1. مهمان گرامی، لطفا جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو ثبت نام کنید.

نقد و بررسی فیلم The Past (گذشته) / جدیدترین فیلم «اصغر فرهادی»

شروع موضوع توسط *Yalda* ‏19/5/13 در انجمن سینمای ایران

  1. آفلاین

    *Yalda* عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/1/12
    ارسال ها:
    4,737
    تشکر شده:
    4,474
    امتیاز دستاورد:
    0
    محل سکونت:
    تهران
    [​IMG]

    کارگردان:
    Asghar Farhadi

    نویسنده :
    Asghar Farhadi, Massoumeh Lahidji




    بازیگران: Bérénice Bejo, Tahar Rahim, Ali Mosaffa

    خلاصه داستان :

    یک مرد ایرانی همسر فرانسوی خود را به همراه دو فرزندش ترک می کند تا به سرزمین مادری خود بازگردد. در همین حین، زنش یک رابطه جدید را آغاز می کند، واقعیتی که شوهرش با درخواست طلاق زن، با آن مواجه می شود.


    فیلمساز ایرانی، اصغر فرهادی با یک فیلم جذاب، فریبنده و فکر شده راهی جشنواره فیلم کن شده است. یک مثلث عشقی با درخشش برنیس بژو، علی مصفا و طاهر رحیم. یک زن فرانسوی، به نام ماری(بژو) در تلاش است تا مشکلاتش با همسر ایرانی اش، احمد(مصفا) را که خیلی وقت است از هم جدا شده اند، حل کند و یک شروع شدید با یک شریک جدید با نام سمیر(رحیم) داشته باشد. فیلم بعضی از تم های فیلم قبلی اصغر یعنی جدایی را هم دارد. مفاهیمی مثل فناپذیری عشق در کنار ایده هایی چون ایجاد رابطه صمیمانه و خانوادگی در دنیایی که قبول کردن فرزند همسر جدید، یک مساله معمول به حساب می آید. این موضوع با یک تم تراژیک قوی _ گذشته که با بیرحمی بر ما چنگ می زند _ ترکیب و دارای قدرت بیشتری شده است. فرهادی، افسردگی و عصبانیتی که در مبارزه با گذشته و از بین بردن انتخاب های نادرست زندگی، درگیرش می شویم را نشان می دهد.

    [​IMG]

    فیلم، یک درام پیچیده و در اغلب مواقع درخشان با اجراهایی مهار شده و هوشمندانه است. ظرافت خاصی در کنار هم چیدن جزئیات و تکه های داستان به شکل یک الگو، پیچش های غیر منتظره در طرح داستان، تعلیق های پیچیده و آشکارسازی ها وجود دارد. ساختار روایی، شاید خودش زیاد از حد، از پیش تعیین شده است: ملودرام کم در ترکیب با تراژدی وجود دارد و شاید غیبت طولانی یکی از کاراکترهای مهم در فیلم، حدس زدن صحنه آخر را آسان کند. فیلم، در اغلب مواقع شبیه یک تئاتر است، اما در عین حال دلچسب و جالب توجه هم هست. این نیرو و هوش فرهادی در فیلمسازی اش واقعاً رضایت بخش است.

    [​IMG]

    ماری از احمد خواسته است که از تهران به پاریس بازگردد و برای انجام کارهای طلاق به تاخیر افتاده و اختلاف نظر ها حاضر شود. از نظر قانونی نیازی نیست که او حضور داشته باشد، اما ماری یک خاتمه خوب می خواهد تا یک خداحافظی متمدنانه و بالغانه با ازدواج شکست خورده اش داشته باشد. همچنین احمد هم با فرزندانش، لی کوچولو (جین جاستین) و لوسی نوجوان (پائولین برلت)که همیشه شیفته او بوده اند، وداعی درخور داشته باشد.

    [​IMG]

    ماری برای ترساندن احمد، برایش هتل رزور نکرده است، اما با انگیزه هایی پیچیده انتظار دارد که احمد در خانه کوچک و شلوغ ماری اقامت کند تا او را بیندازد درست در وسط مسئولیت ها و زندگی اخیری که ماری داشته است. شریک جدید و جوانتر ماری، یعنی سمیر (رحیم) که صاحب یک مغازه خشکشویی است، به همراه پسر کوچکش، فرود(الیاس آگیس) به خانه ماری نقل مکان کرده است. احمد و ماری هنوز هم رابطه یک زوج متاهل را دارند و این باعث ناراحتی سمیر است هر چند که این رابطه یک رابطه ناکام است. و هر سه بچه ها به صورت غریزی به احمد در جایگاه پدر نگاه می کنند و باعث می شوند که این موقعیت دردناک، پیچیده و غامض، حتی سخت تر هم شود. غم انگیز تر از همه، وظیفه ای است که ماری از احمد انتظار دارد، انجام دهد: که با لوسی صحبت کند و از او بخواهد دلیل عصبانیتش را توضیح دهد. جواب های لوسی، حقایق دردناک و حتی وحشتناکی را در مورد مسائلی که به ایجاد این موقعیت ختم شده است، آشکار می کند.

    [​IMG]

    فرهادی ارتباطات بین افراد را مثل آناتومی بدن تشریح می کند: دردآور و پیچیده. آیا ماری باید طلاقش را در غیبت احمد نهایی می کرد؟ آیا او باید رشته های گذشته را پاره می کرد و خودش با ناراحتی های لوسی برخورد می کرد؟ و اگر ناراحتی لوسی ریشه در نارضایتی او از شریک جدید ماری داشت، بهتر نبود که او شریک قبلی اش را خارج از این مساله نگه دارد؟ فرهادی نشانمان می دهد که جواب «بله» ممکن است یک پاسخ معقول نسبت به هر سه پرسش بالا باشد، اما این را هم نشان می دهد که این ها به هم نامربوطند. ماری قانع شده است که احمد را برگرداند تا با او به شکلی ویرانگر رو به رو شود. و باز هم با همان فشارها قانع می شود که به سمت سمیر هم هل داده شود. چیزی که در این درام، رضایت بخش است، اهمیتی است که به عمل معذرت خواهی می دهد. بچه ها مجبور می شوند که برای خطایی که مرتکب شده اند، معذرت خواهی کنند وگرنه هدایایشان را نخواهند گرفت. سمیر به خاطر رفتارش با ماری عذرخواهی می کند و با عصبانیت می گوید که این «تاسف» به این معنا نیست که او میدان را خالی می کند. شاید این رفتار متمدنانه معذرت خواهی و جبران، ما را از اشتباهات گذشته مان جدا کند و شاید باز هم تشویق به تکرار آن ها شویم.
    فکر می کنم فرهادی فیلمش را با فراوانی جزئیات مرموزانه و غافلگیری های داستانی پر نکرده است و آن را به محدوده باورپذیری و معقول بودن نزدیک کرده است. اما عجب فیلم محکم و گیرایی است که تار و پودی واقعی و عقلانی دارد و از همان سکانس شجاعانه اول فیلم، خود را نشان می دهد. یعنی جایی که ماری، احمد را از فرودگاه برمی دارد، سوار یک اتومبیل نا آشنا می شوند و از محل پارک دنده عقب می گیرد و یک تصادف بی دلیل اتفاق می افتد: حادثه ای که فرهادی با هوشمندی عنوان فیلم را در پی آن بالا می آورد :گذشته. که برف پاک کن ماشین همراه آن می شود. دنده عقب گرفتن خطرناک است، بازگشت خطرناک است، گذشته خطرناک است.

    اختصاصی نقد فارسی

    مترجم: شبنم سیدمجیدی
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. آفلاین

    *Yalda* عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/1/12
    ارسال ها:
    4,737
    تشکر شده:
    4,474
    امتیاز دستاورد:
    0
    محل سکونت:
    تهران
    پاسخ : نقد و بررسی فیلم The Past (گذشته) / جدیدترین فیلم «اصغر فرهادی»

    [h=2]
    مجموعه نقد های مشهور ترین منتقدان جهان بر فیلم «گذشته»، فیلم جدید اصغر فرهادی
    [/h]
    [​IMG]

    فیلم گذشته تازه‌ترین ساخته اصغر فرهادی در جشنواره کن امسال به نمایش در آمده و نامزد جایزه نخل طلاست. مطلب زیر گزیده ای است از نظر منتقدان ایرانی که نقد خود را به سفارش بی بی سی فارسی نوشته اند و منتقدان غیرایرانی که نقد خود را در نشریه های مختلف منتشر کرده اند.


    این فیلم همزمان در فرانسه اکران شده و به زودی در کشورهای دیگر از جمله ایران نیز به نمایش درخواهد آمد.


    [​IMG]
    محمد حقیقت

    این منتقد سینما نوشته است: در "گذشته" همچون فیلم "جدائی نادر از سیمین" رابطه خانوادگی چند نفر از طبقه متوسط و درگیری های عاطفی - خانوادگی آنها مطرح می شود که مردی ایرانی (احمد، با بازی خوب علی مصفا، شوهر سابق یک زن فرانسوی به نام ماری) باید بعد از چهار سال جدایی و ترک فرانسه، از تهران به پاریس باز گردد تا مراحل اداری و کاغذ بازی های طلاق خودشان را به اتمام برساند و ماری بتواند با شخص دیگری ازدواج کند. در این فاصله که احمد غایب است، ماری که در داروخانه کار می کند با مرد دیگر فرانسوی (سمیر، با بازی طاهر رحیم، که در مغازه خشکشویی کار می کند) آشنا شده که وی دارای زن و یک پسر کوچک هم هست. این دو سخت به هم علاقمند شده اند. از سوی دیگر، ماری (با بازی خوب برنیس بژو) نیز دو دختر دارد. احمد در رابطه با این دو خانواده، تلاش دارد به نوعی به آنها یاری رساند. کنکاش در گذشته اینها، مسائلی را رو می کند که در زندگی روزمره آدمهای اطرافمان هم می توان سراغ گرفت. هیچ قهرمان پروری یا مسائل حاد و شگفت انگیز غیر مترقبه ای، جدا از درام های خانوادگی روزمره، درفیلم رخ نمی دهد، اما پیچیدگی آدم ها در شرایط خاص، عواطف و احساسات شخصیت ها را دگرگون می کند. سوء ظن های کوچک، دردسرآفرین می شوند... اگر چه این فیلم هیچ ربطی به فیلمهای وسترن ندارد، اما آمدن احمد، تنها، به شهر (پاریس، که شهر او نیست) و باعث به هم ریختن مسائلی از گذشته دو خانواده، و سپس ترک شهر، تنها، می شود، یادآور خط ستون فقرات سناریوهای وسترنی است!

    داستان فیلم به تمامی در پاریس و حومه آن اتفاق می افتد، اما کارگردان افسون این شهر و زیبائی های توریستی آن نشده است و دوربین کارگردان بسیاری از صحنه ها در داخل مکان ها، مثل مغازه خشکشوئی – داروخانه و منزل ها می گذرد متمرکز شده است.

    فیلم دو ساعت ده دقیقه است که همچون فیلم قبلی فرهادی، تعلیق در آن به خوبی عمل می کند و هر لحظه که می گذرد، تماشاگر اطلاعات جدیدتری به دست می آورد. البته از آنجا که کارگردان احتمالا نگرانی این را داشته که ممکن است تماشاگر نکته ای را نفهمیده باشد، گاه اطلاعات داده شده را به شکل دیگری تکرار می کند یا صحنه ای را کش می دهد. (که البته خیلی جزئی است.)

    سناریو "گذشته" کمی حالت عروسک های روسی را دارند که وقتی آن را باز می کنی باز هم عروسک کوچکتری درون آن هست و درون این یکی باز عروسک کوچک دیگری می توان یافت.

    میزانسن ها، بازی گیری از هنرپیشگان و به ویژه از کودکان و نوجوانان فیلم، فرهادی را به عنوان فیلمسازی مسلط مطرح می کند که توانسته ترکیب خوب و هوشمندانه ای از یک فیلم منتقدپسند و در عین حال تماشاگرعام پسند را به وجود آورد.

    [​IMG]

    پیتر بردشاو

    پیتر بردشاو، منتقد سینمایی روزنامه گاردین، از ۵ ستاره، ۴ ستاره داده است و نوشته: "اصغر فرهادی با فیلمی پرجاذبه، میخکوب کننده و البته کمی تصنعی، به کن آمده است. فرهادی استیصال و خشمی را که در مبارزه با گذشته و خنثی کردن تصمیم های غلط زندگی وجود دارد به نمایش می گذارد."

    آقای بردشاو فیلم را "درامی ظریف و در بیشتر لحظات استادانه و با بازی های کنترل شده و هوشمندانه" توصیف کرده و شکل ظریف موزاییک گونه از جزئیات، تغییرهای غیرمنتظره طرح داستان، پیچش های تعلیق آمیز و رازگشایی ها را ستوده است. به نوشته او "ساختار روایی شاید بیش از حد قاطعانه است"، و "غیبت مستمر یک شخصیت مهم از صحنه ها شاید حدس زدن صحنه آخر را کمی ساده کرده باشد.

    او بیشتر لحظه های این فیلم را به گونه ای جالب و تازه، به "تئاتر صحنه ای" شبیه دانسته است. او انرژی و هوش مستمر در فیلمسازی اصغر فرهادی را "سخت تاثیرگذار" دانسته است.

    او این سوال را مطرح می کند که آیا اصغر فرهادی از جزئیات و غافلگیری های داستانی به صورتی بیش از اندازه استفاده کرده؛ آن گونه آن را در مرز باورپذیری و باورناپذیری قرار داده باشد.

    [​IMG]

    پرویز جاهد

    نوشتن و قضاوت درباره فیلم فرهادی بعد از یک بار دیدن فیلم آن هم در فضای شلوغ و سرسام آور کن، کار ساده ای نیست، آن هم در مورد فیلمسازی که یکی از تم های اصلی فیلم هایش این است که درباره آدم ها نباید به سادگی قضاوت کرد.

    "گذشته"، همانند "جدایی نادر ازسیمین" و "درباره الی"، فیلم چندلایه ای است با شخصیت هایی چند بعدی و پیچیده که به تدریج خود را در دل روایت اصلی و درامی پرتنش با محور خانواده و زندگی زناشویی، افشا می کنند. این جا هم، همان تم های همیشگی فرهادی مثل حقیقت و دروغ، به بن بست رسیدن رابطه زناشویی، اعتماد و قضاوت درباره آدم ها را داریم.

    "گذشته" مثل فیلم های دیگر فرهادی، آرام شروع می شود اما به تدریج به طوفانی سهمگین تبدیل شده و شخصیت ها را در برابر هم قرار می دهد. علی مصفا و برنیس بژو در نقش زن و شوهری که بعد از چند سال جدایی، هنوز عواملی آنها را به هم وابسته می کند و اجازه نمی دهد که به سادگی از هم جدا شوند، به شدت باورپذیر و متقاعد کننده اند. طاهر رحیم نیز بار دیگر، قدرت بازیگری اش را در نقشی متفاوت به ما نشان می دهد.

    فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی فیلمش در کن گفت که با تغییر جغرافیای فیلمش، سبک سینمایی اش تغییر نمی کند. حرفش کاملا درست است. «گذشته»، همه عناصر سبکی و تماتیک فیلم های فرهادی را در خود دارد اما تفاوت این فیلم با فیلم های قبلی او در این است که او در این فیلم، بیش از حد، به فیلمنامه متکی است و کمتر به کارگردانی توجه کرده است. به نظرم آن قدر که دیالوگ ها و داستان و گره های داستانی برای فرهادی مهم بوده، ریتم فیلم، پیشرفت روایت و تدوین برایش اهمیت نداشته است.

    فرهادی تا یک ساعت و نیم اول، عالی کار کرده اما در چهل دقیقه آخر، که ماجرای خودکشی سلین (همسر طاهر رحیم) به مسئله اصلی فیلم تبدیل می شود و همه مسائل دیگر فیلم را تحت الشعاع قرار می دهد، از مسیر منطقی و طبیعی اش دور می شود. در این بخش، فرهادی ما را بمباران اطلاعاتی می کند و می خواهد ما را با تکنیک های فیلمنامه نویسی اش و گره هایی که در لحظه بسته شده و فورا باز می شوند، مرعوب کند. در نتیجه، برخلاف بخش های اول فیلم که با دقت و مهارت کارگردانی شده، در این بخش با فیلمنامه ای مواجه ایم که انگار به سرعت دارد ورق می خورد. اما فیلم از دست نمی رود و فرهادی در پایان موفق می شود، دوباره کنترل خود را بر درام و شخصیت هایش به دست آورده و ما را با یک پایان بندی زیبا و تکان دهنده، غافلگیر کند.

    فرهادی فیلم را در فرانسه و به زبان فرانسوی ساخته است اما فیلم فرهادی، هیچ شباهتی با سینمای فرانسوی ندارد. آدم های اصلی فیلم فرهادی، به ویژه دو مرد اصلی فیلم یعنی احمد(علی مصفا) و سمیر(طاهر رحیم)، هر دو پس زمینه خارجی دارند. موضوعی که می توانست به رویکرد اصلی یک فیلمساز فرانسوی، یعنی بحران هویت، ترومای مهاجرت و مسائل پسا استعماری تبدیل شود و یا رابطه سه گانه بین مصفا، برنیس بژو و طاهر رحیم شکل مثلث عاشقانه را پیدا کند اما فرهادی، عمدا وارد این فضاها و روایت ها نمی شود و درام پرتنش اگزیستانسیالیستی اش را حول محور تم اصلی اش، یعنی کشف حقیقت بنا می کند.

    [​IMG]

    کیت میوئر

    این منتقد سینمایی تایمز، از ۵ ستاره به این فیلم ۵ ستاره داده و نوشته که اصغر فرهادی در این "درام فوق العاده"، درکی عمیق از ذات آشفته وضعیت انسانی را به نمایش می گذارد. به نوشته او این فیلم نامزدی جدی برای نخل طلا به نظر می رسد.

    او این فیلم را نمونه ای از علاقه اصغر فرهادی به ابهام و رازآلودگی دانسته که در فیلم "جدایی نادر از سیمین" هم نشان داده بود.

    خانم میوئر بازی سه شخصیت اصلی فیلم را "فوق العاده" توصیف کرده و نوشته که آنها "خیزاب های احساسی ای ایجاد می کنند که مخاطب را به شکلی غیرمنتظره در خود غرق می کنند." به نوشته او هر یک از شخصیت های فیلم، همدردی مخاطب را بر می انگیزد و در عین حال، این همدردی را پس می زند.

    به نوشته او، هیچ قهرمان یا برنده ای در این داستان نیست- داستانی که بر دوش مخاطب، بار رازی را می گذارد که هیچ یک از شخصت های داستان، هرگز آن را نخواهند دانست.


    [​IMG]


    محمد عبدی

    تجربه دیدنی دیگری از اصغر فرهادی که جهان تلخ و تیره ای بنا می کند که در آن انسان ها اسیر جبر و تقدیری به نظر می رسند که گریز و گزیری از آن نیست و فیلمساز ابایی ندارد که شخصیت هایش را- که هیچ کدام قهرمان نیستند؛ حتی شخصیت احمد که در ابتدا قهرمان به نظر می رسد، اما در نهایت نیست- تا سرحد سیاهی مطلق و تنهایی درونی عمیق- که ویژگی همه انسان هاست؛ گیرم که پنهانش کنند- پیش می برد و با دوربینی سیال و پر تحرک به مانند دو فیلم قبلی موفق می شود تماشاگر را در احوال درونی متلاطم آدم هایش شریک کند و او را از یک آرامش ظاهری به درون یک جهنم واقعی هدایت کند و با جزئیاتی به غایت حساب شده - که در نهایت این میزان «حساب شدگی» و بستن راه بر روی هر نوع غریزه و ناخودآگاه به فیلم لطمه می زند؛ از جمله دیالوگ های نمادین مثل اشاره به بند نیامدن باران که جایی در ساختار فیلم پیدا نمی کنند و به یکدستی اثر خدشه وارد می کنند - و نوعی تعلیق جذاب و گره گشایی لحظه به لحظه- که پیشتر در سینمای فرهادی وجود نداشت، اما در سه فیلم اخیر که می توان آنها را سه گانه فرهادی درباره مفهوم حقیقت و اشکال گونه گون آن دانست- تماشاگر را در تنشی مداوم- اما به شکلی خفیف تر از جدایی نادر از سیمین- قرار می دهد و به رغم کند شدن و تکرار برخی از لحظات، کماکان از فیلمساز و فیلمنامه نویس طراز اولی حکایت دارد که سینما را به شدت می شناسد.

    [​IMG]

    جاستین چانگ


    جاستین چانگ، منتقد نشریه ورایتی، نوشته که اصغر فرهادی با اینکه وطن خود ایران را ترک کرده تا فیلمی در پاریس با بازی برنیس بژو بسازد، فیلم "گذشته" نمی توانسته حسی بیش از این، به "خانه" داشته باشد.

    به نوشته او، این فیلم هم مثل "جدایی نادر از سیمین" ملودرامی خانوادگی است که به شکلی بدیع، پیکرتراشی شده است. او فیلم را "فرشی تافته از رازگشایی ها"یی توصیف کرده که "به دقت طراحی شده است."

    به نوشته جاستین چانگ، با وجود اینکه "حس ساختار روایی فرهادی در لحظاتی تقریبا بیش از حد قاطعانه است،" ولی او روی شخصیت ها، بازی ها و تم فیلم، توجهی "ریزبینانه" داشته است.

    آقای چانگ بازی های فیلم را "قدرتمندانه" توصیف کرده است.

    [​IMG]
    جف اندرو
    این منتقد سایت اند ساوند، درباره فیلم نوشته است: مثل دو اثر قبلی اصغر فرهادی، "گذشته" فیلمی است که به شدت بر ریزه کاری های روانشناختی و اخلاقی در فیلمنامه متکی است؛ در واقع اگر به خاطر توجهی که فرهادی به جزئیات مشخصی از میزانسن می کند نبود، این فیلم ممکن بود که در برخی لحظات، "خیلی تئاتری" حس شود.

    به نوشته او، گرفتارشدن شخصیت های جدایی نادر از سیمین در رازها و دروغ هایی مدام، به آن فیلم حسی کاملا ارگانیک و باورپذیر می داد، ولی در فیلم تازه فرهادی، برخی از از رازگشایی ها "ثقیل و حتی با حسی از تصنع به نظر می رسد."

    او همچنین به برخی "شلختگی ها" در روایت اشاره کرده است و نمونه آن را فراموش شدن یکی از شخصیت های اصلی در طول چند صحنه ذکر می کند.

    او نوشته است که به نظر او فیلم طولانی است و سخت است که در پایان بگوییم که دقیقا قرار است فیلم درباره چه کسی یا چه چیزی باشد.

    این منتقد بازی ها را محکم و میزانسن ها را استوار دانسته است و با این حال، "گذشته" را "حتی در مقایسه با "چهارشنبه سوری"و "درباره الی"، "کمی مایوس کننده" دانسته است.

    -------------
    منبع: بی. بی سی
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. آفلاین

    *Yalda* عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/1/12
    ارسال ها:
    4,737
    تشکر شده:
    4,474
    امتیاز دستاورد:
    0
    محل سکونت:
    تهران
    پاسخ : نقد و بررسی فیلم The Past (گذشته) / جدیدترین فیلم «اصغر فرهادی»

    نقد ریویویی از دبورا یانگ


    [​IMG]


    [TABLE="class: text, width: 100%"]
    [TR]
    [TD="class: intable, align: right"]
    به گزارش سینمانگار، نشریه هالیوود ریپورتر در نقدی که اخیرا از فیلم «گذشته» نوشته است: اصغر فرهادی، جستجوی خود در وادی احساسِ گناه، انتخاب و مسئولیت را در درامی با فیلمنامه و کارگردانی استادانه به گونه‌ای پی‌ می‌گیرد که در هر گامش توجه خاص مخاطب را طلب می‌کند.

    فیلم «گذشته» به عنوان اولین ساخته اصغر فرهادی در خارج از کشور، هفته گذشته در بخش رقابتی شصت‌وششمین جشنواره کن موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر زن (برنیس بژو) و کلیسای جهانی (بهترین فیلم معنوی) شد.

    "دبورا یانگ"، منتقد نشریه سینمایی هالیوود ریپورتر با تمجید از جدیدترین ساخته فرهادی نوشت: همچون ساخته قبلی، قصه در متن یک خانواده می‌گذرد و بار دیگر کودکان قربانیان اصلی داستان هستند، اما این‌بار فیلمنامه‌ی تقریبا بی‌نقص فرهادی شوک‌های انفجاری «چهارشنبه سوری»، «درباره‌ الی» و همان‌هایی که با آن‌ها «جدایی نادر از سیمین» جایزه اسکار بهترین فیلم زبان خارجی را به خود اختصاص داد را به دست فراموشی سپرده و «گذشته» زیر انگشتان نوازنده پیانوی چیره‌دستی است که می‌داند هر نُت را با چه ضربی بنوازد و به تاثیر هر جمله بر کل اثر آگاه است.

    [​IMG]

    وی در ادامه نقد خود آورده است: بازی مرکزی، بسیار پویا و غیر سانتیمانتال "برنیس بژو"، در کنار بازی خوب علی مصفا و "طاها رحیم" تماشاگر را در برقراری رابطه با قصه یاری می‌دهد.

    هرچند قصه در فرانسه می‌گذرد، اما فیلم عمدتا در فضاهای بسته و به‌ویژه در خانه‌ای شلوغ در حومه‌ پاریس سپری می‌شود که درها و پنجره‌های فراوانش یادآور آپارتمان فیلم «جدایی نادر از سیمین» است.

    ماری (بژو) از همسرش احمد (مصفا) می‌خواهد تا پس از چهار سال جدایی به فرانسه بیاید تا بالاخره طلاق‌شان جاری شود. اما احمد نمی‌داند در چه لانه زنبوری قدم می‌گذارد. تلاش برای بازکردن کلاف سردرگم روابط بزرگسالان که در مسیر خود به کودکانی بی‌احساس امنیت مبدل شده‌اند، تماشاگر را در تمام مدت مجذوب فیلم نگه می‌دارد.

    احمد در اکثر اوقات ناظری آرام و متعادل و شاهد مراودات ماری و نامزد تازه‌اش سمیر (طاها رحیم) و سه بچه‌ای است که با آن‌ دو زندگی می‌کنند. خود این بچه‌ها هم بی‌گناه نیستند، شاید بشود گفت "بی‌لکه" نیستند و این نکته‌ای اصلی در قصه است. اما از زاویه دید فرهادی، آن‌ها همیشه بازندگان نبرد والدین‌شان هستند.

    وقتی "ماری" برای استقبال از احمد به فرودگاه می‌رود، فاصله عمیق میان‌شان با گفتگویی از پشت شیشه‌ای ضخیم نمایان می‌شود. این که ماری ماشینی قرضی را می‌راند، نشانه‌ای است برای احمد بر حضور مردی دیگر در زندگی او. حقیقتی که کمی بعد از جانب کوچولوهای خانه، لئا (ژن ژستن) و فؤاد (الیس اگیس) مُهر تایید می‌خورد.

    به جای رزرو کردن هتل، ماری اصرار دارد احمد در خانه بماند. تصمیمی که با حضور "سمیر" ترش‌رو و عبوس غیرمنطقی می‌نماید. با تلاش هر دو مرد، ملاقات نخست‌شان سر میز صبحانه بی‌دردسر سر می‌شود. هرچند تنش در خانه به تدریج و با برملا شدن حقایقی تلخ بالا و بالاتر می‌رود.

    "سمیر" یک خشک‌شویی را در نزدیکی داروخانه محل کار "ماری" می‌گرداند. "فؤاد" پسر او از "سلین"، همسر فرانسوی‌اش است که هشت ماهی است در کُما است. با این که "ماری" عصبی است و زود جوش می‌آورد و هرگاه بچه‌ها کار بد می‌کنند از کوره در می‌رود، "فؤاد" ترجیح می‌دهد در خانه‌ی او و با همبازی‌اش "لئا" زندگی کند. "احمد" که معلوم می‌شود پدر هیچ‌یک از بچه‌ها نیست، رابطه‌ مناسبی با آنان برقرار می‌کند. همین امر او را تا عمق درام خانوادگی پنهانی که در سطح فیلم‌های "میشاییل هانکه" است پیش می‌برد.

    "احمد" به‌ویژه با "لوسی" 16 ساله (پولین بورله) رابطه خوبی برقرار می‌کند که اخیرا رفتار غریبی بروز می‌دهد، از خانه دوری می‌کند و برخوردی خصمانه‌ با مادر عصبی‌اش دارد. "ماری" از "احمد" می‌خواهد تا مشکل دختر را بیابد. "احمد" سردرگم، اما با مهارت یک کارآگاه تلویزیونی تحقیقاتش را پی می‌گیرد.

    چند سرنخ رد گم‌کن هم در میان است. از جمله درد مچ "ماری" که با توجه به رفتار خشن او، شدیدا گمان را به کتک زدن بچه‌ها توسط او می‌برد. بدتر ازخشونت فیزیکی، فضای مسموم اسرار بزرگسالان است که گویی "لوسی" هم در آن دستی دارد. مثلا چرا زن "سمیر" در بیمارستان و در کمایی به نظر غیرقابل بازگشت است؟ نقش هر یک از شخصیت‌ها در این تراژدی چه بوده است؟

    این منتقد سینمایی در پایان نوشته است: جذاب‌ترین وجه فیلمنامه، روش برملا کردن انگیزه‌ها، بدون جانبداری از شخصیت‌هاست. در حقیقت نه "برنیس بژو" به عنوان مادر و عاشقی بی‌مهار، نه "علی مصفا" به عنوان غریبه‌ای دور که خانواده را ترک کرده و نه "طاها رحیم" به عنوان عبوسی که رابطه‌ای خارج از ازدواج دارد، هیچ یک از آداب اجتماعی قصور نمی‌کنند. حضور محمود کلاری، مدیر فیلمبرداری نیز با صراحتی صمیمی و دقتی نمادین، تقریبا در تمامی صحنه‌ها، به اوج خود رسیده است.


    منبع: ایسنا



    [/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]
    [/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]