1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

شروع موضوع توسط anoosh2 ‏9/11/19 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    1,006
    تشکر شده:
    2,860
    امتیاز دستاورد:
    113
    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

    چشای همیشه گریون آخه شستن نداره

    تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

    میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم

    طعم بی تو بودنو از لب سردت بچشم

    نطفه باز دیدنت رو توی سینم بکشم

    مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

    بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم

    برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم

    من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیر غمت

    دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه این غمت

    دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

    لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
     
    mj12 و m naizar از این پست تشکر کرده اند.