حسین ابلیس و پورنام به نام آینه

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏18/8/11 در انجمن لیریک Lyric

  1. آفلاین

    (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے پیشکسوت انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,701
    تشکر شده:
    5,518
    امتیاز دستاورد:
    0
    محل سکونت:
    Yardımcısı kalp
    وب سایت:
    حسین و پورنام - آینه

    پورنام:
    توی آینه نگاه می کنم...توی آینه نگاه می کنم
    توی آینه یکی هست شبیه خودم...توی آینه یکی هست شبیه خودم
    شبیه خودم , شبیه شبهایی که غصه می خورم...شبیه شبهایی که گریه می کنم یواشکی یواشکی یواشکی
    گریه میکنم , غصه میخورم... با خودم حرف می زنم
    که ای مرد سربلند دیروز...ببین چی مونده از جوونیت امروز
    که ای مرد سربلند فردا...که دل داری به قدر دریا
    چی شد آخرش؟ چی اومد سرت...چیکار کردی تو با بال و پرت
    چی شد آخرش؟ چی اومد سرت...چیکار کردی تو ... با بال و پرت

    حسین:
    نگام به آینس و یه تصویری از پشت شیشه.... میگه که این تویی , دروغ نگو! نه مگه میشه؟؟
    من اونم که بزرگه مشکلاتو از رو برده...همیشه دل پاکه گوشه ای همش ساکت
    نشسته فكر فردا هست آروم و از تو فرياد...از تو فرياد...
    مرد توي آيينه يه تلخي تو نگاشه..ميگه اشتباس بخندي بايد له بشي بگندي
    مرد توي آيينه نداره هيچ اميدي..حتي روز خوش نديده ..روياهاش رو سر بريده

    پورنام:
    نه نگو كه نيست اميدي ..نه نگو به تهش رسيدي
    نه نگو كه دل بريدي نه نگو
    نه نگو چه سخته فردا...نه نگو از زخم و دردا
    نه نگو هميشه اشكي... نه نگو

    حسين:
    نگام به آيينس و يه تصويري از پشت شيشه ... ميگه كه اين تويي..دروغ نگو..نه مگه ميشه؟؟!
     
    یک شخص از این تشکر کرد.