1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دلکده

شروع موضوع توسط *Mitra* ‏3/2/15 در انجمن اشعار

  1. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏28/7/15
    ارسال ها:
    630
    تشکر شده:
    3,163
    امتیاز دستاورد:
    113
    خواهر کوچکم از من پرسید:
    پنج وارونه چه معنا دارد ...؟
    من به تندی گفتم...
    این سوال است که تو می پرسی؟
    پنج وارونه دگر بی معناست...
    خواهر کوچک من ساکت ماند...
    وسوالش را خورد
    دیدم از گوشه ی چشمش نم اشکی پیداست...
    بغلش کردم و ارام گرفت..
    او به ارامی گفت که چرا بی معناست...؟
    من که در همهمه ی داغ سوالش بودم....
    از دلم ترسیدم...
    من که معصومیت بغض صدایش دیدم...به خودم می گفتم:
    اگر او هم یک روز...
    وارد بازی این عشق شود....
    مثل من قهوه ی تلخ عاشقی خواهد خورد...
    توی فنجان نگاهش ماندم...
    مات و مبهوت فقط میگفتم:
    بخدا بی معناست...
    پنج وارونه غلط ها دارد....
    تو همان پنج دبستان خودت را بنویس....
    پنج وارونه ی ما یک بازیست....
    بازی ای بی معنیست....
    تو همان پنج دبستان خودت را بنویس.....!!!
     
    سایه، Mastaneh، میترا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏28/7/15
    ارسال ها:
    630
    تشکر شده:
    3,163
    امتیاز دستاورد:
    113
    زندگی بعداز تورا آن بی گناهی که تنش

    نیمه جان مانده ست روی دار میفهمد فقط

    حرف دکترها قبول آرام میگیرم ولی

    حرف یک بیمار را بیمار میفهمد فقط

    تشنه ی یک لحظه دیدار تو ام، حال مرا

    روزه داری، لحظه ای افطار می فهمد فقط...
     
    سایه، میترا و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏28/7/15
    ارسال ها:
    630
    تشکر شده:
    3,163
    امتیاز دستاورد:
    113
    یک احساساتی هست ،
    یک چیزهایی هست ،


    که نمی شود به دیگری فهماند

    نمی شود گفت ،

    آدم را مسخره می کنند ...
     
    سایه، Mastaneh، میترا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتو
    بیا بردار بازی کن سفید از من سیاه ازتو

    همیشه آخر بازی کسی که سوخت من بودم
    همیشه باخت بامن بوده گاه از عشق گاه ازتو

    تو رُخ میتابی و من قلعه ات را آرزومندم
    خر است این اسب اگر یک لحظه بردارد نگاه ازتو

    تمام خانه ها را بر سرم آوار کردی و
    کسی جرأت ندارد تا بگیرد اشتباه از تو

    قشنگم ، فیل ما مست است و گاهی کجروی دارد
    نگیری خرده بر مستان اگر بستند راه از تو

    مطیع رإی خوبانم . چه بگذاری چه برداری
    کماکان برنمی گردد سر ما بی کلاه از تو

    در این بن بست حیرانی کجا میرانی ام ؟ دیگر
    چه دارم رو کنم زیبای کافر کیش،آه از تو.
     
    سایه، Mastaneh، میترا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    70
    تشکر شده:
    369
    امتیاز دستاورد:
    53
    فرق بین دوستت دارم و عاشقت هستم چیست؟

    وقتی گلی را دوست دارید آن را گلچین میکنید(میچینید) اما وقتی شما عاشق گلی هستید آن را هر روز آبیاری می کنید
    کسی که این(متن)را بفهمد زندگی را فهمیده است
    چارلی چاپلین
     
    سایه، Mastaneh، میترا و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. الهه ی ❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,246
    تشکر شده:
    26,791
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    صدا کن مرا
    صدای تو خوب است
    صدای تو سبزینه ی ان گیاه عجیبی ست
    که در انتهای صمیمیت حزن می روید
    در ابعاد این عصر خاموش

    من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
    بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ ست
    و تنهایی من
    شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد

    وخاصیت عشق این ست
    @};-
     
    Mani، سایه، Mastaneh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. الهه ی ❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,246
    تشکر شده:
    26,791
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    کاش تا دل می گرفت و می شکست
    دوست می امد کنارش می نشست
    کاش میشد روی هر رنگین کمان

    می نوشتیم: مهربان با من بمان....
    @};-
     
    سایه، نگار، !DOREGARD! و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,048
    تشکر شده:
    9,632
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    از حال من مپرس که بسيار خسته ام!!
     
    میترا، وضعیت سفید، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. به دوست داشتنت مشغولم
    همانند سربازی که سالهاست
    در مقری متروک
    بی خبر از اتمام جنگ
    نگهبانی می دهد!
     
    میترا، وضعیت سفید، Mastaneh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    293
    تشکر شده:
    2,155
    امتیاز دستاورد:
    93
    من فكر ميكنم كه خدا قبل خلق تو، يك قهوه خورده بود! دلش رو به راه بود

    الگوي آفرينش تو -غير چشم هات- ، تكرار پر ظرافت الگوي ماه بود


    من فكر ميكنم كه خدا قبل چشم هات، يك كهكشان ستاره ي پر نووور آفريد

    اما نميشود بشود! قبل خلق تو، هر سعي آفرينش الگو تباه بود


    تا خلق تو به آخر خطش رسيد او، در چشم هاي ميشي تو گم شد و نشست

    زل زد به آفرينش اين اتفاق خوب

    زل زد!... و اين نگاه عميقش گناه بود


    يك حس خوب چون كه دلش را گرفته بود، عشق آفريد تا كه جهان عاشقت شوند

    اما بدون شك خود اوعاشق تو شد.... و چاه كن هميشه خودش توي چاه بود...
     
    میترا، وضعیت سفید، toeh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.