه تو شوخی بودیم ما خیلی تلخه سرنوشتم
    حالا هی غلط بگیر از دیکته های نانوشته ام
    یا که اوراق بهادار بده جای سرنوشتم

    اگه عاشقت نبودم پا نمی داد این ترانه
    بی خیال بد بیاری ، زنده باد این عاشقانه (2)

    بین این صد تا اتوبان یه مسیر منحنی نیست
    که کسی پشت سرم هی نده فرمان واسه ی ایست
    وقتی آژیر رو کشیدن توی گوش لت و پارم
    خودم عین بمب دستی شعرم هم شد انفجارم
    یه نفر رو در و دیوار خون خاطره می پاشه
    یه نفر که میگه این بار بزار انگشت رو رو ماشه
    خیلی ساده نرسیدی سر صحنه واسه اجرا
    انگاری که محض خنده گرگه زد به گله ی ما

    اگه چیزیو نگفتم توی خاطرم نمونده
    متاسفم که ذهنم خاک قصه رو تـکـونده
    تسمه ی دلم برید و من از اون دقیقه لالم
    یه سری تصویر موهوم ساخته میشه تو خیالم
    ببین این زخمای کهنه دیگه پانسمان نمیشن
    شدن عین تیر آخر وسط جمجمه ی من

    منزوی شو توی قلبت ،ی اد کارون شب دجله
    سر کوچه های بن بست ، یاد حجله پشت حجره
    بچه های خاک و بارون، یادته ریختن تو میدون
    مادراشون پشت شیشه، پدراشون ته دالون
    پس چرا با تو غریبست، نسل بی خاطره ی من
    یادمون نیست که چه جوری، واسه همدیگه می مُردن
    پاش بیفته باز دوباره، روی مغربت می بارم
    باز توی منطقه ی مین ، دست و پامو جا می ذارم

    اگه عاشقت نبودم، پا نمی داد این ترانه
    بی خیال بد بیاری، زنده باد این عاشقانه (2)

    اسم پایتختو با خون ، می نویسم واسه یادداشت
    تنها چیزی که تو دنیا ، روی پاهام نگهم داشت
    سر و ته کنم تو جاده ، مقصدم تهش همین جاست
    وسط برجای تهرون ، ازدحام شعر و رویاست
    می گذره این روزا از ما ، ما هم از گلایه هامون
    عادی می شن این حوادث ، اگه سختن اگه آسون
    توی پاییزمجاور ، وسطای ماه آذر
    شد قرارمون که با هم ، بزنیم به سیم آخر.