1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

♚ شاه بیت

شروع موضوع توسط Mojtaba ‏19/12/15 در انجمن اشعار

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
    کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

    دلم برای خودم تنگ می شود , آری
    همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

    نشد جواب بگیرم سلام هایم را
    هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم

    چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را
    اشاره ای کنم : انگار کوه کن بودم

    من آن زلال پرست ام در آبِ گند زمان
    که فکر صافیِ آبی چنین لجن بودم

    غریب بودم و گشتم غریب تر اما :
    دلم خوش است که در غربت وطن بودم

    - محمد علی بهمنی​
     
    آخرین ویرایش: ‏25/10/16
    ~*~havva~*~، yasamann، سایه و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    در این خرابه خانه ی ویرانه بهتر است
    اینجا اگر بنا نکنی خانه بهتر است

    زان پیشتر که خانه عمرت شود خراب
    دل برکنی ز خانه و کاشانه بهتر است

    مرغی که دانه چیدن او حکم مرگ اوست
    از دست این و آن نخورد دانه بهتر است

    زاهد مرو به صومعه کز بهر اعتکاف
    دارم یقین که گوشه ی میخانه بهتر است

    گفتم که قال عاقل فرزانه بشنوم
    دیدم که حال عاشق دیوانه بهتر است

    شیرین نگشت کام دل از یار آشنا
    دیگر مگو که دوست ز بیگانه بهتر است

    هرکس که دل سپرد به خورشید روی دوست
    جان را کند نثار چو پروانه بهتر است

    چون کوزه باش پر از می و از می سخن مگو
    آری سخن به شیوه ی رندانه بهتر است

    - حسین رسولی ( کوزه )
     
    آخرین ویرایش: ‏25/10/16
    ~*~havva~*~، سایه، M!TRA و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]


    باز پاییز برای تو نبارم سخت است
    پای هر خاطره ات بغض نکارم سخت است

    هر نفس درد بیاید برود , حرفی نیست
    قاب عکست بشود دار و ندارم سخت است

    بی تو با تلخ ترین ثانیه ها رقصیدم
    اینکه باور نکنی بی کس و کارم سخت است

    مثل فرهاد شدن عاقبت مجنون هاست
    این حقیقت که نباشی تو کنارم سخت است

    ای که چشمان تو آرامش بیگانه شدند
    دل بریدن بشود قول و قرارم سخت است

    من که یک عمر نگاهم به قدم های تو بود
    بعدِ مرگم نزنی سر به مزارم سخت است

    - پویا جمشیدی​
     
    ~*~havva~*~، z!ma، yasamann و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]


    ساقیا ! بده جامی ، زان شراب روحانی
    تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی

    بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را
    آنچنان برافشانم ، کز طلب خجل مانی

    طره پریشانش دیدم و به دل گفتم
    این همه پریشانی بر سر پریشانی

    بی‌وفا نگار من ، می‌کند به کار من
    خنده‌های زیر لب ، عشوه‌های پنهانی

    دین و دل به یک دیدن ، باختیم و خرسندیم
    در قمار عشق ای دل ، کی بود پشیمانی ؟

    ما ز دوست غیر از دوست ، مقصدی نمی‌خواهیم
    حور و جنت ای زاهد ! بر تو باد ارزانی

    رسم و عادت رندیست ، از رسوم بگذشتن
    آستین این ژنده ، می‌کند گریبانی

    زاهدی به میخانه ، سرخ روز می‌دیدم
    گفتمش : مبارک باد بر تو این مسلمانی

    زلف و کاکل او را چون به یاد می‌آرم
    می‌نهم پریشانی بر سر پریشانی

    خانه دل ما را از کرم ، عمارت کن !
    پیش از آنکه این خانه رو نهد به ویرانی

    ما سیه گلیمان را جز بلا نمی‌شاید
    بر دل بهائی نِه هر بلا که بتوانی

    - شیخ بهائی​
     
    آخرین ویرایش: ‏25/10/16
    ~*~havva~*~، M!TRA، مـرجانه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]


    زندگی
    زیباست اگر بگذارند

    چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

    و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

    سند عقد مشاعی است همه می دانند

    عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

    دل رنجيده من اينهمه بیهوده نگرد

    خانه دوست همین جاست اگر بگذارند

    من از اظهار نظرهای دلم فهميدم

    عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

    روستا زاده ام و سبزتر از برگ درخت

    سینه ام وسعت صحراست اگر بگذارند

    غضب آلوده نگاهم نكنید ای یاران

    دل من مال شماهاست اگر بگذارند

     
    ~*~havva~*~، سایه، M!TRA و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    آخرش درد دلت، دربه‌درت خواهد کرد
    مهره‌ی مار کسی، کور و کَرت خواهد کرد

    عشق؛ یک شیشه‌ی انگور کنار افتاده‌ست
    که اگر کهنه شود مست‌ترت خواهد کرد

    از هم‌آن دست که دادی به تو بر خواهد گشت
    جگر خون شده‌ام خون‌جگرت خواهد کرد

    ناگهان چشم کسی سربه‌سرت می‌ذارد
    بی‌محلّیش ولی جان به سرت خواهد کرد

    جرم من خواستن دختر اربابِ دِه است
    مادر! این جرم شبی، بی‌پسرت خواهد کرد

    همه‌ی شهر به آواز من عادت کردند
    وقت مرگم گذری با خبرت خواهد کرد

    - امیر سهرابی
     
    ~*~havva~*~، z!ma، M!TRA و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    شب
    بود و ماه بود و خیابان و کاش تو
    باران و عطر چایی و ایوان و کاش تو

    پاییز بود و عاشقی و شعر های من
    بوی دو سیب و قل قل قلیان و کاش تو

    رنگ سفید مهره ی شطرنج دست من
    اسب و رخ و پیاده ی میدان و کاش تو

    کارم شده ورق زدن خاطرات دور
    اشکی که میچکد سر مژگان و کاش تو

    دست و نوازش و گره ی باز روسری
    چشم و نگاه و خال زنخدان و کاش تو

    دامن هزار چین و غزل خوان و دلبری
    بزم شراب و موی پریشان و کاش تو

    باران ببار، بغض مرا تازه تر بکن
    این جا ،ز دوریت همه گریان و کاش تو

    صد بیت نه هزار غزل نه، که شعرمن
    حجمش شده برابر دیوان و کاش تو

    دارد نسیم مشت به در میزند و من
    در فکر آن که آمده مهمان و کاش تو

    - فاطمه دشتی
     
    ~*~havva~*~، M!TRA و مـرجانه از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    روی تختم نشسته ام باید ,
    این نفس های آخرم باشد
    وقتی از دست می روم شاید
    نامه ای لای دفترم باشد

    ناخوشم , مثل شعرهای خودم
    تلخم از بغض های تکراری
    خاطراتی که روز وشب شده اند
    قرص هایی برای بیداری

    تو که گرمی به زندگی خودت
    گریه های مرا نمی فهمی
    به حضورت هنوز معتادم
    تو ولی بی بهانه بی رحمی

    بغض كردم ، ولي نفهميدی
    رفتنت حسِ خوبْ! خوبی نيست
    مثل من جمعه باش ! می فهمی
    عصر جمعه غروب خوبی نيست

    فكر كن! پشت هم دعا بكنی
    تا سرت روی شانه اش باشد
    می رود تا تمام خاطره ات
    دو، سه خط ، عاشقانه اش باشد

    فكر كن ! آخرين نفس هایت
    زير باران شبی رقم بخورد
    عشق يعنی كه رفته باشد و بعد
    حالت از زندگی به هم بخورد

    فكر كن! در شلوغی تهران
    عصر پاييز ... در به در باشی
    شهر را با خودت قدم بزنی
    غرقِ رويای "یک نفر باشی"

    []

    من كه یک عمر در خودم بودم
    سينه ام را به عشق آلودی
    يك نفر عاشقانه پیرم كرد
    كاش از اول نیامده بودی

    می نويسم، اگرچه چشمانم
    تا ابد از نگاه تو مست اند
    تو برو تا همیشه! باور كن
    خاطراتت مراقبم هستند

    - پویا جمشیدی​
     
    مـرجانه، z!ma و *Mitra* از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]

    شمعی ندارد تا شبی پروانه باشد
    باید برای گریه هایش شانه باشد

    دنیا جهنم درّه ای ، ماقبل مرگ است
    وقتی نخواهد لحظه ای دیوانه باشد

    حالش شبیه پنجم دی ماه ، وقتی
    باور نمی کرد ارگ بم ویرانه باشد

    با هر ترانه عاشقی می کرد ، حالا
    باید شبیه آدمی بیگانه باشد

    یک خاطره از روزها رفته فهماند
    لیلی و مجنون بهتر است افسانه باشد

    حتی خدا هم طاقت خواندن ندارد
    شعری که اوجش هق هقی مردانه باشد

    روزی خبر آمد جهان دیگری هست
    تا دردهای این جهان بیعانه باشد

    - پویا جمشیدی


     
    آخرین ویرایش: ‏28/11/16
    ~*~havva~*~، z!ma، M!TRA و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/3/11
    ارسال ها:
    834
    تشکر شده:
    5,003
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]


    عشق
    تو مثل شعر ، شیرینه
    مثل غیرت تو فکر یه مرده
    پدرم میگه موت مثل کوه
    تو شبش خیلیارو گم کرده

    ولی من دامنت رو دوس دارم !

    هرچی باشی واسم مثه نوری
    وقتی میبینمت چشام بازه
    مامانم از تو دلخوره ، اما
    تن تو شرجیای اهوازه

    اون چمیدونه من تو رو میخوام !

    تو قدمهات یه نظم و ترتیبه
    که خدا خلق کرده تنهایی
    تق تتق تق تتق تتق تق تق
    مثل بارون رو شیروونیایی !

    تو بهاری واسه خیابونا !

    شالتُ شل نمی کنی ، اما
    این موهاتن که سرکشن انگار
    خواهرم میگه وضعتو دیده
    جمع کن موتُ آخه لاکردار !

    اینطوری آبمون دو جو میشه !

    شال یاسی رو سر که میزاری
    میشه بوی بهار و حسش کرد
    تو که بسی ، خدا واسه چی پس
    ماه و تو آسمون طلسمش کرد

    تو بلندی و آسمون کوتاه !

    کل دنیا رو میشه عاشق کرد
    میشه جنگا تموم شه یک لحظه
    تو که لبهات و واکنی صلحه
    خنده تو مخدره محضه !

    پس بخند و جهان و راحت کن​
     
    آخرین ویرایش: ‏31/12/16
    ~*~havva~*~، M!TRA و z!ma از این ارسال تشکر کرده اند.