1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار وداستان های کوتاه خودتان

شروع موضوع توسط shaer ‏31/1/16 در انجمن نویسندگان تاپ فروم

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    دلم شاد است و دارم میل گفتن.......خصوصا از تو گفتن یا شنفتن
    چه میدانی که وصف چشم مستت ....... کشد تا صبح و صبح راهم نخفتن
    دوباره شب شدو اتش به پا شد..............میان عقل و دل .گفتن ,نگفتن
    @};-
     
    سایه، Haniye.، mohana. و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    مانده@};-

    مانده بودم توی راه آمد نگاهم کرد و رفت ////// با دو چشم پر غرورش یک نگاه سرد و رفت
    در هوایی عاشقانه با دلم خوش بودم او ////////// کرد هوای عاشقی را تیره همچون گرد و رفت
    خون بی رنگی به رگ ماسید و قلبی بی تپش //////// سینه ام اتش گرفت و شد دلم پر درد و رفت
    خسته و دل مرده گفتم چه خطابش من کنم//////////////// اخرش از سوز دل فریاد زدم,نامرد و رفت
    شاعر.....:respect:ناشناس
     
    سایه، Ariana، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    پیش چشم عاشقم تغییر پیدا میکنی....................در غزل چون میروی تفسیر پیدا میکنی
    میروی در خواب و خوابم میبرد............................مثل لیلی میشوی تعبیر پیدا میکنی
    سرزمین عشق من تف دیده هست وشوره زار.........از کجای این کویر انجیر پیدا میکنی
    حلقه حلقه موی تو زنجیر عشقم میشود ...............در گلستان از کجا زنحیر پیدا میکنی
    یک پیاله بس مرا ,عشقم ,شراب کهنه ام ................. تا پیاله میرسد تبخیر پیدا میکنی
    کشته ایی صد عاشق و هرگز نکردی عاشقی........رمز و راز عاشقی را دیر پیدا میکنی
     
    آخرین ویرایش: ‏14/2/16
    سایه، Haniye.، mohana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    کاش رسم عاشق و عاشق شدن ساده بودن ,بود و حیرانی نداشت......کاش سقف کلبه ویران عشق از صنوبر بود و ویرانی نداشت
    کاش مرد عاشق مجنون صفت پیش لیلی بود و شبخوانی نداشت...........کاش گرد شهرعشق و دلبری بی حصاری بود و دربانی نداشت
    شاعر...ناشناس
     
    سایه، Haniye. و mohana. از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    خوابیده روی دست من دارم نگاهش میکنم.........دستی به مویش میکشم گاهی صدایش میکنم
    من عاشق این لحظه ام ارام بویش میکشم.................مهتاب میتابد به او مه را فدایش میکنم
    ارام خوابیده و من دستم خوابش میبرد......................ارام مثل یک پری من جابجایش میکند
    بوی نفسهایش مرا مثل شقایق میکند.................... حجم هوای سینه را پر از هوایش میکنم
    شاعر...ناشناس
     
    آخرین ویرایش: ‏15/2/16
    سایه، Haniye.، mohana. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    هر روز من عاشقم ترم با عشق فردا چه کنم..........بادی به مویت میوزد با موج دریا چه کنم
     
    سایه، Haniye.، mohana. و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    من ماندم ویک قاب عکس روی دیوار///////یک شمع نیمه سوخته در آتش گرفتار
    با گریه گفتی میروم تنها نمانی/////////////////هر رفتنی برگشتنی دارد نه اینبار
    گفتی به من کم گریه اخر تو مردی////////////رفتی ز حال و گریه کردم من چه بسیار
    دستم گرفتی بوسه بر دستت زدم من//////////گفتی قیامت وعده بعدی به دیدار
    اتش گرفتم از نگاهت وقت رفتن/////////////قلبت هنوزم میتپید تا آخرین بار
    حالا فقط من ماندم و ان قاب عکست////////آن شمع نیمه سوخته ام تنها وبی یار
    شاعر ...ناشناس
     
    mohana.، z!ma و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    دردلی با ممد ادمین نامرد
    ای که بستی در برویم ,در برویت بسته کی؟ .......میکنی با ما جفا اما دلت بشکسته کی؟
    در زدم در واکنی وا کردی و بستی چرا؟........از من بیچاره در گوشت کسی بد گفته ؟کی؟
    عاشقی دیرینه بوده بین ما ممد و تو...............باز اگر در زیر پایت عاشقی بنشسته کی؟
     
    Ariana و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    زندگی زیباست
    زندگی زیباست اما چشم زیبا بین کجا .....عینک تیره کجا و عینک زرین کجا؟
    زندگی انگور شیرین است وتو میسازیش.....سرکه ترشی کجا و شیره شیرین کجا؟
    شاعر...ناشناس
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/16
    ارسال ها:
    373
    تشکر شده:
    1,612
    امتیاز دستاورد:
    113
    فقط امشب
    اگر دیوانه میجویی ,بیا دیوانه ام امشب .............مپرس چند و مگو چونی ,که من بی چانه ام امشب
    اگر آوراه دشتم ,پی چشم تو میگشتم..............................پی مهتاب زیبایی ,چنان بی خانه ام امشب
    تو مروارید و من صیاد ,به دریایی چنان تیره..........تنم خیس و نفس تنگ است ,پی دردانه ام امشب
    اگر در چنگ دیوی تو ,چهل گیسوی خواب من.......زره بر تن به جنگ شب ,چنان مردانه ام امشب
    چو فرهادی ,چه شیرینی, به ضرب تیشه میکوبم..........به کوه بی ستون دل ,که من افسانه ام مشب
    نه مست من نه هوشیارم.نه در خوابم نه بیدارم............زعشق چشم مست تو ,چنان مستانه ام امشب
    شاعر ناشناس
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.