1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، لازم است که ثبت نام کنید.

سخنانی از کافکا

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. آفلاین

    minaaa پیشکسوت انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    20,031
    تشکر شده:
    5,999
    امتیاز دستاورد:
    0
    محل سکونت:
    خوزستان
    وب سایت:


    عمری چكش برداشتم و بر سر میخی كه روی سنگ بود كوبیدم. اكنون می فهمم كه هم چكش خودم بودم، هم میخ و هم سنگ.



    لازم نیست گوش كنید، فقط منتظر شوید. حتی لازم نیست منتظر شوید، فقط بیاموزید كه آرام و ساكن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره اش بردارید. انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور گِرد پای شما خواهد گشت.



    دوست، پیوندی است پدر و پسر را؛ او مهمترین نقطه ی عطف آنها است.



    آفریدگار اگر كمی عاقلانه رفتار می نمود، كافكا را در قاره آسیا خلق می كرد تا میلیونها انسان سخنانش را آویزه گوش قرار داده و تا ابد در احوالش به اندیشه و پژوهش بپردازند.



    هراس، تیره بختی است، اما شهامت را نمی توان نیكبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.



    عشق، خودرو بی نقصی است؛ راننده و سرنشین ناقص اند و راه، ناهموار.



    شعر، پویشی جاودانه در جستجوی حقیقت است.


    رسیدن به قله پیروزی آسان است، به شرط اینكه راه رسیدن به قله را بشناسی و توانش را هم داشته باشی.



    جایی كه اعتماد نیست، سخن بیهوده است.



    قدرت فریادها به اندازه ای است كه می تواند خشونت فرمانهای صادر شده بر ضد انسان را درهم بشكند.

    من فكر می كنم آدم باید وقت خود را تنها صرف خواندن كتاب هایی نماید كه با چنگ و دندان دل خواننده را ریش می كنند.



    كتاب باید تبری برای درهم شكستن دریای منجمد وجودمان باشد.



    من درد انتظار را حس نمی كنم، از این رو وقت شناس نیستم و مانند یك گوساله چشم به راه می مانم.



    امكانات برای من وجود دارد، اما در كدام خراب آبادی پنهان شده اند؟



    آنچه را آفریده ام، فقط ثمره تنهایی است.



    در جدال با دنیا، یار دنیا باش.


    از یك نقطه مشخص، دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد؛ به این نقطه مشخص می توان دست یافت.