1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سه نقطه...

شروع موضوع توسط *Melika* ‏9/9/15 در انجمن اشعار

  1. شعر چيزي نيست

    لحنِ گفتن «دوستت‌ مي‌دارم» است

    من

    لال و كور و فلج و بي‌دست و پا شوم اگر

    شعر نتوانم گفت شايد

    اما

    دوستت خواهم داشت حتما!
     
    سایه های بیداری، Sanazz، سایه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. دریا تو را از من گرفت!
    به ماهی ها گفتم ام
    برایم از دریا
    سوغات صدف بیاورند
    شاید آخری فریاد های تو
    در گوش صدف ها مانده باشد...
     
    سایه های بیداری، *Mitra*، سایه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. می روی
    تمام که نمی شوی
    تنها میروی و من به رد پایت
    که روی زندگی ام مانده
    خیره میشوم...

    "عباس معروفی "
     
    *Mitra*، سایه، M @ H @ K و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. انشایم که تمام شد
    معلم با خط کش چوبی اش زد پشت دستم
    . گفت جمله هایت زیباست...
    گفتم اجازه آقا ...
    پس چرا میزنید ؟؟؟
    نگاهم کرد...
    پوزخند تلخی زد و گفت :
    میزنم تا همیشه یادت بماند
    خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در این دنیا
    تاوان دارد !

    "احمد شاملو "
     
    سایه های بیداری، *Mitra*، سایه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. دست های ویران من
    سرزمین بر باد رفته ایست
    که در آن
    سلسله های عهد تو
    بارها
    فرو پاشیده است...
     
    سایه های بیداری، *Mitra*، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

  6. چشم هایم همیشه بوی اشک میدهند
    چه در زیر باران
    چه در غروب جمعه
    مکان و زمان را نمیشناسم
    درست از لحظه ای که چشم هایت را به رویم بستی...
     
    سایه های بیداری، *Mitra*، سایه و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    423
    تشکر شده:
    3,557
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    نقطه ها


    پایان جمله هایی است



    که به تو ختم می شود.
    .
     
    yekta، *Mitra*، Sanazz و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. هر شب
    می خوابی بر بالش رویاهایم
    و هر روز
    در اولین خاطره
    بیدار می شوی
    تو
    مثل یک اتفاق
    هر روز می افتی
    ومن
    هر شب
    در یک ماجرای بارانی
    به خواب می روم ...

    "سارا شاهدی "
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. من
    عادت کرده ام
    هر صبح
    قبل از باز شدن چشم هایم
    دوستت داشته باشم...
    و برایم مهم نباشد که تو
    در کجای این شهر شلوغ
    به فراموش کردنم مشغول هستی ...

    "مینا آقا زاده "
     
    وضعیت سفید، *Mitra*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. روزی چند بار دوستت دارم
    یک بار وقتی که هوا برم می دارد،
    قدم می زنیم ...
    وقتی که خوابم می آید،
    تو می آیی!
    یک بار وقتی که باران ناز می کند
    دل ناودان می شکند ...
    می بارد.
    وقتی که شب شروع می شود
    تمام می شود ...
    یک بار دیگر هم دوستت دارم!
    باقی روز را ...
    هنوز را ...
     
    سایه های بیداری، *Mitra*، وضعیت سفید و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.