1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

جملات و اصطلاحات روزمره انگلیسی

شروع موضوع توسط MoeinTN ‏10/1/18 در انجمن زبان خارجی

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/17
    ارسال ها:
    52
    تشکر شده:
    11
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    I’ll see what I can do for you.
    ببینم چکار میتوانم برایتان انجام دهم
    Of course! You can trust me.
    البته! تو میتوانی به من اعتماد کنی.
    It’s snowing! Kids!
    بچه ها! داره برف میآید
    Look! It’s hailing!
    نگاه کنید! داره تگرگ میاید
    My kids don’t help around the house.
    بچه های من در کارهای خونه کمک نمیکنند
    I have a terrible cold. Take some aspirin.
    بدجوری سرما خوردم. چند تا آسپرین بخور
    She was badly burned.
    بدجوری سوخته بود
    She spent several months in the hospital.
    چند ماه تو بیمارستان بود
    They dress badly.
    بدجوری لباس میپوشند
    Let me pay for the tickets this time.
    بذار ایندفعه من پول بلیط¬ها رو بدم
    Let’s see if the real estate agent has something else to show us.
    بذار ببینم آژانس املاک چیز دیگری برای نشان دادن به ما داره
    Your brother exercises in the morning, but you don’t.
    برادرت صبحها ورزش می¬کند اما تو نه!
    Send them an invitation card.
    براشون کارت دعوت بفرست
    I have great difficulty saying no.
    برام سخته بگم نه
    I am too lazy to do that.
    برای انجام دادن این کار خیلی تنبلیم میاد
    He has two jobs to pay the bill.
    برای اینکه خرجش رو درآره دو جا کار میکنه
    Have you made any vacation plans?
    برای تعطیلات برنامه¬ای داری؟
    What did you buy for dad’s birthday?
    برای روز تولد بابا چه خریدی؟ (روز پدر)
    I’ll do it for you
    برایت انجامش خواهم داد.
    There is no price tag!!
    برچسب قیمت نداره!!
    Read the labels on food products.
    برچسب¬های روی تولیدات غذایی رو بخون
    What time is the show?
    برنامه (نمایش) چه ساعتیه؟
    What time does the show start?
    برنامه چه ساعتی شروع می¬شه؟
    What is your daily schedule?
    برنامه روزانه¬ات چیه؟
    What are you plans?
    برنامه شما چیست؟ = برنامت چیه؟ (برنامه-های شما چیست؟)
    Go and give it back. I think it is spoiled.
    برو پسش بده. فکر کنم فاسد شده
    Many people use home remedies for common illnesses.
    بسیاری از مردم برای بیماریهای معمولی از درمانهای خونگی استفاده میکنند
    After they return from the honeymoon they move in to their own home.
    بعد از اینکه از ماه عسل برگشتند به خونه خودشون نقل مکان کردند
    What are you going to do after graduation?
    بعد از فارغ¬التحصیلی چی کار می¬خوای بکنی؟
    There is no class in the afternoon.
    بعدازظهر هیچ کلاسی دایر نیست
    He’ll pick me up at the school.
    میاد دم مدرسه دنبالم
    I can’t stand the noise sometimes.
    بعضی وقتها نمی¬تونم سر و صدا رو تحمل کنم
    Some people just don’t take a hint.
    بعضیها موضوع رو نمیگیرن
    She looked for work as an actress.
    بعنوان یک هنرپیشه به دنبال شغل گشت
    Come in please
    بفرمایید (داخل)
    Help yourself
    بفرمایید (میل کنید)
    Here you are
    بفرمایید (بگیرید)
    Take a seat please
    بفرمایید (بنشینید)
    Here’s your boarding pass. Enjoy your flight.
    بفرمایید این هم کارت سوارشدن به هواپیما (کارت پرواز شما) پرواز خوبی داشته باشید
    What happened to the rest of it?
    بقیه¬اش چی شد/ چه اتفاقی برای بقیه¬اش افتاد
    This is the rest of your money.
    این هم بقیه پولتون
    He immediately offered her a leading part.
    بلافاصله به اون پیشنهاد یه نقش اصلی رو داد
    Get up, it’s around eight.
    بلند شو، ساعت هشت شد!
    Wake up, it’s around eight.
    بیدارشو، ساعت هشته!
    I have tickets to the basketball game.
    بلیط¬های مسابقه بسکتبال رو دارم
    Call one-one-o please hurry up
    به 110 زنگ بزن، عجله کن خواهش می¬کنم
    Don’t touch it.
    به آن دست نزن
    Don’t touch them.
    به آنها دست نزن
    It’s not spacious enough.
    به اندازه کافی جادار نیست
    Ask her to call me at my parents’ house.
    به او بگو با من در خانه پدر و مادرم تماس بگیرد
    Look at this headline.
    به این تیتر نگاه کن
    What are you thinking about?
    به چی داری فکر می¬کنی؟
    What were you thinking about?
    به چی داشتی فکر می¬کردی؟
    I’ll catch up on my reading.
    به خواندن ادامه خواهم داد (رهایش نمیکنم)
    Which one did you rank number one?
    به کدوم بالاترین نمره رو دادی؟ (در مورد رتبه بندی موضوعهای سلیقه¬ای)
    I don’t need your help
    به کمک تو احتیاج ندارم
    I don’t need your pity
    به دلسوزی تو احتیاج ندارم
    Do it as soon as you hang up.
    به محض اینکه گوشی رو گذاشتی این کار رو انجام بده
    He hardly ever has time to watch TV. (So do I = me too)
    به ندرت وقت تلویزیون تماشا کردن پیدا می-کنه. من هم همینطور
    Let’s make a reservation.
    بهتره رزرو کنیم. (بیا رزرو کنیم)
    What was the best thing about your trip? It’s difficult to say.
    بهترین چیز سفرت چی بود؟ گفتنش سخته
    What’s your favorite childhood memory?
    بهترین خاطره دوران کودکیت کدومه؟


    منبع: آموزش زبان lusy